ویرگول
ورودثبت نام
بهترین های جهان
بهترین های جهان
بهترین های جهان
بهترین های جهان
خواندن ۲ دقیقه·۷ سال پیش

موضوع انشا شب یلدا - بلندترین شب سال


بازی بچه‌ها در شب یلدا

بند مقدمه (زمینه سازی)

ما عادت داشتیم که هر سال شب یلدا را دور هم جشن بگیریم و با فال حافظ این شب جذاب را سحر کنیم. آن سال نیز مانند سال‌های دیگر برای جشن گرفتن یلدا دور هم جمع شده بودیم و خواهر و برادر بزرگترم نیز با خانواده‌شان به منزل ما آمده بودند. خانه شلوغ شده بود و بچه‌های کوچک خواهر و برادرم از این سو به آن سو، جست و خیز می‌کردند.

بندهای بدنه (متن نوشته)

من سعی می‌کردم که نظمی به بازی بچه ها بدهم و آن‌ها را کمی آرام کنم. سفره خوراکی‌های شب یلدا، چیده شده بود و همگی دور آن نشسته بودیم. اما بچه‌ها آرام و قرار نداشتند و قادر به کنترل آن‌ها نبودیم. پسر خواهرم از روی سفره جستی زد و به آن سو پرید. دختر برادرم نیز می‌خواست عمل او را تکرار کند که مانعش شدیم. خلاصه وضعیت بغرنجی بود. پدر، دیوان حافظ را برداشت و نیت کرد. صفحه‌ای را گشود و شروع کرد به خواندن:

یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود، رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می‌کشت، معجز عیسویت در لب شکرخا بود
یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس، جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد..."

که ناگهان دختر برادرم جستی از روی سفره شب یلدا زد. اما دخترک به اندازه پسر خواهرم در پریدن طولی حرفه‌ای نبود و به جای آن که در آن سمت سفره فرود بیاید، به میان خوراکی‌ها افتاد! ظرف هندوانه از هم پاشید و انارهای دانه دانه شده، به هر سمتی پخش شدند. پدرم حافظ را زمین گذاشت و او را که وحشت زده میان خوراکی‌ها مانده بود، در آغوش گرفت.

بند نتیجه (جمع بندی)

همه سراسیمه برخاسته و سعی کردند به نوعی بهم ریختگی سفره یلدا و تکه‌های خوراکی که روی زمین ریخته بود را جمع کنند. من به بچه نگاه کردم که نشان و برقی از شیطنت در چشمانشان دیده می‌شد و در کمال تعجب دیدم که هیچ احساس پشیمانی با خود ندارد. به راستی این دنیای کودکی بود که باید دوباره باورش می‌کردیم.

شب یلدایلدا مبارک
۴
۰
بهترین های جهان
بهترین های جهان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید