شهری که باید شهر بماند

یادداشتی درستایش شهرهایی که شهر مانده اند

اساسا تصویر زیر چه حس ومعیاری به شما می دهد؟


کمی به تهران نکاه کنید، چقدر ظاهر شهرما تغییر کرده است .وهر جا که می بینیم ساختمان های خراب شده اند وبه جای آن بنایی بدقواره ساخته شده است به غیرازبناهایی که کمی به بافت شهر تعهد دارند ونسبت به آن وفادار مانده اند

چرا ما دراین بی تعهدی مانده ایم شهری که روزی محل ها را بامکان های آن میشناختیم اما درعصر حاضر شهری بدون محل شده ایم فقط هرچه می توانیم می سازیم. هرچه می خواهیم می سازیم.

دراین شهر می بارد از بوی ساختمان های پولی که فقط برای پول ساخته شده اند ساختمانی که باعث شده است بافتی رابی تعهد کند وتهرانی رابی خاطره

بافت که شناخته می شد ولی در حال حاضر تنها محلی شده است برای گذر وتنها یادگاری مانده از این شهر اسم کوچه ها وخیابان هاست.

آیا این اتفاق، اتفاق خوبی است یا بد آیا می توان نگاه مثبت داشت یا منفی نظر شما درباره ی شهر خودمان چیست آیا شهر ما هم باید به مانند آکسفورد باشد یا شهر حال حاضر ما شهر خوبی است ما چقدر نسبت به شهر وتاریخ خود تعهد داریم ما باید با بافت خود چگونه رفتار کنیم ما در طراحی وساخت ساختمان خود چقدر باید به آینده توجه کنیم. چه مقدار به تغییرات تکنولوژی وفرآیندهای آن باید توجه کنیم .

این داستان ادامه دارد.............