فیلمنامهای تلخ و انسانی برای روزهای بیصدا / «نقطهای برای ایستادن میخواهم همین!» نوشته دکتر حجت بقایی
اخبار هنر|| در نشست محدود و بیحاشیهای که به فیلمنامهخوانی اثر تازه دکتر حجت بقایی با نام «نقطهای برای ایستادن میخواهم همین!» اختصاص داشت، نویسنده از تصمیم خود برای عدم ورود این اثر به بازار فیلمنامهنویسی در شرایط فعلی سخن گفت. او تأکید کرد که این اثر بیش از آنکه بخواهد در چرخه اقتصادی سینما قرار گیرد، تلاشی است برای یادآوری درد و سکوتِ مردمی که صدایشان شنیده نمیشود.

به گفته دکتر بقایی، این فیلمنامه اعتراض نیست؛ بلکه اعترافی است به خستگیِ جمعی. او در بخشی از سخنانش گفت: «گاهی جامعه به جایی میرسد که حتی درد گفتن هم تبدیل به نمایش میشود. من تلاش کردهام در این متن، صدای کسانی باشم که دیگر تماشا نمیخواهند، تنها نقطهای برای ایستادن میجویند.»
بخشهایی از فیلمنامه که توسط نویسنده خوانده شد، حالوهوایی سیاه، شاعرانه و تلخ داشت، متنی که میان شعر و سینما در نوسان است و از ساختار کلاسیک روایت فاصله میگیرد. زبان استعاری آن، درد اجتماعی را در قالب تصویرهای سنگین و تکرارشونده بازتاب میدهد: دیوارهایی با گوشهای بزرگ، سقفهایی با دهانهای بلعنده، و مردمی که در بازیِ تقسیم فریاد، خاموش میشوند.

در خلاصه داستانی که بقایی برای این اثر منتشر کرده، مخاطب با مسیری مواجه میشود که از اعتراض آغاز میشود اما به جستجوی کرامت و ایستادگی ختم میگردد. قهرمان بینام داستان، نماد انسان معاصر ایرانی است؛ انسانی که تصمیم گرفته نه برای فریاد، بلکه برای بازتعریف حقیقتِ بودن برخیزد.
منتقدان حاضر در جلسه، فیلمنامه را ادامه مسیر اجتماعی آثار پیشین بقایی توصیف کردند، اما در عین حال معتقد بودند که این اثر از هرگونه شعار فاصله گرفته و به درونیترین شکل ممکن، مخاطب را درون فرسایشِ خاموش جامعه فرو میبرد.
«نقطهای برای ایستادن میخواهم همین!» همچنان در مرحله بازنویسی باقی مانده و طبق گفته نویسنده، تا زمانی که شرایط گفتگو و شنیدنِ صداهای واقعی فراهم نشود، احتمال انتشار عمومی آن وجود ندارد.
فیلمنامهای که نه برای فروش، بلکه برای یادآوری نوشته شده است، یادآوری اینکه گاه بزرگترین اعتراض، فقط یافتنِ جایی است برای ایستادن.
+++