این اسم کتاب دوم منه. بعد از انتشار کتاب "چلوکنکور با گوجه اضافه"، حالا من تصمیم گرفتم "شغل من پاستیل رنگی" رو به این شیوه انتشار بدم. هر بخش رو در یک پست. دغدغه های مختلفی پشت این تصمیم عجیبه! امیدوارم که خوشتون بیاد و حتما نظرتون رو هم بهم بگید.
"پاستیلها نرماند، شیریناند، رنگارنگاند و انعطافپذیر. حالا تصور کن شغلت هم همینطور باشه.
این کتاب برای همهی اونهاییه که از چارچوبهای خشک کاری خسته شدن؛"

چرا ما دخترها این همه پاستیل دوست داریم؟ خواهشا اگر از آن دسته از دخترها هستید که اهل پاستیل و مارشمالو نیستند سریع گارد نگیرید که نه من دوست ندارم. شما هم دوست دارید، فقط می ترسید که چاق شوید. ولی اکثریت قاطع که ما باشیم، به این نتیجه رسیدیم که می توان یک موازنه نسبتا منطقی میان پاستیل و کمر باریک پیدا کرد.
بله می گفتیم، به نظرتان چرا ما دخترها اینقدر از خوردن پاستیل جات حالمان خوب میشود؟
1- شیرین است؟
2- رنگی است؟
3- نرم و لطیف است؟
4- منعطف است و وقتی یک سرش را با دندانمان میکشیم و به شدت کش میآید، حرصمان درباره چیزی خالی میشود؟
5- حس کودک بودن و نازنازی بودن به ما دست میدهد؟
6- کلسیم دارد؟ (بله و ما هم فقط برای همین پاستیل میخوریم و لاغیر. چون تنها منبع کلسیم در جهان هستی همین یک قلم است...)
واقعا چرا ما اینقدر پاستیل دوست داریم؟
باید گفت به همان دلیلی که این کتاب را می خوانید. بیایید تا بگویم قضیه از چه قرار است.
راستی یک چیزی؛
"از کل جمعیت شاغل کشور، 85 درصد سهم آقایان و با در نظر گرفتن تمام انواع شغل تمام وقت، پارهوقت، فریلنسر و دورکار، سهم بانوان ایران تنها 15 درصد است!!!"