
شد شد، نشد یه دوربین بر میدارم و تو اینستاگرام میرقصم!
این پست با لحن طنز کنایهآمیز رو در اکسپلور دیدم. برام جالب شد چراکه سالهاست دارم تحت یه آموزش حرفهای تمرین میکنم اما جسارت برونریزیش رو در حد کیفیتی که یاد گرفتم چه در آفلاین و چه در آنلاین ندارم.
یه خاطره هم از یه بلاگر اینستاگرامی که محتواش فعالیتهای روزمره زندگیش بود دارم، یک روز question box گذاشته بود که آدمها باهاش حرف بزنن و یکی براش کامنت منفی گذاشته بود که ای فلان فلان شده بیکار که یه دوربین دست گرفتی و مردم رو گیر آوردی و با چرت و پرت ترین محتوا ازش پولهای آنچنانی درمیاری.....
میدونید اون در جواب چی نوشت؟
" خب تو هم اگه میتونی همین کار رو بکن!"
به نظرم هوشمندانهترین جوابی که میتونست بده رو داد.
یکبار هم داشتم با یکی از رفقای عکاس که بسیاااااااار در کار خودش قابل هست و رزومه خوبی هم داره، صحبت میکردم و داشتم از مزیتهای ساخت یک "پورتفولیو" حرفهای و اینکه بعضیهامون از تکنولوژی و ساختنش جا موندیم و سرسری گرفتیمش میگفتم و اینکه باید از خودمون بپرسیم چرا از آنچه کردیم مستندسازی صحیح نکردیم!
و درجواب گفت, آخه میدونی من هیچ وقت دوست نداشتم نفر اوله باشم یا اون کسی که کاراش در ملا عام دیده میشه. اتفاقا خیلی از اطرافیانم هم که عکسهام رو میبینند بهم میگن چرا تا الان کاری باهاشون نکردی ولی من تا الان به اینکه باهاشون کاری بکنم فکر نکردم!
تجربه این قبیل دیدهها و شنیدههایی که دارم من رو به این این باور رسونده تو عصر امروز که زندگی ما آمیخته با فضای مجازی و شبکههای دیجیتاله، جسارت ایجاد یه پروفایل اجتماعی خودش یه هنره! البته اگر اشتباه نکنم این بیهنری در نسل امروز کمتر و بین هم دورهایهای من یعنی اونهایی که روزگارشون با دوره گذار عصر غیردیجیتال و دیجیتاله شدن مقارن شد فراوانی بیشتری داره.
و در آخر نگهداری و مراقبت از اون که با چه کیفیتی پیش بره هنر بعدی ماست چون اون هست که اطرافیان آینده پیش رومون رو میسازه.
اگر شما بودید کدام عنوان رو برای این پست انتخاب میکردید؟
«رقصیدن در فضای مجازی...
جسارتِ واقعیترین نسخهی خودت بودنه.»
یا
«گاهی باید در فضای مجازی هم برقصی...
برای خودت، نه برای لایکها.»