روزمرگی‌های یک مشاورِ کسب‌وکار آینده - wish list

چند سالیه اسفند که میاد یک کار مهم دارم که باید انجام بدم؛ بررسی wish list که سال گذشته برای امسال نوشتم و نوشتن اون برای سال جدید.

توی کسب‌وکار می‌گیم که همیشه اول باید استراتژی‌های شرکت رو مشخص کرد و بر اساس اولویت‌بندی که توی سند استراتژی داریم بیایم کارها رو اولویت بندی کنیم، به چشم‌انداز شرکت نگاه کنیم و برای رسیدن به هدف‌های نوشته شده تلاش کنیم.

دقت کنید، همه چیز نوشته می‌شه. باید نوشته بشه تا بتونیم بهشون برسیم. فرقی نداره برای زندگی شخصی‌مون برنامه‌ریزی می‌کنیم، برای زندگی کاریمون می‌نویسیم یا قراره برای کسب‌وکارمون هدف‌گذاری کنیم. همیشه باید نوشت تا بیاد جلوی چشمامون و پیشرفتمون رو ثبت کنیم و بتونیم بسنجیم.

معمولا توی wish list باید واقع‌گرایانه نوشت ولی توی توی همه موارد یک تصویر کامل از اون هدف نهایی، مثل چشم‌اندازی که برای کسب‌وکار می‌نویسیم، دیده بشه. مثلا من نمی‌تونم بنویسم توی سال ۹۸ به یک ویلای دوبلکس وسط جنگل‌های بلوط زاگرس می‌رسم ولی می‌تونم بنویسم توی سال جدید خونه‌م رو عوض می‌کنم و می‌رم توی فلان خیابون یک خونه ۴۰ متری که یک تراس خوشگل داره می‌گیرم.

از اون طرف هم نباید هدف‌ها رو خیلی دست پایین گرفت که رسیدن بهشون اصلا حس خاصی به ما نده. مثلا من اگر بنویسم توی سال آینده باید ۵تا کتاب بخونم خیلی خیلی دست پایین گرفتم چون توی حالت عادی اگر روزی نیم ساعت مطالعه داشته باشم حتما بیشتر از ۵تا کتاب رو می‌خونم. ولی اگر اینطوری بنویسم که «باید ۱۰تا کتاب تخصصی بخونم، ۸تا رمان و ۵۰تا مقاله» اون موقع می‌تونم مطمئن باشم که با یک دید منطقی و واقع‌گرایانه هدف گذاری کردم.

گاهی هم لازمه روی بعضی از هدف‌ها یک کم بلندپروازی کرد. مثلا من اگر بخوام برای سال ۹۸ هدف سفر رفتن بذارم با دید واقع‌گرایانه می‌تونم ۴تا سفر برم اما اگر بخوام بلندپروازی کنم و خودم رو مجبور کنم که یک کار باحال رو بهتر و بیشتر انجام بدم می‌تونم بنویسم ۶تا یا ۸تا سفر.

امسال به ۸۰٪ چیزهایی که نوشتم رسیدم و مثل سال‌های گذشته یک هدف بدون تیک خوردن منتقل می‌شه به لیست سال آینده. لیست سال آینده‌م که کامل شد می‌ذارمش اینجا ببینم می‌تونید حدس بزنید که کدوم مورده ;)

شما هم wish list دارید؟