با جریان بیا !

من لب خند می زنم. لب خند می زنم به جهانم - به دنیایم که جایی برای گسترده شدن و تغییر دارد. جایی است برای دیده شدن هایی که ندیدم. جایی است برای عبور و تجربه. من روشن شده ام. نگاهم روشن شده است. روشنی که سبزی جهان نشانم می دهد. نشانم می دهد و می گوید: ببین!

من می بینم. من زنده ام. و تمامی تلاشم را می کنم که خودم را به جریانت بسپارم و رهایت نکنم!