چرا "بله" به وبلاگ‌نویسی و "نه" به شبکه‌های اجتماعی؟

مبارزه نابرابر بین محتوا و هیجان
مبارزه نابرابر بین محتوا و هیجان

به ساعت های پایانی روز دوم #چالش_وبلاگ‎نویسی رسیده ایم و بهتر دیدم از بین خیلِ عظیم مطالبی که میشه نوشت، برخی از علل برتری وبلاگ نویسی بر فعالیت در شبکه های اجتماعی رو با سوگیری آشکاری بنویسم!

در این مطلب خیلی مقایسه کردن فعالیت در شبکه های اجتماعی یا وبلاگ نیست، بلکه بیشترِ هدف برشمردن برخی از مزایای وبلاگ نویسی است که ازش غافل هستیم.

1- آرشیو منظم و قابل کنترل:

برخلاف شبکه های اجتماعی، در وبلاگ ها معمولا میشه دسته‌بندی و زیر دسته‌بندی ایجاد کرد که به دقت مطالب رو آرشیو میکنه و حتی بر اساس #تگ ها و برچسب ها هم میشه دسته بندی های خیلی دقیق تری ذیل دولایه فوق ایجاد کرد!

اما در شبکه های اجتماعی، همه ی مطلب فنی، شخصی، طنز، جدی، شوخی، تحلیلی، الکی و راستکی تون درهم هستند و اگر بخواهیم هم نمی توانید آن ها را ساماندهی کنید.

تگ ها هم کمک خاصی نمی کنند بهتون چراکه تگ ها عمومی هستند و مثلا شما وقتی تگ میزنید "#بیزپلن" مطالب طنز و جدی و ایده ی همه ی کاربران آن شبکه اجتماعی با مطالب شما درآمیخته نمایش داده میشه و این آن آرشیو مطلوب نیست!

تگ ها هم کمک خاصی نمی کنند بهتون چراکه تگ ها عمومی هستند و مثلا شما وقتی تگ میزنید "#بیزپلن" مطالب طنز و جدی و ایده ی همه ی کاربران آن شبکه اجتماعی با مطالب شما درآمیخته نمایش داده میشه و این آن آرشیو مطلوب نیست!

به طور مثال:

آرشیو وبلاگ قدیمی و شخصی بنده یا مثلا وبلاگ قرآنی که به سبک دیگری آرشیو بندی شده و یا وبلاگ درس و مشق که سبک خودش را دارد!

2- قابلیت جست‌وجو:

یکی از مواردی که همه ی کاربران شبکه های اجتماعی از آن شاکی هستند، امکان پیدا کردن یک مطلب خاص است که به دنبال آن هستند. حتی همین دو دقیقه پیش در تایم لاین دیده میشد، اما دیگه پیدا کردنش کار فرهاد است به عشق شیرین!

اما در وبلاگ نه تنها شما می توانید با قراردادن یک باکس جست‌وجو این امکان را برای خود و کاربران تان ایجاد کنید، بلکه به راحتی مطالب تان توسط موتورهای جست‌وجو قابل یافتن می باشد.

3- ماندگاری مطالب:

با توجه به آرشیو منظم و قابلیت سرچ در مطالب و با توجه به اینکه کمتر پیش میاد یه کمپانی بزرگ بیاید و یک وبلاگ رو بخره و دیلیت (حذف) ش کنه!! شما می توانید امیدوار باشید که همه ی زحمتی که برای وبلاگ تون کشیدید برای آیندگان در دسترس خواهد بود و برای شما هم خاطره میشه.

موافقید چندتا از این خاطره ها رو با فعالین کسب و کارهای اینترنتی مرور کنیم؟

مثال یک:

آرشیو مطالب دوست عزیزم؛ مهندس محمد رشیدی در وبلاگ گروهی دانشگاه مون، که در اوج انرژی و امید با کمترین امکانات سایت کائسنا رو راه انداخت که این روزها میشه اون رو پدر "فرانش" نامگذاری کرد.

عنوان مطلب: بیائید دانشمان را به اشتراک بگذاریم

یا مثلا اولین موفقیت های ایشون: کائسنا بهترین سایت علمی کشور در جشنواره بهترین وب‌سایتهای ایران

که این روزها با نام و برند فرانش و شعار "به راحتی یاد بگیرید" یک قطار سریع است در گسترش دانش و تخصص:

مثال 2:

مطالب دوست قدیمی حمید توکلی که الان مدیر وب‌سایت نامی نیک در حوزه برندینگ هستند در باب فعالیت های دانشگاهی و علمی و غیره.

مثال 3:

خاطره های بی نظیر ما با همکلاسی های خوش‌ذوق و خوش‌سلیقه که از رشته آی تی به هنر رفتند.

پایان مثال ها!

میبینید؟ همه ی این ها به مبارکی وجود آرشیو با یک سرچ و چند کلید ساده به دست اومدند و در حین نگارششون چه خاطره بازی هایی که نکردم.

4- :کمیت و کیفیت مطلب:

شبکه های اجتماعی در بسیاری از موارد تبدیل می شوند به جایی برای تخلیه هیجانات و انرژی ها، در حالیکه وبلاگ به ذات خود جایی برای نوشتن افکار و تحلیل ها هستند، که البته در کنارشان از احساسات عمیق هم نوشته می شود.

نویسنده های وبلاگ با برنامه و هدف خاصی، متمرکز می شوند و با اختصاص وقت و حتی مطالعه اقدام به نگارش مطالب می کنند که بسیار در کیفیت و دقت مطالب موثر است.

5- سرعت و عمق انتشار:

ممکن است تا اینجای مطلب به ذهن تان گذشته باشد که سرعت انتشار مطلبی که می نویسیم، بسیار بالاتر است و سریع و راحت #ریتوعیت یا #ریت می شود به قول معرف!

اما شاید جالب باشد بدانید از قدیم وقتی که مطلبی با کیفیت در وبلاگ نوشته میشود، توسط سایت ها و خبرگزاری ها و همچنین کاربران شبکه های احتماعی بازنشر می شود که تاثیر آن بسیار بالاتر از یک ریتوییت در بین حجم زیادی از مطالب است.

مثال:

دوران مجردی مطالبی در وبلاگ شخصی می نوشتم در نقد مسائلی که درگیرشان بودم یا فکرم را مشغول می کرد، که هرچند حرفه ای یا استاندارد به حساب نمی آمدند در سایت های بسیاری بازنشر می شد و چندین هزار بار خوانده میشدند.(آمار بازدید آن سایت ها و وبلاگ بنده)

صحبتی با خانواده دخترخانم های دم بخت! / خانواده دختر و پسرهای مجرد بخوانند: مهریه بر علیه مهر / صحبتی با آقا پسرهای دم بخت و حتی بعد از عقد! / نقدی بر منتقدان طرح های فرزند بیشتر، زندگی شادتر / (در انتهای مطالب بازنشر کنندگان را می توانید مشاهده کنید)

6- شناخت دقیق و واقعی نویسنده:

در شبکه های اجتماعی بسیار برای بنده پیش آمده که با نوشتن یک مطلب با سوگیری سیاسی یا اجتماعی خاص تعداد بالایی رفت و آمد فالوئر پیش می آید، که شاید یکی از علل آن می تواند عدم شناخت دقیق کاربران از خلق و خوی و تفکرات بنده باشد.

در حالیکه وقتی مخاطب به وبلاگ یک شخص سر می زند، به راحتی می تواند او را از آرشیو چند ساله ی وبلاگش بشناسد و بسیار هم پیش می آید که با اینکه نظرات مخالفی با او دارم، پیگیر مطالبش می شود. چرا که با تفکری شفاف و قابل نقد روبروست و حتی فضایی مناسب برای مباحثه در وبلاگ وجود دارد.

7- قابلیت افتخار:

یادم می آید شش هفت سال پیش که اوج وبلاگ‌وبلاگ نویسی و فعالیت گودری بود، افراد به وبلاگ های خودشون شناخته می شدند و حتی میشد افتخار کرد به اینکه نویسنده وبلاگی با فلان موضوع هستید.

مطمئنا با زنده شده مجدد این فضا و تولید محتوای ارزشمند، این ارزش اجتماعی که همانا گسترش تجربه ها و هم افزایی دانش هاست نیز رنگ خود را باز خواهد یافت.

به امید آن روز نزدیک، که دوباره وبلاگ‌نویسی یک فرهنگ افتخارآمیز باشد
به امید آن روز نزدیک، که دوباره وبلاگ‌نویسی یک فرهنگ افتخارآمیز باشد