Niloofar Seifizadeh
خواندن ۴ دقیقه·۱۹ روز پیش

به نام حمایت، به کام نابرابری | نگاهی به تبعیض جنسیتی خیرخواهانه به بهانه هشتم مارس

"ما در تیم‌مان به خانم‌ها کارهای پراسترس یا سفرهای کاری نمی‌دهیم چون نمی‌خواهیم اذیت شوند"

"زن باید ملکه خانه باشد، مرد وظیفه دارد از او مراقبت کند"

این جملات آشنا به نظر می‌رسند، نه؟ شاید بارها آن‌ها را شنیده‌ایم و حتی گاهی از شنیدنشان حس خوبی گرفته‌ایم. در نگاه اول این حرف‌ها خصمانه یا تبعیض‌آمیز به نظر نمی‌رسند. برعکس، مهربان، محترمانه و حمایت‌گرایانه‌اند. اما همین باورهای به ظاهر مثبت، می‌توانند زنان، و چه بسا مردان را، در چارچوب‌های سنتی و محدودکننده نگه دارند.

نابرابری همیشه آشکار و خشن نیست. گاهی در لفافه‌ای از محبت و احترام پنهان می‌شود، آن قدر که تشخیص دادنش سخت است. این همان تبعیض جنسیتی خیرخواهانه یا "Benevolent Sexism" است؛ نوعی تبعیض که در ظاهر زنان را ارج می‌نهد اما در عمل، آن‌ها را ضعیف و نیازمندِ حمایت نشان می‌دهد. این تفکر به جای اینکه درهای پیشرفت را باز کند، آن‌ها را در نقش‌های کلیشه‌ای تثبیت می‌کند-نقش‌هایی که گاهی خود زنان هم به پذیرش آن‌ها تمایل دارند!

اما چرا این نوع تبعیض خطرناک است؟ چگونه می‌توان آن را شناخت و در برابرش ایستاد؟ به بهانه 8 مارس، روز جهانی زن، بیایید کمی عمیق‌تر بررسی کنیم.

تبعیض جنسیتی خیرخواهانه (Benevolent Sexism) که در برابر تبعیض جنستی خصمانه (Hostile Sexism) قرار می‌گیرد، معمولاً در قالب رفتارهای ظاهراً مثبت و حمایت‌گرایانه نسبت به زنان بروز می‌کند، اما در واقع موجب تقویت کلیشه‌های جنسیتی و محدودیت‌های ساختاری می‌شود. این نوع تبعیض برخلاف تبعیض جنسیتی خصمانه، اغلب با نیت خوب همراه است و حتی ممکن است از سوی خود زنان نیز پذیرفته شود، اما در نهایت نابرابری را بازتولید می‌کند و نه تنها زنان، بلکه مردان را نیز به نقش‌های سنتی‌شان محدود می‌کند.

اما تبعیض جنسیتی خیرخواهانه به نظر مثبت است و حتی گاهی خود زنان نیز از آن استقبال می‌کنند، چرا باید با آن مبارزه کرد؟!

  1. محدود کردن فرصت‌ها
    وقتی زنان به عنوان افرادی نیازمندِ مراقبت و حمایت دیده شوند، کمتر به آن‌ها مسئولیت‌های کلیدی، نقش‌های مدیریتی و فرصت‌های رشد داده می‌شود. به‌جای این‌که توانایی‌هایشان ملاک باشد، جنسیتشان تعیین می‌کند که چه کارهایی می‌توانند انجام دهند و چه کارهایی “برایشان مناسب نیست.” مردان نیز همچنین در این صورت، در نقش‌های سنتی خود محدود می‌شوند و فرصت‌های خارج از چارچوبِ نقش‌های سنتی برایشان فراهم نخواهد بود حتی اگر خواستار آن باشند.
  2. تداوم کلیشه‌های جنسیتی
    این نوع تبعیض کلیشه‌هایی را که زنان را لطیف، احساسی و ناتوان از تصمیم‌گیری‌های سخت و مردان را قوی، منطقی، مسلط بر اوضاع و مسئول موقعیت‌های پرتنش نشان می‌دهد، تقویت می‌کند. تداوم و تقویت این کلیشه‌ها با پیش‌فرض‌هایی ناشی از جنسیت افراد، هم زنان و هم مردان را محدود کرده و فشار اجتماعی باعث می‌شود که احساس کنند باید مسیری مطابق کلیشه‌ها طی کنند، حتی اگر نخواهند.
  3. مانع ایجاد تغییرات ساختاری در جامعه و محیط کار
    تا زمانی که این نگرش وجود داشته باشد، زنان همچنان در مشاغل کم‌درآمدتر و نقش‌های پشتیبانی باقی می‌مانند و مردان همچنان تصمیم‌گیرندگان اصلی خواهند بود. این نگاه به‌ظاهر حمایت‌گرایانه، در نهایت باعث می‌شود که تغییرات واقعی برای برابری جنسیتی به تعویق بیفتد.
  4. تأثیرات منفی بر اعتمادبه‌نفس زنان
    وقتی مدام به زنان گفته شود که برای برخی کارها مناسب نیستند یا باید از آن‌ها مراقبت شود، ممکن است خودشان هم این باور را درونی کنند و از پذیرش چالش‌ها یا تلاش برای رسیدن به جایگاه‌های بالاتر صرف‌نظر کنند.
  5. آسیب به مردان و ایجاد انتظارات ناعادلانه
    تبعیض خیرخواهانه فقط به زنان آسیب نمی‌زند، بلکه مردان را هم در کلیشه‌هایی محدود می‌کند که از آن‌ها انتظار دارد همیشه قوی، منطقی و مسئول تأمین مالی باشند، از احساسات خود صحبت نکنند و برای کمک گرفتن اقدامی نکنند. این موضوع فشار زیادی بر مردان وارد می‌کند و امکان انعطاف‌پذیری را از آن‌ها می‌گیرد. شاید بتوان این موضوع را مرتبط با نرخ بالای خودکشی در مردان نسبت به زنان دانست.

حال که به اهمیت مبارزه با هرگونه تبعیض پی بردیم، بیایید با روش‌های مقابله با آن آشنا شویم:

  1. آگاهی بخشی و آموزش
    شناختن این نوع تبعیض و تأثیرات آن، اولین گام برای تغییر است. باید درباره‌ی آن صحبت کنیم، در محیط‌های کاری و آموزشی آموزش‌های لازم را ارائه دهیم و نسبت به اثرات مخرب آن آگاه باشیم.
  2. به چالش کشیدن کلیشه‌ها
    هر بار که با جملات یا رفتارهای تبعیض‌آمیز خیرخواهانه روبه‌رو می‌شویم، باید آن‌ها را زیر سوال ببریم. آیا این رفتار واقعاً حمایت است، یا در حال محدود کردن فردی بر اساس جنسیت او هستیم؟
  3. اصلاح سیاست‌های سازمانی و اجتماعی
    در محیط‌های کاری و جامعه، سیاست‌هایی اتخاذ شود که فرصت‌های برابر را بر اساس توانایی‌ها، نه جنسیت، تضمین کند. این شامل سیاست‌های ارتقای شغلی، دستمزد برابر و تغییر نگاه به نقش‌های سنتی است.
  4. ایجاد الگوهای جدید
    حمایت از زنانی که در حوزه‌های مدیریتی، علمی و فنی پیشرفت می‌کنند و مردانی که در نقش‌های مراقبتی و احساسی فعال هستند، به تغییر نگرش‌ها کمک می‌کند.

کلام آخر

برای ایجاد فرصت‌های برابر بر اساس توانایی، نه جنسیت؛

برای تغییر کلیشه‌هایی که زنان و مردان را در نقش‌های سنتی محدود می‌کند؛

برای داشتن محیط‌های کاری و اجتماعی عادلانه‌تر، که استعدادها در آن شکوفا شوند؛

برای ایجاد جامعه‌ای که در آن جنسیت، تعیین‌کننده‌ی سرنوشت افراد نباشد؛

باید فراتر از تبعیض‌های آشکار برویم و با تبعیض‌های پنهانی که در نگاه اول مثبت به نظر می‌رسند، اما در واقع آزادی، این گوهر ارزشمند و کلید شکوفایی را محدود می‌کنند، مقابله کنیم.

به یاد داشته باشیم، حمایت، وقتی آزادی را محدود کند، دیگر حمایت نیست.


شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید
نظرات