شل سیلور استاین درونت را بجور!

اون سالها اولین جمله ای که واسه آشنایی و سر صحبتو واکردن بین دختر پسرا مد شده بود، این بود که : شل سیلور استاین رو میشناسی؟ بعدش حالا یا طرف نمیشناختش و میشد با تعریف ازش، روی یه رابطه طولانی مدت سرمایه گذاری کرد، یا میشناختش و میشد روی یه رابطه تضمینی همیشگی برنامه ریزی کرد.

به همین سادگی. کتابهای فانی بامزه که ظاهرا مخاطبش بچه ها بودن اما اینقدر مفاهیم فلسفی عمیقی داشت که شد باب صحبت و نقد و تفحص روز در دانشگاه ها. اونهم با تصویر سازیهای ساده و کول که همه با هر سن و طرز فکر و تیپ اجتماعی و گرایش سیاسی ای عاشقش میشدن، جوری که شیطنت بچگیشونو در بزرگسالی بیدار میکرد و کودک درونشونو قل میداد بیرون که برو هر غلط مودبانه ای خواستی بکن.

خلاصه اون روزا که ازین دست کتابها توی کتابفروشیهای مملکتمون وجود نداشت، کتابهای شل واسه خودش بروبیایی پیدا کرده بود و این بود که جون میداد واسه کادو دادن. منهم اوایلی که کتابهاش اومده بود تو کتابفروشیها، ذوق زده از همه کتابها چند نسخه ای میخریدم؛ هم واسه خودم و هم واسه کادو دادن به دوست و آشنا و فامیل و همکلاسی و فلان. خلاصه که ناشرین کتابهای شل نجات از ورشکستگیشونو سر همین خریدام بهم مدیونن.

یادمه لابلای کتابهای شل، پشت جلد یکی از کتابهاش، بخشی از زندگینامه شو نوشته بود که خیلی به ته قلبم نشست:

وقتی شل تو دوره نوجوونی حدودای 12 سالگی بوده، یه پسر بچه تنها و طرد شده از همسالانش بوده که بقیه بچه ها ازش خوششون نمیومده و باهاش بازی نمیکردن. اونهم به ناچار میره سراغ نوشتن و نقاشی کردن. و چون معلمی نداشته که بهش یاد بده چطور بنویسه و نقاشی کنه، مجبور میشه مقلد و کپی کار کسی نباشه و کم کم سبک شخصی خودش رو پیدا میکنه. این میشه که مجبور میشه تبدیل بشه به یک هنرمند خلاق.

حالا دیگه این دیگران بودن که از شیوه ی نوشتاری و ترسیمی یونیکش پیروی میکردن و دیگه خیلیها پیرو سبکش شدن.

میخوام بگم که طرد شدن، تنهایی و معلم نداشتن گاهی میتونه اتفاقا همون شانس بزرگه ی زندگی آدمی باشه. همون که تو رو از ورطه ی معمولی بودن، کپی و مقلد دیگران بودن، نجاتت بده و تبدیلت کنه به یه هنرمند جهانی (یا حالا هر چیز جهانی دیگه)؛ اگر جای غمباد و زار زدن، تنها به ندای درونی خودت گوش کنی و این وسط راه و روش و سبک ویژه ی خودتو بسازی :)


(ممنون از دوست عزیزی که دیشب شل سیلور استاین و خاطراتش رو یادم انداخت) :)