کوله پشتی ۹۸، سنگین و متفاوت

سال ۹۷ برای من پر از سختی بود.

روز آخر اسفند وقتی داشتم خونه رو مرتب می‌کردم جلوی کتابخونه‌م رو دیدم که خالیه. رفتم سراغ اون تیکه پولیش طوسی رنگی که برای گربه‌هام پهن می‌کنم و آوردم انداختمش جلوی کتابخونه. کامل فضای خالی رو تا جلوی میز کارم پر کرد. روش ایستاده بودم که یهو یاد ۹ ماه پیش افتادم. دقیقا ۹ ماه پیش، روزی که اومدم توی این خونه. این پولیش درست همین‌جا پهن شده بود. یه پتوی سفری تا شده اندازه یه بالش بالاش بود و یه پتون قرمز هم روش پهن شده بود. چندتا جعبه و دوتا کتابخونه و یه میز کار با یه صندلی هم اون طرف‌تر بودن. همین. من بودم و چهارتا گربه و همینقدر وسیله. اون شب خیلی ناراحت بودم. برای بار سوم داشتم از صفر شروع می‌کردم. از صفر که نه، از زیر صفر. کلی چک داشتم که باید تا ۵ ماه بعد پاس می‌شدن و من هیچی نداشتم. نمی‌دونستم چطوری توی اون بحران اقتصادی که تازه شروع شده بود زندگی رو جمع کنم و چک‌هام رو پاس کنم و زندگی این چهارتا گربه رو هم بچرخونم.

روزای سختی رو گذروندم. تنهای تنها مشکلاتم رو حل کردم. تکلیفم رو با این زندگی روشن کردم. غیر از زندگیم ارتباطاتم هم از صفر شروع شد. تقریبا تمام آدم‌های زندگیم عوض شدند، دوست‌ها و همکارهای جدید. خانواده‌م رو از دست دادم، با اینکه همه زنده هستند اما دیگه ندارمشون و این فرقی با از دست دادن نداره.

افسرده شدم، عاشق شدم، با خودم و قلبم جنگیدم، با تمام زندگی جنگیدم و از این جنگ زنده بیرون اومدم، هرچند زخمی.

به هرجای این خونه که نگاه می‌کنم یه لبخند پیروزی روی لبام می‌شینه. تک تک این وسایل رو با زحمت خریدم ولی دستم رو جلوی هیچ کسی دراز نکردم. شاید هنوز خونه اونطور که باید خونه نباشه ولی خودم ساختمش. این مهمه.

الان هنوز هم تنهام، با وجود همه آدم‌هایی که اطرافم هستن. هنوز هم عاشقم، با اینکه به هیچ سرانجامی نرسید. هنوز هم با زندگی می‌جنگم چون باید تمام حقم رو ازش بگیرم.

سالی که گذشت بهم دوباره یاد داد که هیچ جایی آخر خط نیست. یاد داد باید برای رسیدن به چیزی که می‌خوام تلاش کنم. باید هدف داشته باشم و برای رسیدن بهش بجنگم.

من برای ۹۷ هدف‌هام رو نوشتم و با همه سختی‌هایی که کشیدم به ۹۰٪ از اون‌ها رسیدم. اگر وضعیت اقتصادی اینطور نمی‌شد به اون ۱۰٪ هم می‌رسیدم. واقعا اون موج گرونی و رکود همه رو غافلگیر کرد.

مهم‌ترین هدفم شروع کار مشاوره بود که بهش رسیدم، هفت روز قبل از تموم شدن سال!

برای ۹۸ هم هدف‌هام رو نوشتم. بزرگترینش پولدار شدنه، سخت‌ترینش ترک سیگاره (تا الان هشت روز میشه که نکشیدم) و رویایی‌ترینش تموم شدن روزهای کارمندیه.