پیش از آغاز، یاد بگیرید
پیش از آغاز معامله قرارداد ببندید. وارن بافت این را وقتی فهمی که کوچک بود. وقتی که پدر بزرگ او، ارنست، او و دوستش را مامور یافتن یک حشره در بقالی اش کرد. وارن و دوستش five ساعت زمان گذاشتند و آنگاه با دستان یخ زده پیش پدربزرگش رفتند. ارنست تنها 90 سنت به هردوی آن ها داد. وارن از کاری که کرده بود ناراحت شد؛ چون در کمتر از یک ساعت میتوانست این مقدار پول را به جیب بزند. وارن بافت گفته که حتی با دوستان و آشنایان خود پیش از انجام هر کاری، قرار داد بسته و در مورد جزئیات به موافقت برسید.
هزینههای کوچک را مدیریت کنید
وارن بافت اغلب در شرکتهایی سرمایه گذاری میکرد که مدیران آن روی هزینههای کوچک نیز حساس بود. در یکی از شرکتهایی که وی سرمایه گذاری میکرد، مدیر شرکت حتی ورقههای دستمال کاغذی را نیز میشمارد که کلاه سرش نرود (در حالی که رفته بود!). به گفته وارن بافت، نظارت بر هزینهها میتواند سود شما را افزایش بسیار زیادی بدهد.
قرض نگیرید
زندگی در کارتهای اعتباری و وامهای مختلف شما را پولدار نمیکند. وارن بافت هیچ وقت مبالغ بسیار زیاد وام نگرفت، چه برای خرید مسکن، چه برای سرمایه گذاری. وی در مورد افرادی که با قرض گرفتن میخواستند پولدار شوند، حرفهای زیادی زده و نمونه های زنده زیادی از شکست آنها آورده است. در این موارد، او دو پیشنهاد داشت؛ یکی مذاکره کردن با طلبکاران و دیگری یک سرمایه گذاری عاقلانه با پول بدست آمده است.
ماندگار باشید
با استقامت و ابتکار، شما میتوانید در مقابل یک رقیب قدرتمندتر برنده شوید. وارن بافت در سال 1983 سهام شرکتی را به نام Nebraska furnishings Mart خرید، چرا که او روش مدیریتی صاحب این کسب و کار یعنی Rose Blumkin را دوست داشت. او یک مهاجر روسی بود که لباس فروشی کوچک خود را به بزرگترین فروشگاه مبلمان در آمریکای شمالی تبدیل کرد. استراتژی او خرید وسایل در کمترین قیمت بود. او یک مذاکره کننده بی رحم بود. برای وارن بافت، رز یک قهرمان شجاع بود که برنده را از بازنده جدا میکرد.
بدانید کی بفروشید!
یک بار، وقتی که وارن بافت نوجوان بود، به تماشای یک مسابقه رفت. او در مسابقه شرط بندی کرد و پولش را باخت. برای پرداخت جریمههای خود، وی در مسابقه دیگری شرطبندی کرد. این بار نیز همه پول خود را از دست داد! او یک هفته بیمار گردید و درآمد زیادی را از دست داد. ولی او از این باخت ها درس بزرگی گرفت. او دانست که چه وقتی از یک معامله باید بیرون آید، نه این که با پیروی از احساسات دوباره و دوباره بازی کرده و ببازد.