ویرگول
ورودثبت نام
مجيد اسطيري
مجيد اسطيري
مجيد اسطيري
مجيد اسطيري
خواندن ۲ دقیقه·۴ روز پیش

رمانی درباره حکیم اسرار

که ماهی برآید
که ماهی برآید

امروز 28 ذیحجه سالگرد درگذشت آخرین فیلسوف بزرگ ایرانی حاج ملاهادی سبزواری است.

من این افتخار را داشتم که تازگی رمان خوشخوان "که ماهی برآید" را درباره این شخصیت علمی بزرگ عهد قاجار بخوانم. دریغم آمد چند خطی که درباره این رمان نوشته ام را با دیگران به اشتراک نگذارم.

عکس را هم در سفر همین یکی دو هفته پیش به سبزوار از مزار حاج ملاهادی گرفتم.

"که ماهی برآید" رمانی زندگینامه ای با اقتباس از زندگی فیلسوف و فقیه نامدار عصر قاجار حاج ملاهادی سبزواری است. این رمان سیر خطی را پیش میگیرد که از رسیدن خبر وفات پدر حاج ملاهادی سبزواری در هنگام بازگشت از سفر حج آغاز شده و تا آخرین لحظه زندگی ایشان پیش می آید. تنها فصل اول این رمان 40 فصلی است که خارج از سیر خطی است و مربوط به مهاجرت ناگهانی حاج ملاهادی و خانواده اش از مدرسه معصومیه کرمان در دوره حدودا جوانی و میانسالی ایشان است. ظاهرا دلیل انتخاب این فراز برای شروع داستان فقط همین مسئله است که این بخش از زندگی حاج ملاهادی تنها بخش دارای کیفیت ستیز و  گریز عینی است و باقی فصل ها بیشتر تابع کشمکش های درونی هستند تا بیرونی. جنبه های مختلف علمی، اخلاقی و عرفانی شخصیت حاج ملاهادی هر کدام در فصلی از رمان با نمایش تصاویری مورد اشاره قرارگرفته اند.
پیرنگ رمان "که ماهی برآید" یک پیرنگ کاملا ساده و وفادار به واقعیات زندگی حاج ملاهادی سبزواری است. احتمالا تنها طرح و توطئه ای که نویسنده در پیرنگ درانداخته دیدار حاج ملاهادی با فتح الله، دوست هنرمند دوران جوانی و تحصیلش در اصفهان است که به چندین هنر از جمله قاب سازی و خاتم کاری و … آراسته است. پای هادی میشکند و او پولی که برای سفر حج کنار گذاشته بوده را به دوستش قرض میدهد و رفاقتشان محکم تر میشود و در یکی از فصل های پایانی رمان فتح الله را میبینیم که در قامت یک درویش غیبگو ولی بی ادعا به سبزوار که سرزمین مادری اش است  آمده وملاهادی با بصیرت عجیبی او را میشناسد.

متن کامل یادداشت را در بهخوان بخوانید.

۰
۰
مجيد اسطيري
مجيد اسطيري
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید