سلام هموطن
(عرق ملی ام بعد از جنگ بیشتر شده)
دقیقا روز بعد از آتش بس در همین حین که باید دورکاری میکردم، زدم زیر گریه... هق هق... یا شایدم فق فق...
تمام احساسات ناامنی، استرس، ناتوانی و عدم کنترل یکجا خودشان را به من نشان دادند.همین ۱۲ روز درک این واقعیت را به من داد که دنیا چیزی ماورای «من فرد» است، دنیایی که حتی اپسیلونی از آن هم نیستم، و بدتر آنکه نخواهم بود. حس خشم، حسرت و درماندگی در تمامی استخوانهای بدنم موج میزد.
در همین میان، گم گشته در احساسات ناتوانی و عجز، دلم برای مملکتم میسوخت. ایران عزیز ناتوان. ایرانی بی پناه. با وجود تمام مشکلهای سیاسی، اقتصادی و محیط زیستی باید درد اجنبی را هم به جان بخرد. همه چیز در هم تنیده شده است. درد، خونریزی، سرطان، پوکی استخوان، کمبود گلبول سفید، انواع بیماریهای خود ایمنی، حالا به همین اینها یک نه چند جای گلوله هم اضافه کنید.
ایران بعد از غارت مغولها* را نمیدانم، اما الان وقت ظهور شاعری، قهرمانی، آهنگری چیزی است که من را نه، ایران را از این رنج برهاند. میدانم که همه این رویاپردازی ها حاصل قبول نکردن مسئولیت است اما به عنوان یک جنگ زده بگذارید کمی عجز و لابه کنم. برای ناتوانی خودم میتوانم خودم را با اشک هایم خالی کنم اما دل سوختگی ام برای ایران درمان ندارد.

اولین هفته هر شب خواب من مملو از جنگنده، فریاد و ترس ناشی از گریختن بود. دم صبح از خواب میپریدم و عملا دیگر خوابم نمیبرد. این تازه بعد از کلی تلاش شبانه (روتین پوستی و مطالعه قبل از خواب) برای خوابیدن در آرامش بود. هفته دوم، خوابهای پریشان کمتر شد اما حتما یک شبی بود که خواب خیلی بدی ببینم. از هفته سوم، استرسهایی که در روز تجربه میکردم یا اگر برای فردا اضطرابی داشتم حتما به صورت جنگی تلفیق شده با استرس در خواب من حضور به هم میرسانید. بله ... سلام میکنیم به روانهای جنگ زده

*حمله مغولها در قرن سیزدهم میلادی (حدود ۱۲۱۹ تا ۱۲۴۱) باعث ویرانی گستردهای در سرزمین ایران شد. شهرها و روستاها بهشدت تخریب شدند، جمعیت بسیار زیادی کشته یا آواره شدند و زیرساختهای اقتصادی و فرهنگی کشور بهشدت آسیب دید. این حملهها عملاً ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران را تا مدتها متزلزل کرد.
از طرفی، پس از نابودی و ویرانی اولیه، مغولها حکومتهایی برقرار کردند که ترکیبی از نظام مغولی و فرهنگ ایرانی بود. در طول زمان، فرهنگ و ادبیات ایرانی توانست دوباره رشد کند و حتی در دورههایی مثل تیموریان، شاهد شکوفایی هنری و علمی باشیم. اما این روند بازسازی و احیای ایران، سالها طول کشید و با درد و رنج فراوان همراه بود.