
مقاومت در برابر مشاوره در ایران در مقایسه با کشورهای توسعهیافته
نویسنده: محمد نجاتی | مشاور کسبوکار با رویکرد اقتصاد رفتاری
(ویراستاری با کمک هوش مصنوعی انجام شده است)
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، رفتن نزد مشاور، کوچ یا راهبر حرفهای نهتنها نشانه ضعف نیست، بلکه نشانهی جدیت فرد در مسیر رشد شخصی یا حرفهایاش است. در جلسات ابتدایی، معمولاً مشاور از فرد نمیپرسد که "چرا آمدی؟" بلکه سؤال این است که "میخواهی به کجا برسی و چه منابعی داری؟"
در ایران، ماجرا متفاوت است. برای بسیاری از افراد، مشاوره گرفتن هنوز هم با این حس ناخوشایند همراه است که "من شکست خوردهام که نیاز به مشورت دارم." این تفکر، ریشه در ساختار فرهنگی و تربیتی ما دارد. ساختاری که در آن، کمک خواستن با «بیعرضگی» یا «وابستگی» یکی تلقی شده است.
اقتصاد رفتاری به ما میگوید که تصمیمگیریهای ما بیشتر از آنکه منطقی باشند، احساسیاند. ذهن ناخودآگاه ما برای بقا ساخته شده نه برای رشد. هر بار که قرار است مبلغی را برای مشاوره پرداخت کنیم، ذهن ما آن را بهصورت یک خطر تعبیر میکند: «اگر نتیجه نداد، چی؟» در حالی که همین ذهن، برای خرید وسایل غیرضروری یا دورههای بیفایده، مقاومت چندانی ندارد.
در جوامع توسعهیافته، از مدرسه تا دانشگاه، به فرد یاد داده میشود که بهجای آزمون و خطای شخصی، باید از تجربه و دانش دیگران استفاده کند. سیستم آموزشی، ذهن را برای یادگیری مشارکتی آماده میکند. در نتیجه، افراد از سنین پایین با مفهوم "کوچینگ"، "منتورشیپ" و حتی "تراپی" آشنا میشوند و برای آن ارزش قائلاند.
در مقابل، ما معمولاً در شرایط بحرانی به سراغ مشاور میرویم. نه از سر برنامهریزی، بلکه از سر ناچاری. مشاور در فرهنگ ما آخرین سنگر است، نه اولین سرمایهگذاری. این تفاوت در نگرش، باعث میشود نرخ موفقیت در پیادهسازی برنامههای مشاورهای در ایران هم پایینتر از استاندارد جهانی باشد.
اما واقعیت این است که فرهنگ قابل بازنویسیست. نسل جدید ایران، در حال مواجهه با جهانیست که در آن کمک گرفتن، نشانهی حرفهایگریست. اگر آموزش درستی ببینند، اگر تجربهای متفاوت با یک کوچ یا مشاور داشته باشند، میتوانند این مقاومت ذهنی را به نقطهی قوت تبدیل کنند.
ما نیاز به بازتعریف واژهها داریم. واژههایی مثل مشورت، کوچینگ، کمک، و حتی ضعف. مشاور، آدمی نیست که فقط راهحل بدهد. او آینهایست برای دیدن خودِ واقعی. گاهی فقط یک سؤال کلیدی کافیست تا فرد مسیر یکسال آیندهاش را تغییر دهد.
در کشورهای توسعهیافته، سرمایهگذاری روی مشاوره و کوچینگ، یکی از معیارهای بلوغ حرفهایست. در ایران، هنوز مقاومت زیادی وجود دارد، اما اگر ما—بهعنوان مشاور، کوچ یا حتی مخاطب حرفهای—بتوانیم مکالمهای تازه دربارهی نقش مشاوره در زندگی راه بیندازیم، همه چیز میتواند از همینجا شروع شده و به موفقیت ختم بشود