
قبلا فکر میکردم که کنکور رو گذاشتن جلوی آدم تا فقط کسایی که لایق هستند قبل بشن
مثلا اگر تو نتونی کل شب رو بیدار بمونی و تست شیمی بزنی چطوری میخوای بعدا توی بیمارستان یک شب تا صبح شیفت باشی؟
یا مثلا اگر نتونی روزی حداقل ۱۰ ساعت درس بخونی چطوری میخوای ساعت ها توی اتاق عمل بایستی و عمل رو انجام بدی؟
حالا فکر میکنم اشتباه فکر میکردم
و در عین حال درست فکر میکردم
درسته که کنکور فقط افراد لایق رو انتخاب میکنه
اما فرد لایق کیه؟
کسی که ۱۴ ساعت درس میخونه یا کل شب تست شیمی میزنه؟ یا انقدر میخونه که ۱۰ سال از سنش پیر تر به نظر برسه؟
البته که نه
۱۴ ساعت درس بخون. کل شب تست بزن. آیا تو میتونی با این کار ها جون یک فرد رو نجات بدی؟
آیا پزشک بودن، خوندن شیمی و زیست و ریاضی و فیزیکه؟
نه
اینا فقط یه مشت کتابن
چرا انقدر جدی گرفتمش؟!...
میدونم برای دکتر شدن خوندن اینا درحال حاضر لازمه
اما صادقانه؟
نخوندم.. یا خوندم ولی کم خوندم... کم خوندم و بین رو خودم رو باختم..
اما دلیل نمیشه نتونم دکتر بشم
کی میتونه جلو من رو بگیره؟ شیمی و زیست و فیزیک؟
اصلا کی گفته من نمیتونم با اینکه زیاد نخوندم قبول نشم؟
شانس میارم؟ گور باباش.. اون شانسی که شانسه برا بچه پولداراس
وگرنه نهایت شانسی که ما گیرمون میاد همون ۱۰ تومنی توی خیابونه که اونم میگن حرومه و برش نمیدارم...
شانس مال همونا، من خودمو دارم
زمانم کمه؟ برام مهم نیست...
کمه که کمه میگی چیکار کنم بشینم غصه بخورم که نشد؟
غصه بخورم که فلانی که اصلا نمیدونم کیه و کجاست الان همه کتابا قورت داده؟؟
نوش جوووونش!!
ولی دلیل نمیشه بعدا خوب پسش بده..نه؟
چیزی که باید بشه میشه
و این؟!...
میشه
خوبم میشه
بیماری که رو تخت بیمارستانه که رتبه برتر نمیخواد بالا سرش
یکی رو میخواد که تا لحظه آخر ازش نا امید نشه و برای نجات جونش تلاش کنه.. کسی که هر کاری از دستش برمیاد رو بکنه...
حتی وقتی بقیه میگن دیر شده
و حالا اولین بیمارم
خودمم