فیلمنامه: میراث پدر (The Father's Legacy)
نویسنده: دکتر حجت بقایی (بازنویسی ۱۴۰۴)
ژانر: درام خانوادگی، اجتماعی
تحلیل: گروه خبری تحلیلی اقتصاددان شمال
ادبیات توسعه|| فیلمنامه سینمایی «میراث پدر» نوشته دکتر حجت بقایی، اثری است که در ظاهر، نزاع بر سر تقسیم ارث در یک خانواده مرفه را روایت میکند، اما در باطن، پردهبرداری هوشمندانهای است از چالشهای یک نسل با آرمانهای بزرگ یک رهبر کاریزماتیکِ گذشته. این فیلمنامه با قدرت، تضاد میان "وعده" و "واقعیت مادی" را به تصویر میکشد.

✓ ساختار و روایت؛ تمثیلی از جامعه: ساختار سه پردهای فیلمنامه بسیار محکم است. نویسنده از طریق شخصیتپردازی نمادین فرزندان، سه رویکرد غالب در مواجهه با میراثهای ایدئولوژیک یا اقتصادی را مجسم میسازد:
"علی (سنگ بنای جامد)": مظهر سنتگرایی متعهد و خشن که تنها در چارچوب اصول پدر (حتی اگر منسوخ شده باشند) بقا را میبیند. تقابل او با واقعیت (نمزدگی سقف) نشان از ناتوانی بنیادگرایی در انطباق با گذر زمان دارد.
"رضا (تکنوکرات عملگرا)": نمایندهای از مدرنیتهای که برای پیشرفت، حاضر است اصول را فدای کارایی و سود کند (فروش خانه برای واردات ماشین). این تیپ، نماد آن دسته از نخبگانی است که «جریان» را بر «ریشه» ترجیح میدهند.

"سارا (چشم بینای خاموش)": او به عنوان هنرمند، تا پرده سوم منفعل به نظر میرسد، اما حضور «جعبه چوبی قدیمی» نشان میدهد که او تنها دلباخته پدر بوده، نه داراییهایش. سارا همان "حقیقتِ بیطرف" است که پس از فرسایش دو برادر در جنگ قدرت، وارد عمل میشود.
✓ نقطه قوت محوری؛ دیالوگ آرمان و پول: زیبایی متن در سکانس دوم (تقسیم وصیتنامه) و سکانس چهارم (نبرد رسانهای) نهفته است. دیالوگها به سرعت از سطح شخصی به سطح اجتماعی ارتقا پیدا میکنند:
> «این دیوارها که نان نمیشوند، علی.» (رضا)
> «تو این را «آرمان» میدانی، من میدانم «تورم»!» (رضا در برابر علی)
این تبادل نظر، عملاً مناظرهای است که در دهههای اخیر در بسیاری از جوامع، میان جناحهای حامی آرمانهای قدیمی و طرفداران اصلاحات اقتصادی-فنی در جریان بوده است. فیلمنامه به جای نتیجهگیری ساده، این دوگانگی را تا مرز یک «جنگ بر سر تفسیر» پیش میبرد.
✓اوجگیری و نتیجهگیری؛ آتش مقدس: اوج فیلم در پرده سوم رقم میخورد، جایی که سارا با استفاده از نوشتههای خصوصی پدر (که ارزشش از اسناد مالکیت و حسابهای بانکی بیشتر است)، هر دو دیدگاه را باطل اعلام میکند. جملهای که سارا نقل میکند:
> «اگر میراث من، باعث شود بر سر لقمهی نان، برادر برادر را از خانه براند، پس بهتر است که آن میراث، هرگز متولد نمیشد.»
این جمله، کلید گشایش قفل تعارض است. میراث پدر، نه ارزش مالی داشت و نه ارزش ایدئولوژیک، بلکه تبدیل به مانعی برای اتحاد شده بود.
اقدام نهایی سارا مبنی بر سوزاندن دفترچه در شومینه، شاید رادیکالترین و تأثیرگذارترین لحظه فیلم باشد. این آتش، نه آتش ویرانی، بلکه «آتش تطهیر» است؛ نابود کردن نماد وابستگی، برای بازسازی توانایی برقراری ارتباط.
✓جمعبندی نقادانه: «میراث پدر» فراتر از یک درام خانوادگی عمل میکند و به یک تمثیل اجتماعی معاصر بدل میشود. فیلمنامه، هرچند با زبان نمادین سنگین، وظیفه خود را به درستی انجام میدهد: نشان دادن این که گاهی بزرگترین میراث یک نسل، باید در آتش نسل بعد قربانی شود تا آیندهای مشترک ممکن گردد.
✓توصیه برای اجرا: کارگردان باید با انتخاب بازیگرانی که بتوانند عمق درونی شخصیتها را به نمایش بگذارند، از دیالوگهای سنگین متن، وزنی احساسی خارج کند. فضا و طراحی صحنه (به ویژه تضاد بین عمارت باشکوه و واقعیت نمزده) کلید موفقیت بصری این فیلمنامه خواهد بود. این فیلمنامه پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به اثری عمیق و قابل تأمل در سینمای اجتماعی ایران دارد.
++