منِ گربه ی متمدن!

ن
ن

چه میدونم بابا
آدم یه وقتی هرچی ام هات چاکلت و رنگارنگ بخوره حالش جا نمیاد،حتی اگه پنیرپیتزا رو خالی بخوره و سیب زمینیاشو بریزه پیش گربه ش. راستی گفتم گربه م گربه صفتی کرده و گذاشته رفته؟داداشم میگه سگای گشنه خوردنش ولی من هنوز منتظرم وقتی برمیگردم خونه ببینم پشت در وایساده و میگه "صد بار نگفتم کلیدو بذار زیر آجر؟ منِ گربه اگه بخوام متمدن باشم و از دیوار نرم بالا بایدچی کنم؟"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صدای باز شدن در کابینت که از آشپزخونه میومد تشخیص نمیدادیم مامانمه یا گربه م،وقتی ام میرفتیم سروقتش میگفت"این سوسیسا بوی آقاجون خدابیامرزمو میده نمیتونم اینا رو بخورم میفهمی؟"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه نصفه شب که سرم تو کتابام بودو اونم گوشه اتاق لم داده بود گف"یه روز مث سگ ولت میکنم میرم"
نگاش کردم دیدم باچشای نیمه باز سرشو چرخونده سمت تن خودش و نگام نمیکنه بعد گفت"دلم میخواد یه گربه ی خیابونی باشم من که اینجا گربه نیستم،من یه اسب آبی افسرده م که انقد غصه خورده کبود شده، دیگه نمیخوام صداتو بعد از گوش دادن به بیست و سی بشنوم بازم میگی کاش اون موقعا که میتونستم رفته بودم سوئد یافرانسه یا مجارستان یا چی و چی،به پشمم که داری تلف میشی،اصن موهاتم شونه نکن منم پنجه توش نمیکشم به پشمم همه چی به پشمم خسته شدم انقد صبحا ساعت 6 پاشدم آلارم گوشیتو خاموش کردم دلم میخواد یه دل سیر رو یه دیوار بخوابم... صدسال. میخوام صد سال بخوابم. "
گفتم"صدسالِ گربه ها میشه چن سالِ آدمیزاد؟"
گف:" اصن میفهمی من چی میگم؟فک کردی من مث سگا نفهمم؟ من که دلشو ندارم ولت کنم برم ولی یه روز از دستت خودمو میندازم جلوی سگای گشنه حالا ببین"