ویرگول
ورودثبت نام
ندا سلیمی فرد
ندا سلیمی فرد
ندا سلیمی فرد
ندا سلیمی فرد
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

#رخدادک #سکون

سه ماهی بود که پدرم را از دست داده بودم و جز روزمرگی دستم به کاری نمیرفت. در تمام این مدت از آش‍‍پزخانه صدای چکه‌ی آب می‌آمد. صدایی که در خلوت خانه برای من دعوتی بود به آرامش و مراقبه. همین سبب شده بود که تعمیر شیر آب را به تعویق بیاندازم. تا اینکه قبض به دستم رسید و با دیدن رقم روی قبض، ناچار شدم به دنبال تعمیر آن باشم. اما حالا که شیرآب تعمیر شده، سکوت خانه حس متفاوتی به من داده است. مثل سکون بین نت‌های موسیقی. مکث‌ها به ترمیم خیلی چیزها کمک می‌کند.

شاید لازم بود کمی مکث کنم و به خودم فرصت سوگ بدهم. این دوران سخت در حال گذر بود و داشتم کم‌کم به خودم می‌آمدم . تصمیم گرفته بودم از پیله‌ی تنهایی خود را رها کنم. زندگی جریان دارد، به قول سهراب «تا شقایق هست زندگی باید کرد». گویی که باید به جستجوی صداهای تازه‌ای می‌رفتم. به یادم آمد که صداهای دیگری نیز هستند که زندگی را پر می‌کنند و به آن معنا می‌دهند.

صدای خنده‌ی بچه‌ها، صدای پرندگان، صدای باد، صدای زنگ در، صدای تق و توق ظرف ها حین شستن، صدای نمکیِ توی کوچه و «صدای مادر».

ندا سلیمی فرد


زندگیسکون
۳
۱
ندا سلیمی فرد
ندا سلیمی فرد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید