روزمرگی‌های یک مشاورِ کسب‌وکار آینده - بازگشت غرورآفرین

قرار بود اینجا روزمره نویسی کنم یعنی هر روز بنویسم ولی یکهو کلی کار و افسردگی ریخت روی سرم و نتونستم اینجا رو به روز کنم. خیلی کار بدیه.

این مدت با یک جای باحال قرارداد بستم و بسی خوشحالم. با دوتا از بچه‌ها پروژه سلامت سنجی کسب‌وکار رو شروع کردیم و با تمام استرسی که بابتش داریم خیلی جذاب و دوست داشتنیه. یک جورایی بررسی ۳۶۰ درجه یک کسب‌وکاره. فرقی هم نداره شما سوپرمارکت داری یا یک شرکت تکنولوژی بزرگ یا یک کارخونه خیلی خیلی بزرگ. روی همه این‌ها میشه پیاده‌ش کرد و همین موضوع باعث جذابیتش شده.

یک‌سری کار تحقیقاتی هم دارم شروع می‌کنم که هیجان‌زده‌ام براش.

تمام این فعالیت‌ها باعث می‌شه تفریحاتم کم‌تر بشه، کمتر بخوابم و شاید یک مدت نتونم خیلی از دوستام رو ببینم اما همه این‌ها تجربه جدیده و به تمام سختی‌هاش می‌ارزه.

این مدت یک مقدار هم لگدهای احساسی خوردم که خب طبق معمول بهش فکر نمی‌کنم و خودم رو بیشتر سرگرم کار می‌کنم که یادم بره.

راستی توی پست قبلی درباره wish listنوشته بودم، چیزی نوشتید؟ اصلا همچین لیستی دارید؟

کلا هدف‌گذاری واقعی و منطقی کمک می‌کنه که بهتر و سریع‌تر به چیزهایی که می‌خوایم برسیم. ذهنمون ناخودآگاه برنامه‌ریزی میشه.

توی هفته گذشته خیلی به اهداف سال دیگه‌م فکر کردم. صحبت‌های نغمه و امیر هم همه‌ش توی گوشم بود که برای چیزی که ۱۰۰٪ روش تاثیرگذار نیستی هدف نذار. مثلا شروع یک رابطه چیزی نیست که بشه توی این لیست نوشت چون نهایتا من ۵۰٪ قضیه‌ام و وقتی بهش نمی‌رسم مشکل فقط من نیستم. تمام این فکر‌ها و حرف‌ها باعث شد که دیشب ساعت ۳ از خواب بیدار بشم و لیست سال جدیدم رو بنویسم =))

حالا خوشگل و زیبا شد براتون می‌ذارمش اینجا که برای خودم تعهد ایجاد کنم تا بهش برسم. لیست امسال رو هم روی اینستاگرامم گذاشته بودم و برای حفظ آبرو مجبور شدم به ۹۰٪ برسم =)))))