داستانِ شروع ِ من( محتوانویسی که انشاهاش رو باباش مینوشت)


منم مثل خیلی از شما که عاشق کار تولید محتوا هستید کارم رو از فریلنسری تولید محتوا شروع کردم شاید با این فرق با خیلی از شماها که نویسنده و انشا بنویس افتضاحی بودم و یادمه همیشه انشاهام رو بابام برام مینوشت و سر امتحانم که هیچ کمکی نداشتم همیشه پایین ترین نمره رو میگرفتم. پس شاید بتونم بگم چیزی که اسمش رو استعداد میذارن تو من خیلی زیاد وجود نداشت.

خلاصه اینکه من با اینکه استعدادی تو وجود خودم نمیدیدم ولی به شدت به نویسندگی و کار نویسندگی و سبک زندگی نویسندگی ها علاقه داشتم و یکی از بزرگترین رویاهام این بود که یه روز نویسنده معروفی بشم.

این رویا با من بود تا اینکه چند سال پیش خیلی اتفاقی توی سایت متمم که یادگیری خیلی از چیزها رو مدیون‌ش هستم با عبارت تولید محتوا و شغل تولید محتوا آشنا شدم و برای اولین بار به گوشم خورد و فهمیدم که اصلا همچین شغلی هم وجود داره .

اونجا بود که حس کردم « آهان این دقیقا همون شغل و مهارتیه که همیشه دنبالش بودم »

از این لحظه به بعد بود که شبانه روز و بی وقفه توی اینترنت سرچ کردم و خوندم تا ببینم چی جوری و از کجا باید شروع کنم .

خب اولش خیلی سخت بود چون با یه دنیای ناشناخته روبرو شدم که هیچی ازش نمیدونستم و اصلا نمیدونستم تولید محتوای یعنی چی دقیقا ؛-)

از اونجایی که برای یادگیری تو اون زمان تقریبا هیچ منبع معتبر فارسی پیدا نکردم، مجبور شدم خودم قدم به قدم جلو برم و از طریق آزمون و خطا و خوندن منابع انگلیسی واستفاده از تجربیات اون ور آبی ها خیلی چیزها رو یاد بگیرم و این شکلی پیش برم. که این اصلا راه آسون و سریعی نبود.

تا اینکه بالاخره بعد از حدود 6 ماه و نیم گشتن تا حدودی دستم اومد که چه طوری و از کجا میتونم این کار رو به صورت فریلنسری یا دورکاری شروع کنم و از اونجایی که من از بچگی از کار کارمندی متنفر بودم و برعکس عاشق کار کردن با پیژامه تو اتاق خودم و بدون حضور رئیس و کارفرما و با ساعت کاری آزاد بودم بدجوری عاشق فریلنسری تولید محتوا شدم.

خلاصه اینکه اولین کاری که کردم این بود که تو سایت پونیشا ثبت نام کردم و روی چند تا پروژه تولید محتوا پیشنهاد گذاشتم . یکی از این پروژه ها مربوط به یه شرکت نرم افزاری بود که 3 تا مقاله در مورد نقشه حرارتی می خواست . حالا تصور کنید اضافه بر اینکه من هیچ تجربه ای برای محتوانویسی نداشتم جالب تر این بود که من اولین بار بود که اصلا در مورد نقشه حرارتی میشنیدم و اصلا نمیدونستم چی هست ! خلاصه با اعتماد به نفس کامل رفتم و پیشنهاد گذاشتم و اتفاقا خیلی جالب بود که مدیر اون مجموعه هم احتمالا به خاطر هزینه پایینی که پیشنهاد داده بودم، من رو انتخاب کرد و خلاصه اونجا بود که به صورت جدی اولین کار تولید محتوا رو شروع کردم .

یادم میاد که برای نوشتن هر کدوم از اون مقاله ها که حدودا 500 تا 700 کلمه بودن یک هفته ی تمام وقت گذاشتم ( وقتی میگم تمام یعنی حساب کنید 20 ساعت کار مداوم جوری که صبحانه و نهار و شامم رو هم پشت میزم میخوردم ) بالاخره مقاله ها رو نوشتم و بردم به صورت حضوری با کلی ترس و لرز پیش مدیر اون مجموعه که میخواست از بین چند نفری که مقاله هارو میارن یک نفر رو به عنوان کارشناس تولید محتوای حضوری تو مجموعه استخدام کنه . 2 روز بعد، از اون شرکت باهام تماس گرفتن که میتونم از اول هفته بعد برم شرکت و کارم رو شروع کنم . درسته که تو اون زمان مسیر اشتباهی رو انتخاب کردم و یک ماه بیشتر دووم نیاوردم تو کار کارمندی و اومدم بیرون از اون شرکت، ولی اون شروع سخت و کار کردن تو اون شرکت یه چیزی رو بهم اثبات کرد و اون هم اینکه فهمیدم هیچ کار دیگه ای رو تو دنیا به جز تولید محتوا دوست ندارم و همین باعث شد سفت و محکم بچسبم بهش و ولش نکنم و تا اینجا بیام .

از اون زمان تا الان با خیلی مجموعه ها به عنوان فریلنسر تولید محتوا همکاری کردم، توی چند تا مجموعه و برند بزرگ مدیر تولید محتوا بودم و تو این سالها بالای چند هزار مقاله تولید کردم و محتوای تبلیغاتی برای برندهای مختلف نوشتم و تو چند تا شرکت مشاور بودم و…

ولی قطعا نقطه عطف کاریم رو 7 مهر 96 میدونم که رایتینا رو به دنیا آوردم و از همون روز هم دوست داشتم در مورد تجربیات خودم بگم و هر چیزی که خودم تو این مسیر یاد گرفتم رو به هر کسی که این هدف رو میخواد دنبال میکنه یاد بدم و به‌ش کمک کنم که راه خودش رو توی تولید محتوا پیدا کنه .