مادرم
نورِ چراغِ شبهایِ بیتو
در مسیرِ ماست
وقتی صدای خنده میآید
ولی تو نیستی تا بخندی
وقتی دستهایت را جستجو میکنم
و فقط هوا را لمس میکنم
در همان فضا
تو هستی
در آرامشِ خاطره
در لحظه حسرت
در لبخندی که آنرا به یادِ تو بازمیخوانم
این دورهمی
دورهمیِ بدونِ توست
اما پر است از نامِ تو
ما با هم میخوانیم
با هم فکر میکنیم
و با هم میمانیم
نه چون تو آشکارا کنارمان هستی
بلکه چون تو
به شیوهای دیگر
همراهِ ما شدهای
در دلِ ما
در شعرِ ما
در هر نفسِ عشقِ ما
+ حجت بقایی ( شب شعر دورهمی بدون مادر عزیز)