«پوتینِ بزرگتر از پا»
قطعه ای به یاد حاج یونس
(دکتر حجت بقایی؛ مشاور تحقیق و توسعه)
در تاریخ بنویسید:
سالِ
هزار و سیصد و شصت و یک
پسری از اقلید
با پوتینی
بزرگتر از قدش
و فشنگهایی
سنگینتر از شانههای نارس
رفت تا مردانگی را
در گلولایِ خرمشهرو
طويلة و فکه معنا کند.
نامش ابوالفضل بود.
اما تاریخ
او را
با پوتینهایش شناخت
نه با شناسنامه!
کودکی که
نه در زنگ ورزش
بلکه زیر آتش خمپاره
دست و دلش را
تمرین داد.
کجای این جهان
کودکی در ۱۸ سالگی
سابقهی ۳۰ماه جنگ دارد؟
سربازی که هنوز
ریش نرویانده
اما خاکریز را میشناسد
و بوی خون را
از گل سرخ تشخیص میدهد؟
از طويلة عراق
تا نبردهای کوچهبهکوچهی دمشق
سالها گذشت
و کودکِ دیروز
در خاک غریبه هم
رد پای اشک و اطلاعات
به جا گذاشت.
نام رمز عملیاتها
بر زبانش جاری بود
و سکوتِ شب
شهادتش را
خواب دیده بود.
۲۵ خرداد
تهران...
انفجار
خیابان صابونچی را
لرزاند
و حاج یونس
همان ابوالفضل نیکویی
پر کشید
بیآنکه
صدایی از فخر و ادعا
در او باشد.
آری
در تاریخ بنویسید:
مردانی
در این خاک زیستند
که از نوجوانی تا پیری
نه برای پُست
نه برای پول
بلکه برای وطن
پوتین به پا داشتند
و گلوله در دل!
اینان
نه قهرمانانِ فیلمهای پرزرقوبرقند
نه تیتر یک روزنامههای دنیا
اما
در قاب سادهی یک وصیتنامه
و بوی خاکِ کف پوتینشان
تمام جهان خلاصه میشود.
فرزندانِ خاک
سربازانِ خاموش
کودکانی که
مرد شدند
بیآنکه کسی برایشان
شمع تولدی روشن کرده باشد...
---
#حاج_یونس
#ابوالفضل_نیکویی
#مشاور_تحقیق_و_توسعه
#سوریه
#عراق
#شلمچه
#فکه
#دکتر_حجت_بقایی
#ادبیات_توسعه
#دمشق
#شهید
#توسعه
#