
امام مهدی(عج) فرزند امام حسن عسکری است که نامش محمد و القابش عبارتند از بقیة الله، حجت الله، امام زمان، صاحب العصر، خلف صالح، قائم آل محمد و مهدی! و کنیه ایشان هم همچون رسول خاتم(ص) یعنی "ابوالقاسم" است. دوازدهمین امام معصوم و آخرینشان حضرت حجت ابن الحسن در نیمه شعبان سال 255 هجری در شهر سامرا در یک پادگان نظامی دیده به جهان گشود. امام حسن عسکری در سال 260 هجری شهید شد که ایشان حدود پنج سال داشت که امامتش آغاز شد که با غیبت صغرا بود که تا سال 329 یعنی حدود 69 سال ادامه داشت که با مرگ آخرین نائب ایشان غیبت کبری آغاز شده است.
همانطور که در فصل قبل متذکر شدیم تولد ایشان نوری و هیکل مبارکشان نیز نوری بود و لذا جز پدر و مادر و عمه پدری کسی ایشان را نمی دید و فقط یکبار امام حسن عسکری ایشان را در یک جمع چهل نفری از سران شیعه آشکار کرد تا همه مهدی خود را به چشم ببینند و نیز نخستین نائب حضرت یعنی عثمان ابن سعید عَمری که از معتمدین طراز اول امام حسن(ع) و امام هادی(ع) بود ایشان را فقط یکبار دیدار کرد و سه نواب دیگر هم بواسطه نخستین نائب تعیین شدند که با مرگ نائب چهارم غیبت کبرای امام هم اعلان شد که حدود 74 سال داشتند.
پس امام مهدی ظهور نور است منتهی نه نوری که از آسمان نازل شود بلکه نوری که از پشت مردی و از سینه زنی در رحمش نطفه شده و به کالبد بشری پا به حیات خاکی نهاده است. این همان نور زمین و آسمانهاست (الله نور السماوات و الارض...) که در کالبد انسانی رخ نموده از ذریه امامی و رحم قدیسه ای مسیحائی! گوئی که حاصل وصلت حقیقیت محمدی و روح مسیحائی است.
می دانیم که "نور" تنها اسم وجودی خداوند است زیرا سائر اسمای الهی معنوی و صفاتی و افعالی هستند و تنها نور است که موجودیت محسوس در جهان دارد که بواسطه اش هر چیزی محسوس و مفهوم و درک می گردد. اینک این نور که همان نور عرفه خدا در عالم آفرینش است موجودیتی انسانی یافته است در کالبد امام مهدی(ع)! پس این نور اعراف است یعنی نور معرفت کلی و کامله پروردگار از برای خلقش!
البته همه امامان ما نورند و وجودشان خانه نور السماوات و الارض است ولی امام مهدی نوریست که از نور وجود امام عسکری متجلی شده و مصداق نور علی نور است و لذا هدایت کننده خلق است بی آنکه ارتباط فیزیکی و کلامی و مستقیمی با مردم داشته باشد مثل سائر ائمه(ع)! و همان نور رحمت مطلقه محمدی است که در آخرالزمان برای جهانیان قابل حصول است در شفاعتش و برای مؤمنان عارف قابل وصول است در هدایت عرفانی و سیر و سلوک باطنی! و بیهوده نیست نام ایشان هم "محمد" است همانطور که رسول خاتم فرموده که اوّل و آخرمان محمد است. هر چند که همه ائمه پیشاپیش سفارش کرده اند که ایشان را به این اسم نخوانیم در دوره غیبتش! و بلکه ائمه هدی ایشان را بواسطه چهار حرف مقطعه "م ح م د" بر زبان می آوردند. خود اینجانب نیز در روز عید فطری این حقیقت را شهود نمودم بدین صورت که دیدم آسمان بالای سرم تبدیل به گل سرخی شد و بناگاه پرپر شد و بر سرم ریخت و چون پائین آمد آنرا بصورت چهار حرف "م ح م د" دیدم! و بدینگونه دانستم که این یک رمز از روی تقیه نبوده بلکه دارای اسرار عرفانی است که باید درک شود همچون حروف مقطعه قرآنی! و انوار سرخ آن چهار حروف محمدی در سر و دل و جانم جاری گشت و بتدریج در معارفم بیان و عیان گردیده است.
جالب است که بدانیم هیچ موضوع و مسئله دینی و اسلامی به لحاظ تکرر و تواتر و کثرت به اندازه موضوع مهدی موعود از زبان رسول خاتم و همه امامان دارای اینهمه روایت و حدیث نیست که پذیرش آن از جانب اهل سنت کمتر از تشیع نیست. در حقیقت اگر همه فرقه های اسلامی در جستجوی موضوع واحدی جهت اتحاد و صلح جهانی باشند موضوعی جز این نمی یابند که دارای اینهمه احادیث مستند و مکرر و مستحکم باشد. یعنی همگان بر این باورند که طبق احادیث مکرری از جانب رسول خاتم و اصحاب کبارشان در آخرالزمان از آل محمد، مهدی موعود و ناجی بشریت خواهد آمد و جهان را غرق عدل و صلح و نعمات الهی خواهد کرد در حالیکه به غایت ستم و فساد و تباهی رسیده است. هیچ فرقه اسلامی نیست که منکر این امر باشد حتی وهابیون که شدیدترین خصومت را نسبت به مذهب امامیه بروز داده اند. و همه امامان اربعه اهل سنت در این باب به تفصیل سخن گفته و آنرا تصدیق کرده اند در حالیکه قبل از تولد امام مهدی می زیسته اند.
طبق باور علمای بزرگ اهل سنت علاوه بر رسول اکرم(ص) حدود سی و سه نفر از اصحاب رسول(ص) هم احادیث مربوط به مهدی موعود را از جانب آن حضرت نقل کرده اند. و تا به امروز بیش از چهل جلد کتاب معتبر از جانب علمای اهل سنت به طور اختصاصی درباره مهدی موعود تألیف شده است. دانشگاه الازهر که بزرگترین سخنگوی اسلام اهل سنت است در بیانیه ای اعلان کرده که مسئله مهدی موعود در روایات معتبر اسلامی بقدری تواتر و تکرّر دارد که جای هیچ تردیدی باقی نمی گذارد.
و اما در احادیث منسوب به امامان شیعه نیز شاید موضوعی به اندازه "مهدی موعود از آل محمد و فرزند امام حسن عسکری" تکرار و تأکید نشده است: از امام علی(ع) حدود پنجاه حدیث، از امام حسن مجتبی(ع) 5 حدیث، از امام حسین(ع) 15 حدیث، از امام سجاد(ع) 10حدیث، از امام باقر(ع) حدود 60 حدیث، از امام صادق(ع) 125 حدیث، از امام موسی کاظم(ع) 6 حدیث، از امام رضا(ع) حدود 20 حدیث، از امام جواد(ع) 6 حدیث، از امام هادی(ع) 6 حدیث و از امام حسن عسکری(ع) 25 حدیث! و باید دانست که حتی قبل از تولد امام مهدی(ع) چندین جلد کتاب تحصصی در این باب در جهان اسلام تألیف شده بود که از غیبت امام سخن گفته بودند که یکی از معروفترین آنها کتاب المشیخه تألیف "حسین بن محبوب زراد" است که حدود صد سال قبل از غیبت کبرا نوشته شده است.
موضوع باور به مهدی موعود و غیبت و ظهور مجدد جهانیش جهت برپائی حاکمیت عدل جهانی در اعتقاد شیعه بقدری محکم و شدید بوده که حتی برخی به مهدویت بعضی از امامان پیشین اعتقاد پیدا کردند مثل فرقه ناووسیه که حضرت امام صادق(ع) را مهدی و امام زنده و غایب می دانستند که نمرده و ظهور خواهد کرد و یا فرقه واقفیه همین اعتقاد را درباره امام موسی کاظم داشتند. و حتی گروهی پس از رحلت امام حسن عسکری مرگ آن حضرت را انکار کردند و گفتند او زنده و غایب است و امام قائم آل محمد هموست. این باور در جان مسلمین و بخصوص شیعیان بقدری قوی بوده که در طول تاریخ اسلام هزاران نفر دعوی مهدویت کردند و فرقه هائی را هم بوجود آوردند که اکثراً محو شده اند. در همین سده های اخیر نیز بیش از ده فرقه جدید شیعی پدید آمدند که کسی را مهدی موعود خود پنداشته اند که برخی کاملاً سیاسی و استعماری بوده اند همچون بهائیت! جریاناتی چون طالبان و القاعده و داعش هم با اینکه از اهل تسنن هستند همین ادعا را دارند و رهبران خود را "امام" می خوانند!
با توجه به این جریانات مذکور که در عصر ما صد چندان خودنمائی می کنند علاوه بر حقیقت امام مهدی و غیبت و ظهور آن حضرت، درک می کنیم که اصلاً این مسئله یک نیاز فطری بشر است که در همه مذاهب عالم کمابیش حضور دارد و در عصر ما خودنمائی می کند زیرا ناجی موعود آخرالزمان در متون همه کتابهای دینی دوران کهن به زبانهای متفاوتی حضور دارد از اوستا و اوپانیشادها تا تورات و انجیل و حتی مذاهب اساطیری یونانی و سرخ پوستی! پس براستی بشریت اگر بخواهد بر محور حق واحدی به وحدت و صلح جهانی برسد که هم ریشه اعتقادی و تاریخی و هم ریشه فطری داشته باشد جز امر مهدویت نیست!
این جنبش جهانی برای مهدی موعود و منجی عالم بشریت جهت نجات انسان مدرن از اینهمه مظالم و مفاسد و عذابهای فزاینده و نو به نو همانا قیام حیات بشری بر روی زمین است بر علیه تمامیت خودش! این همان نور حیّ و قیومی پروردگار در وجود امام مهدی است که در جانها بیدار و خلاق گشته است همانطور که خود آن حضرت فرموده: علم ما بر یکایک شما احاطه دارد و ما بر شما آگاهیم و هیچ چیزتان از ما پنهان نیست پس هر کس مرا بخواند می یابد... من ناجی افراد، خانواده ها و جوامع بشری هستم!
گرایشات حیرت آور عرفانی عصر ما که مستمراً شدیدتر می شود و در سراسر جهان بر پا شده است عملاً چیزی جز جستجوی پیر و مراد و ناجی و امام نیست و این نیز محسوسترین وجه این قیام جان حیات انسان مدرن است که از نور حیّ و قیومی امام زمان می باشد که دم به دم جوشانتر و منورتر می گردد که دال بر ظهور عنقریب ایشان است همانطور که همه علائم و پیشگوئیهای مذاهب عالم در این باب بوقوع پیوسته است که روایات شیعی دقیقترین این علائم را پیشگوئی نموده است که مادر سائر آثارمان به تفصیل به آن پرداخته و در اینجا تکرارشان نمی کنیم.
خود امام مهدی در دوره غیبت صغرای خود در نامه ای به یکی از نواب اربعه فرموده که: منم بقیة الله در جهان و جانشین خدا و حجت حق بر شما! که همین سخن امام براستی برای ما بعنوان یک مسلمان هیچ جای شبهه ای باقی نمیگذارد که مصداق این کلام خدا در قرآن کریم است که: بقیة الله همان خیر و اختیار شماست اگر از مؤمنین باشید و زین پس دیگر ما را (خداوند را) بر شما هیچ حفاظتی نیست! یعنی امام زمان تنها بقا و حضور خداوند در جهان است و به غیر از او هیچ راهی بسوی خدا نیست. در این آیه سخن از بقا و موجودیت خدا در جهان است که قبلاً گفتیم که "نور" تنها موجودیت محسوس خدا در جهان است که این نور اینک جز وجود امام زمان نیست که نور حیات و قیامت آخرالزمان است: حیّ و قیوم!
این جنبش و قیام جهانی جان انسانها همان نور حیّ و قیومی امام زمان است که بر آستانه ظهور میرسد و لذا در جوانترین جانها شدیدتر بروز می کند همانطور که امام علی(ع) می فرماید: "همه یاران مهدی جوانان هستند و هیچ میانسالی در آنها نیست." و نیز به روایتی دیگر از امام، اکثر این جوانان یاریگر امام هم زنان جوان هستند. چرا که دچار اشد ستم و استثمار و تباهی تن و جان گشته اند و دچار ظلمی مضاعف و دوگانه اند.
"اراده کرده ایم تا مستضعفین را جانشینان و وارثان زمین سازیم." قرآن کریم- قبلاً نشان داده ایم که مستضعف در معنای لغت کسی را گویند که ضعف مادی و دنیوی را بخاطر خدایش بر خود گزیده باشد. در این رساله دیدیم که براستی اسوه های استضعاف تاریخ بشری جز امامان شیعه نیستند که مظاهر رحمت مطلقه خدا بر خلق هستند. و دیدیم که سیر فزاینده این استضعاف در امامان شیعه بتدریج در وجود و زندگانی آخرین امامان به حد مطلق رسید که منجر به غیبت کامل شد که این غیبت نه از فرط نفرت از خلقی که اشد ستم را در حقشان روا داشتند بلکه از فرط اشد رحمتشان و شفاعت و هدایتشان برای خلق بوده است. و این عشق و استضعاف است که امامان را در نور ذات حق فنا ساخته و مظهر این نور نموده است که جامع همه این انوار در وجود مهدی متجلی گردیده است. پس ظهور مهدی ظهور همه اسماء و صفات الهی است: نورالله، حق الله، نعمت الله، رحمت الله، حیات الله، بقیة الله، حجت الله، خلیفة الله و کلمة الله!
و اینست که امام علی(ع) معرفت نوری بر نورانیت امام را اساس ایمان خاص شیعی دانسته است که در آخرالزمان جهت جستجو و شناخت و الحاق به امام زمان تنها راه و روش ممکن است که می توان بواسطه اش امام را شناخت و مبتلای به انواع دجالان نشد! زیرا مهدی که تنها امام ناجی آخرالزمان است "نور" است: نور حیات، نور محبت، نور معرفت، نور حقیقت، نور رحمت، نور هدایت، نور قیامت و نور شناخت شناسی و نور شناخت بهشت از جهنم و امام از دجال! "او بر شما صلوة می کند تا شما را از ظلمات بسوی نور هدایت کند." قرآن کریم- بشرط آنکه بتوانیم نور صلوة امام را بشناسیم و خود از اهالی صلوة امامیه باشیم که صلوة عرفانی است.
کامل بخوانید در:
کتاب مبانی عرفان امامیه، اثر استاد علی اکبر خانجانی