⚛️هم‌آغوشی با وحشت!


⭕️نظریه اطلاعات

نیکی بچه ۲ساله کلود بود، از پشت تلفن با مادربزرگش تنها می‌گفت «دادادادا...» و مادربزرگ از شنیدن همان اصوات می‌خندید. اما جیک (برادرش) ۵ ساله بود و وقتی از پشت تلفن در مورد بازی‌ها و دوستانش حرف می‌زد مادربزرگ متعجب می‌شد. به نظر کلود، مادرش (که مادربزرگ بچه‌ها می‌شد) از اصوات نیکی ۲ساله هم لذت می‌برد، اما از حرف‌های جیک به غیر از لذت، اطلاعات هم می‌گرفت.

«کلود شانون» در سال ۱۹۴۸ مدیر شرکت AT&T (مخابرات آمریکا) بود و همین اتفاق برایش جرقه شکل‌گیری «نظریه اطلاعات» شد. شانون پی برد در هر ارتباطی، یک «ظرفیت اطلاعاتی»‌ وجود دارد؛ یعنی ۳ دقیقه تلفنی حرف زدن یک «ظرفیت اطلاعاتی» دارد، همانطورکه یک خبر؛ ولی همه حرف ها یا همه اخیار از آن ظرفیت بالقوه استفاده نمی‌کنند!

شانون ادعا کرد: «اطلاعات به تعداد واژه‌ها یا اصوات ربطی ندارد. وقتی کسی زیاد حرف می‌زند یا مقاله‌ای طولانی باشد، الزاما «محتوای اطلاعات» زیادی تولید نمی‌کند.»

او محتوای اطلاعات را اینگونه تعریف کرد: «میزان متوسط حیرتی که گیرنده دریافت می‌کند!»

اینکه ما چقدر از شنیدن آن حرف یا آن خبر حیرت‌زده می‌شویم، یعنی ما چقدر در معرض اطلاعات قرار گرفته‌ایم! مادربزرگ از «دادادا...» گفتن‌های نیکی نه تنها حیرت‌زده نمی‌شد، بلکه برایش قابل پیش‌بینی هم بود، پس محتوای اطلاعاتی حرف‌های نیکی صفر بود!

⭕️حیرت بیش از حد

از دیروز یک خبر، خبر یک قتل شده است حیرت یک کشور! حیرتی که مدام ما را به فکر فرو می‌برد! به هزارسوال به هزار نظریه و مدام همان‌ها هم بر حیرت ما می‌افزاید!

اگر پست‌های شبکه‌های اجتماعی مدت‌ها بود که تکرار و واگویی و بازنشر یک حرف بودند، اما خبر این ۵ گلوله حیرتی عجیب ساخته است. حیرتی که بالقوه پر از اطلاعات و دانش خواهد بود.

ما مدت‌ها بود حیرت‌های ساندویچی و فست‌فودی می‌گیرفتیم؛ حیرت‌های اندک و کوتاهی که تاریخ انقضایشان نیز کوتاه بود؛ حیرت‌هایی در حد رقص کودکان در مدرسه‌ای!

در تعریف شانون از ظرفیت اطلاعات نکته قابل توجه حیرت است و حیرت فردی به فردی دیگر متفاوت است. دو نفر با دو پیشینه مختلف از یک خبر دو حیرت مختلف دریافت می‌کنند.

حیرت مردم عادی، حیرت آنانکه که نجفی را می‌شناختند، حیرت دانشجوهایش، حیرت هم‌حزبی‌هایش و … کاملا متفاوت است. حیرت دست ما نیست، اما نشانه بزرگی است؛ نشانه‌ای از ظرفیت اطلاعاتی آن خبر! این خبر حیرت بزرگ دارد و به همین دلیل نیز ظرفیت تحلیل و اطلاعات بالایی دارد. هر یک از گروه‌های مخاطب مختلف می‌توانند تحلیل‌های خود را داشته باشند.


⏺می‌شود خبر را از دید استیصال یک سیاستمدار خواند،

⏺می‌شود خبر را از تنهایی سیاستمداران در روزهایی که مردم دوستشان ندارند، و دوستان اطرافشان نیستند، از هراس تنهایی خواند،

⏺می‌شود خبر را در روایتی خانوادگی خواند،

⏺در روایتی امنیتی،

⏺در روایتی از فروپاشی روانی، از میل به خودویران‌گری در ناامیدی،

⏺در روایت ناامیدکننده‌ای که دوست دارد اصرار کند اینها مثل هم‌اند، اینها قاتل‌اند

⏺در روایت تخریب یک نسل از مدیران،


همه این روایت‌ها شاید درست، شاید نادرست باشند، اما بی‌تردید این‌ها «ظرفیت اطلاعاتی» یک حیرت بزرگ است! حیرتی که ما را به بازاندیشی‌ها در مورد خود، دیگران، سیاست، خانواده و بسیاری از چیزهای دیگر وادار می‌کند.

در حیرت بمانیم و مدام فکر کنیم به آن! حیرتی که از حیرت دیدن هر فیلم ترسناکی بیشتر است، از خواندن هر کتابی!

به قول بیدل دهلوی «حیرت‌ایم اما به وحشت‌ها هم‌آغوشیم ما»!