ویرگول
ورودثبت نام
بنیاد نشر آثار استاد علی اکبر خانجانی
بنیاد نشر آثار استاد علی اکبر خانجانیاستاد علی اکبر خانجانی،آخرالزمان شناسی،قیامت شناسی،انسان شناسی، ابرانسان، انسان کامل،ناجی موعود،امام زمان،علائم ظهور،عرفان،زندگی درمانی،شناخت درمانی
بنیاد نشر آثار استاد علی اکبر خانجانی
بنیاد نشر آثار استاد علی اکبر خانجانی
خواندن ۹ دقیقه·۲ ماه پیش

فاطمه زهرا(س)؛ تجلی کامل فطرت‌الله و راز آفرینش از منظر عرفان امامیه

درباره حضرت فاطمه س
درباره حضرت فاطمه س

عرفان فطری (الفاطر) در وجود فاطمه زهرا(س) (امّ امامت)

۱. آیه فطرت و معنای «الفاطر»

"پس روی کن بسوی دین حنیف که خداوند مردمان را بر فطرت اللّهی آفرید و فطرت بخشید و هیچ تغییری در این آفرینش نیست و اینست دین پابرجا و جاری. ولی اکثر مردمان بر آن علمی ندارند..." سوره روم 29-30-

"الفاطر" از اسمای الهی در قرآن کریم است و طبق آیه مذکور بمعنای آفرینش خودی خلق است. یعنی خداوند جهان هستی و نهایتاً انسان را بگونه ای آفریده که مظهر حق و جلال و جمال او باشند و عین او شوند ولی نه شبیه او!

زیرا صورت و روح و علم و اسماء و امرش را در خلقش نهاده است و خلقش بایستی از طریق اطاعت و معرفت و تسبیح او، مظهر او گردند و او را از خودشان آشکار سازند.

این همان مقصود آفرینش است و فطرت بمعنای ۤآفرینشی بر این اساس و سنّت است.

پس فطرت بمعنای آفرینش الهی انسان است و آفرینش انسانی خدا!

پس فطرت گوهره وحدت وجود و توحید افعال و صفات و جلال و جمال است. و طبق حدیث قدسی، خداوند حضرت فاطمه زهرا را محل تحقق تمام و کمال فطرت قرار داده است و لذا اسم آسمانی و الهی زهرا هم "فاطره" است که فاطمه تعیّن زمینی فاطره است و فاطره هم تأویل فاطمه است. و فاطمه زهرا وجودش را به اسم الفاطر تأویل کرده و تعین فطرت الله گشته است و لذا خداوند به رسول خاتم می فرماید:

"ای محمد اگر نمی خواستم تو را بیافرینم جهان را نمی آفریدم و اگر نمی خواستم علی را بیافرینم تو را هم نمی آْفریدم و اگر نمی خواستم فاطمه را بیافرینم هیچکس و هیچ چیزی را نمی آْفریدم."

پس فاطمه کمال و غایت آرمان خدا از آفرینش است که فطرتش را در خود محقق ساخته است و جمال فطرت الله گشته است و لذا جمالش در نقاب کامل است از برای نامحرمان وجه الله فطرت حق!

و فاطمه کسی است که طبق آیه مذکور جمالش را فقط تسلیم وجه الله کرد و آئینه تجلی وجه الله شد و فطرت خدا را در آفرینش محقق ساخت. یعنی فاطمه حجاب و عفاف و عصمت را به تمام و کمال رعایت کرد در ظاهر و باطن!

یعنی جمالش را فقط به خدایش نمایاند و بس! و لذا خود فرمود: برای رستگاری زن همین بس که نه مردی را نگاه کند و نه نگاه شود!

یعنی جمالش فقط برای خدا و بسوی او باشد و جمال و صورت هر کسی قلمرو حواس و هوش و ادراک و اندیشه اوست: چشم و گوش و بویائی و گویائی و سر و مغز و ... . پس جمال، کارگاه فطرت الله در بشر است که انسان بایستی این کارگاه ادراک و عرفان را فقط در سمت وجه الله قرار دهد و همه ارکان هوش و حواسش روی به او باشد و از او تغذیه کند تا عین او شود. و فاطمه زهرا عین او شد و در نقاب گشت الا بر اهالی وجه الله و فطرت الله و عصمت الله!

و عصمت یعنی پاسداری و نگهداری الهی از فطرت خود! یعنی جز به خدا گوش ندادن و جز در جستجوی لقای وجه الله نبودن و جز برای او و بسوی او نگاه نکردن و جز در جستجوی او نبوئیدن و نچشیدن و نیندیشیدن و احساس ننمودن و نگفتن و نکردن. و این بمعنای روی خود را تسلیم روی خدا کردن است تا روی آدمی از روی خدا رنگ و جلاء پذیرد و الهی شود و فطرت خدا از بشر رخ نماید. و فاطمه کمال این رخداد الهی است پس مقصود خدا از آفرینش است.

۲. فطرت، آفرینش و دو وجه «فاطر»

"فَطَر" در لغت دارای دو مفهوم کاملاً متضاد و دیالکتیکی است همچون اکثر صفات الهی. "فاطر" هم بمعنای بنا کننده و آفریننده و استوار کننده است و هم بمعنای شکافنده و متلاشی کننده است که هر دو معنای این واژه در قرآن بکار رفته است: بنا کننده زمین و آسمانها و شکافنده آن! این اسم الهی در انسان هم این هر دو معنا را داراست که هم انسان را برپا می سازد و استوار می کند و هم می شکافد و زیر و رو می کند تا فطرت حق را در خود بیابد و برگزیند. و فقط عارفان این هر دو وجه فطرت الله را در خود درک و تصدیق می کنند و روی خود را تسلیم فطرتش می سازند هم در ساخته شدن و هم زیر و رو گشتن و سوختن و از نو خلق شدن!

۳. مقامات نورانی محمد، علی و فاطمه

محمّد مصطفی مظهر عرفان الحمید است و علی مرتضی مظهر عرفان العلی است و فاطمه زهرا هم مظهر عرفان الفاطر است. علی(ع)، ظهور حمد محمدی است و فاطمه ظهور نور علوی است و لذا زهرا و زهره است یعنی درخشنده! و این نور یگانه محمد- علی است که جایگاه افلاکی آن سیاره زهره است که یگانه ساز نور دوگانه محمد- علی از سیاره عطارد است که سیاره ای دوگانه است که یک رویش آتش و روی دیگرش یخبندان است. و بواسطه این نور زهرائی است که عارفان، قرة العین (نور شهودی) می یابند و چشم شهودی پیدا می کنند. فاطمه نور ذات جلال حق است که انوار ذوالجلالی و ذی الجلالی محمد- علی را در جان عارفان یگانه می سازد یعنی از یگانگی ذو و ذی (هو و هی)، ذا (ذات- ها) رخ می نماید که ماهیتی بظاهر خنثی دارد یعنی ورای مذکر و مؤنث است. ذو- ذی- ذا بیانگر هو- هی- ها میباشند که ضمایر ذات پروردگار در کتابش هستند: مذکّر- مؤنث- خنثی! فاطمه(س) بین محمد(ص) و علی(ع) رشد و کمال یافت و محل تلاقی و وحدت محمد- علی شد یعنی وحدت رحمت محمدی و نعمت علوی که جمال واحدۀ فطرت الله را آشکار می سازد. زیرا جهان هستی زمین و آسمانها بر رحمت مطلقه حق استوار شده و توسعه یافته است و بواسطه نعماتش می شکافد و زیر و رو می شود و حق حمد الهی را به اسم العلی آشکار می سازد و یگانگی این رحمت و نعمت در جمال فطرت فاطمی آشکار شده است. در واقع نعمات الهی تأویلگر رحمت مطلقه هستند همانطور که علی تأویلگر محمد است که اول و آخر هر امری را آشکار می کند و یگانگی اول و آخر و ظاهر و باطن امور به جمال در نور فطرت فاطمی رخ نموده است. و این اجر جهاد کبیریست که فاطمه(س) در جانش به ثمر رسانیده است که فرا رفتن از نژاد پس و پیش خویش یعنی پدر و شوهر است و رسیدن به یگانگی اشد اضداد که رحمت و نعمت است در محمد و علی! و لذا چنین فاطمه فاطره ای دیگر نه دختر محمد است و نه زن علی! و بلکه مادر محمد است (امّ ابیها) و پدر فرزندان علی(ع) که خود علی هم فرزندانش را فرزندان فاطمه می نامد و نه خودش! مادر روحانی پدرش شده است زیرا در جانش به تأویل محمدی رسیده است پس بر پدرش تقدم یافته است و مادر پدرش شده است. و پدر فرزندان علی(ع) شده است زیرا در تأویل الحمید به العلی رسیده است و خود علی گشته است پس به یگانگی محمد- علی نائل آمده است یعنی به یگانگی مکان و زمان! زیرا محمد، مظهر دهر است و علی هم مظهر جان مکان (ارض) است. و کسی که در خود به یگانگی زمین و زمان رسیده است از اسارت مکان و زمان رهیده و به سرمدیت وجود رسیده است که فطرت خداست که برای انسان است.

زهرای مرضیه
زهرای مرضیه

۴. فاطمه و یگانگی رحمت محمدی و نعمت علوی

فاطمه برای برقراری رابطه بین رحمت محمدی و نعمت علوی که اشد اضداد عقلی و قلبی موجود در جهان را یکجا داراست و جهت یگانه بینی و یگانه فهمی و یگانه خواهی و یگانه سازی این ضدین، همه طبقات و مراتب و تبعات عالم وجود و مدارج عقل و عاطفه را درنوردید و به نفس واحده فطرت الهی در خود رسید و از خود شکوفا و متجلی شد و زهرای مرضیه گردید و به مقام حدیث حق در نفس ناطقه اش نائل آمد و "محدثه" گشت یعنی کسی که خداوند در نفس ناطقه اش نطق می کند و نطقی در نفس فاطمه جز کلام الله نیست. پس فاطمه نیز در نفس ناطقه اش کتاب الله را یافت و آنرا نه به فعل و سخن که به نور جمالش برتافت. فاطمه، نور امّ الکتاب است کتابی که علم و اراده و رحمت خداوند در آفرینش جهان هستی برای ظهورش در انسان را تبیین کرده است پس کتاب فطرت است زیرا فطرت طبق قول الهی در قرآن کریم همان بنیاد انسانی جهان و ظهور انسانی خداوند و تجلی الهی بشر است و لذا هر که این فطرت را در خود و حیاتش درک و رعایت نکند و در جهت تحققش نکوشد و با آن انکار ورزد بواسطه قدرت همین فطرت، منفطر و منفجر می شود و در هم کوبیده می گردد بواسطه شیاطین و دجالان و القارعه (تکنولوژی)! ولی اگر توبه کند و روی به فطرت نماید به نعمات علوی یاری می شود و فاطمی می گردد. ولی همانطور که آیه فطرت در سوره روم متذکر شده اکثر مردمان در اینباره علمی ندارند که همان علم وحدت وجود است.

۵. وحدتِ ظاهر و باطن در شخصیت پیامبر و علی و رسالت فاطمه

محمد(ص) و علی(ع) به لحاظ شخصیت و کردار و گفتار و خلق و خوی شدیدترین ضدین هویتی در کل تاریخ بشری بودند و عجبا که ظاهر و باطن نوری واحد بودند. و فاطمه رسالت یگانه سازی این دو را در خود داشت و این یک توفیق الهی بود که یکی پدر و دیگری همسرش بود و چاره ای هم جز این نبود وگرنه در این بین دو شقه می شدند. و این کار کبیر فاطمه وی را مظهر فطرت احدی حق نمود که نورش همه انسانهای یگانه پرست و یگانه جو را در سراسر جهان یاری می کند. فاطمه نوریست که به یاریش می توان همه تناقضات و اضداد و دیالکتیکهای عملی و فکری و قلبی و علمی و هویتی را درنوردید و به احدیت ذات رسید و زهرائی شد.

۶. ولادت، تغذیه الهی و لطیفه عشق فاطمه

فاطمه نه فقط به دلیل دختر رحمت للعالمین بودن بلکه بدلیل پیدایش ویژه اش در رحم خدیجه کبری(ع) که زنی حکیمه و عاشق بود حیات و هستی الهی داشت زیرا پدرش به امر الهی جهت بسته شدن نطفه فاطمه به چلّه نشست که در این چلّه از بهشت تغذیه می شد که این تغذیه الهی نصیب مادرش نیز می شد. پس فاطمه مولود عشق الهی بود از هر حیث. پس عالیترین لطیفه حق در میان خلق بود و عاشقترین دل و روح را یافته بود. با توجه به این حقیقت باید درک کرد که بلایا و مصائب و رنجهای عاطفی تا چه حدی جان فاطمه را تا ذاتش رنج می داد و زندگی فاطمه رنج نامه ای عاشقانه و حیرت آور است که در کتاب انسان کامل در این باب سخن نموده ایم.... این متن ناقص است برای مطالعه کامل به لینک زیر مراجعه کنید:

۷. منبع برای مطالعه بیشتر

کامل بخوانید در 📘 کتاب: مبانی عرفان امامیه، نص سوم | اثر استاد علی اکبر خانجانی

پست کامل درباره حضرت فاطمه س

فاطمه زهراحضرت فاطمهفاطمهحضرت زهرافطرت
۲
۰
بنیاد نشر آثار استاد علی اکبر خانجانی
بنیاد نشر آثار استاد علی اکبر خانجانی
استاد علی اکبر خانجانی،آخرالزمان شناسی،قیامت شناسی،انسان شناسی، ابرانسان، انسان کامل،ناجی موعود،امام زمان،علائم ظهور،عرفان،زندگی درمانی،شناخت درمانی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید