سلام رفیقِ کاسب!
اگه توی فکر اینی که یه مغازه راه بندازی یا مغازه الانت رو تغییر بدی، حتماً این فکر مثل خوره افتاده به جونت که «خودم تکی و مستقل کار کنم یا برم زیر پرچمِ یکی از این غولهای زنجیرهای مثل افق کوروش؟»
این دوراهی ادامه دادن یا راهاندازی بقالی سنتی یا رفتن زیر تابلوی برندهای فروشگاهی مثل افق کوروش، رفاه، هفت و... که توش گیر کردی، دقیقاً مثل انتخاب بین «کبابسرای مشتی محله» و «مکدونالد» هست. هر کدومشون یه نونی داره، ولی خمیرش با هم فرق میکنه.
از طرفی راستش رو بخوای، هر دو راهش هم، فرشِ قرمزه، هم چاله چوله داره. پس بیا بشینیم قشنگ دو دو تا چهار تا کنیم ببینیم کدوم کت تنِ کیه؟ اینم از تجربیات کف بازار من، برای تو که میخوای وارد این گود بشی. میخوایم بیپرده بگیم که توی دنیای واقعی کسب و کار سوپرمارکتی، دقیقا چه خبره؟

۱- بقالی سنتی: پادشاه توی قلمرو خودمون
توی بقالی شخصی، تو «رئیس» خودتی.
آزادی عمل بیشتر: یعنی اگر فردا صبح خواستی مغازه رو ساعت ۱۰ باز کنی، کسی جریمهت نمیکنه. اگه خواستی یه برند پنیر بیاری که فقط خودت میدونی خوبه، دستت بازه.
سودِ خالص: اینجا هر چی بفروشی، بعد از کسر هزینهها، مالِ خودته. لازم نیست درصدی به شرکت مادر بدی.
ارتباط با مشتری: تو با مشتری رفیقی. میتونی به یکی نسیه بدی، به یکی اشانتیون بدی. این «اختیار عمل» بزرگترین مزیت بقالیه.
اما چالش: تو تکی! یعنی باید با چک و چونه از ویزیتور جنس بخری، خودت انبارگردانی کنی و تنهایی با رقبای بزرگ محلهتون بجنگی.
۲- نمایندگی (فرانچایز): وقتی با غولها همسفره میشی
وقتی تابلوی «افق کوروش» یا این فروشگاههای غول خردهفروشی رو میزنی بالای در، دیگه تو یه مغازهدار نیستی، تو بخشی از یک سیستم سراسری هستی.
برند آماده: لازم نیست بدوی دنبال مشتری. ملت به اعتبار اون تابلو و تخفیفهایی که توی تلویزیون میبینن، خودشون میان توی فروشگاهت.
تامین جنسِ بیدردسر: دیگه لازم نیست با ۲۰ تا ویزیتور سر و کله بزنی. ماشین شرکت میاد، جنس رو خالی میکنه، سیستم هم خودش موجودی رو چک میکنه.
تخفیفهای کشوری: تو میتونی جنسی رو با قیمتی بفروشی که بقالی سر کوچه اصلاً با اون قیمت نمیتونه بخره! این یعنی قدرت رقابت بالا.

۳- هزینهها و هشدار حرکت یا چشمهای کاملا باز
گرفتن نمایندگی افق کوروش یا هفت، اینجوری نیست که فقط یه فرم پر کنی. اونا ازت تضمین میخوان (سفته یا ملک)، متراژ مغازهت باید استاندارد باشه و دکوراسیون رو هم باید طبق سلیقه اونا ولی با هزینه خودت بزنی. توی بقالی شخصی، تو با ۵۰۰ میلیون تومن شاید کارِت رو جمع کنی، ولی برای نمایندگی زدن، باید جیبت پُرتر باشه چون اونا استانداردهای سختگیرانهای دارن.
۴- چالشِ «درصد» و مدیریت
توی نمایندگی گرفتن از فروشگاههای بزرگ، شرکت مادر، یعنی همون شرکتی که نمایندگیش رو زدی، میاد سهم خودش رو از فروش برمیداره. تو نباید فکر کنی کلِ اون پولی که مشتری کارت کشیده، میشه مال تو. یه بخشی سهم شرکته، یه بخشی هزینه ضایعات و... در آخر، یه جوری تو باید «بله قربانگو» باشی. یعنی اگه شرکت بگه «امروز باید فلان تنماهی رو با تخفیف ۵۰ درصد بفروشی»، نمیتونی بگی نه! سیستم اونا متمرکزه و باید اطاعت کنی.
۵- مچاندازی با رقبا
اگه توی یه محلهای هستی که پر از سوپرمارکتهای گردنکلفته، زدنِ تابلوی یه برند معروف مثل افق کوروش، میتونه مثل یه «بمب» باشه و همه رو کنار بزنه. اما اگه توی یه محله قدیمی و صمیمی هستی که کاسبی ملت با نسیه و گپ زدن زندهست، همون بقالی سنتی شاید خیلی بیشتر برات پول بیاره.
بالاخره کدوم بهتره؟ (حرفِ آخر)
بیا روراست باشیم:
نمایندگی بگیر اگر:
حوصله سر و کله زدن با ویزیتور رو نداری، سرمایه اولیه خوبی داری، میخوای سیستماتیک کار کنی و دوست داری با تکیه به یه برند بزرگ، شب راحت بخوابی. البته باید استرسِ تارگت فروش شرکت رو همیشه داشته باشی.
بقالی خودت رو راه بنداز اگر:
میخوای آقای خودت باشی، ارتباطات اجتماعی قوی داری، بلدی چطوری جنس رو ارزون بخری و با سود بفروشی و از همه مهمتر، نمیخوای زیرِ بارِ تعهدات سنگین و سفتههای میلیاردیِ شرکتها بری.
نکته طلایی: خیلیها الان دارن میرن سمت «سوپرمارکتهای مدرنِ شخصی». یعنی ظاهر مغازه رو شیک و زنجیرهای میکنن، سبد چرخدار توش میذارن، ولی تابلوی کسی رو نمیزنن. اینجوری هم پرستیژ دارن، هم اختیارِ مالشون دست خودشونه.
رفیق، این یه تصویر کلی بود. حالا اگر جدی هستی، بگو تا برات لیست مدارکی که افق کوروش برای نمایندگی میخواد رو ردیف کنم یا یادت بدم چطوری توی بقالی خودت، با ویزیتورها جوری چونه بزنی که قیمتِ خریدت از فروشگاههای زنجیرهای هم کمتر دربیاد. بگو کدومش برات بهتره؟