ترانه: «نعرهٔ قایی»
[[ ترانه سرا: دکتر حجت بقایی ]]
غریوِ طوفانم و از یالِ شب رَها شدهام
چو برقِ تیغِ قاییان، از مرگ هم رَوا شدهام
زمین به زیر سمّ اسبِ خونچکان میلرزد
که من سوارِ ایلِ آتش و صدا شدهام
به مرزِ خسته، زخمِ دیوارِ کهن که میدوید
من آن شرارِ تیغم و بر جنگ مبتلا شدهام
مرا به رزم آزمودِ روزگارِ بیامان
به زخم و خشم و قهرِ آهن آشنا شدهام
چو رودِ خشم در رگم، نعرهٔ هلاهلِ سپاه
به پیکرِ دشمنِ تاریک، ابتلا شدهام
به باد گفتم از دلِ قایی چه شعلههاست
گفتا: «حماسهای کهن در تو زنده جا شدهام»
به نامِ ایلِ دلاور، تیغ را بلند کنای ترک
که باز در شبِ تاریخ، به عشق رزم پا شدهام
+++
قوم قایی یا قبیله کایی از اقوام ترکمن شمال شرق ایران هستند که نقش پررنگی در تاریخ آسیا، اروپا، خاورمیانه، حاشیه دریای کاسپین داشتند ...
وظیفه خود داستم که تلنگری بزنم به افکار عمومی که زادگاه این قوم ایران است،