ویرگول
ورودثبت نام
نمایشگاه، کنفرانس، میزگرد
نمایشگاه، کنفرانس، میزگرد
نمایشگاه، کنفرانس، میزگرد
نمایشگاه، کنفرانس، میزگرد
خواندن ۳ دقیقه·۱ روز پیش

کجا اعتراض کنم و چطور؟ اعتراضی که به دیوار می خورد اعتراض جرم بی صداهاست

گفت‌وگو با دکتر حجت بقایی/  کجا اعتراض کنم و چطور؟ اعتراضی که به دیوار می خورد اعتراض جرم بی صداهاست
---

کارگروه صلح و سازش _ ادبیات صلح|| دکتر حجت بقایی، (عضو ارشد کارگروه صلح و سازش کشور) - خبرنگار و برنامه‌ساز رسمی صدا و سیما، که اکنون به عنوان تکنسین فنی رسانه در گیلان مشغول است، وقتی صحبت از «اعتراض» می‌شود، پس از لحظه‌ای سکوت، تنها می‌گوید: «ترجیح می‌دهم در این باره حرفی نزنم... وقتی اطراف پر از دیوار اس، چه کسی می‌خواهد اعتراضت را بشنود؟»
با این جمله آغاز می‌کند و سپس، بی‌هیاهو، زنجیره‌ای از تجربه‌های شخصی را باز می‌گوید؛ تجربه‌هایی که به‌ظاهر کوچکند اما تصویر واضحی از دشواری اعتراض در ساختارهای اداری امروز ارائه می‌دهند.
بقایی روایتش را از یک اتفاق ساده آغاز می‌کند: «دیشب پنج دقیقه به هشت غروب از اداره بیرون آمدم. سرویس اداره دم در بود، مسیر من را می‌رفت، جا هم داشت. مرا دید، اما یک خانم و یک آقا را سوار کرد و رفت. صبح هم سرویس باید هفت و سی‌و‌پنج بیاید. من هفت و نیم سر کوچه بودم، اما رفته بود.»
او می‌گوید راننده‌ها برای انجام کارهای شخصی و بیرونیشان زودتر می‌آیند و زودتر می‌روند. سپس با طعنه ادامه می‌دهد:  
«باور کنید تمام رانندگانی که اینطور کار می‌کردند، در اینجا تشویق هم شدند، ترقی کردند. حالا تو برو اعتراض کن!»
در لحنش نه عصبانیت که نوعی خستگی شنیده می‌شود. توضیح می‌دهد که حتی اگر اعتراض کند، فایده‌ای ندارد:  
«مدیر ترابری آنقدر با بغض از کمبود امکانات حرف می‌زند که آخر سر شما می‌مانی و احساس بدهکاری به ایشان. تازه، اگر بخواهی شکایت کنی، قاضی خودش از پیشکسوتهای ارشد رانندگی است!»
بقایی می‌گوید در آغاز کار، رسم این شیوه را نمی‌دانست و به خیال اصلاح، گاهی اعتراض می کرد؛ نتیجه، برچسب «غرض شخصی» بود.  
او می‌افزاید: «اغلب از همکاران از سرویس استفاده نمی‌کنند مگر سرویس فرسوده عمومی. من در دو دهه ندیده‌ام اداره یک خودرو تازه بخرد. سؤال من این است بودجه نوسازی سیستم حمل‌ونقل اداره که هر پنج سال می‌گیرند، کجا می‌رود؟»
اما روایت به همینجا ختم نمی‌شود. او مرحله به مرحله از مصداقهای کوچکتر به اتفاقی سنگینتر می‌رسد: «چند سال پیش به‌صورت تصادفی فهمیدم دو صندوق بازنشستگی دارم. به امور اداری و مالی گفتم، گفتند اشتباه می‌کنی. بعد از دو سال پیگیری، اثبات شد. حالا من ۱۴ سال در صندوق بازنشستگی دولتی اندوخته دارم و ۲۳ سال در سازمان تأمین اجتماعی. درست یا غلط، موضوع موجود است. سؤال من این است: منِ بی‌سواد و کارمند ساده کجا باید اعتراض کنم که نه کسی ناراحت شود و نه حقم بسوزد؟»
او سپس لبخندی کمرنگ می‌زند و از «اعتراضهای کوچک» دیگر می‌گوید: «بیش از پنج بار پاداش به نام من(حجت بقایی) صادر شده بابت کارهایی که خارج از وظیفه انجام داده‌ام. اما عزیزان کارشناس مالی پاداشم را تغییر کد بودجه دادند. وقتی اعتراض کردم گفتند: "پاداش مال اداره است، بیخود به تو داده‌اند!"»
بقایی می‌گوید همین تجربه‌ها سبب شد در گروههای صلح و سازش همکاری داشته و بعدها کارگروههای صلح و سازش خودش را راه‌اندازی کند؛ چون می‌داند درد مردم چیست، چون با آن زندگی کرده است.
او سخنش را با لحنی آرام و تلخ جمع‌بندی می‌کند: «من دکتر حجت بقایی، خبرنگار و برنامه‌ساز رسمی صدا و سیما هستم قرارداد دارم حکمم تکنسین فنی رسانه است ولی به من نمی دهند چون در گروههای خاصی نیستم و کارهای خاص نمی کنم، و دارم کارگری می‌کنم. بحث ناشکری نیست، بحث این است که در این جمع حقِ اعتراض وجود ندارد. به همین سادگی، اگر این را بفهمیم خیلی مسایل حل می شود»
---
تحلیل کوتاه خبرنگار: روایت دکتر بقایی فراتر از گلایه‌های شخصی است. او از نبود سازوکار شنیدن اعتراض سخن می‌گوید، از اینکه در بسیاری از نظامهای اداری، اعتراض نه حق بلکه «جرم بیصداها» تلقی می‌شود. پرسش نهایی او، پرسش بسیاری دیگر است:  
وقتی همه گوشها مشغول دفاع از خودند، اعتراضت را باید به کدام دیوار گفت؟

#ادبیات_توسعه
#ادبیات_صلح

اعتراض
۱
۰
نمایشگاه، کنفرانس، میزگرد
نمایشگاه، کنفرانس، میزگرد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید