
کار فرماها چرا درک نمیکنند که اگر شما 7 صبح پامیشی میایی و تا 10 شبر سرکار هستی و همه زندگی ت رو گذاشتی برای بیزینس خودت دلیل نمیشه من کارمند هم مثل تو باشم
تو اگر توی دفتر کار کثیف و نامرتب هم میتونی کار کنی ، دلیل نمیشه منم مثل تو باشم
تو اگر نهار نخوری عین خیالت هم نیست یا وقتی نهارت دیر میشه برات مهم نیست ، دلیل نمیشه منم مثل تو باشم
منافع این کسب و کار 90 درصد ش مال تو هست و 10 درصدش به ما کارمندها میرسه ، اینجا مثل بچه ت محسوب میشه تو اینجا داری عشق میکنی و ما داریم کار میکنیم
من کارمند دوست دارم توی یه فضای پر از زیبایی بیشترین بازدهی خودم برای کار بزارم ، من کار میکنم و در قبال ش حقوق میگیرم ولی دلیل نمیشه تو مثل برده با من رفتار کنی و فکر کنی چون من نیازمند پول هستم پس توی هر شرایط و محیط کاری که باشه قرار کار کنم
قرار نیست من جوانی و عمر خودم بزارم و دلسوزانه کار کنم و تهش بگی من که زورت نکرده بودم میتونستی بری یه جای دیگه کار کنی.
توی جلسه مصاحبه مدیر نگاه میکنه ببینه این کارمند چقدر شخصیت و روحیه مناسب برای کار رو داره و دقیقا کارمندان هم نگاه می کنند ببینند این مدیر چقدر شریف هست و نگاه انسانی به کارمندان ش داره