سلام به همه اونایی که مثل من از صبح تا شب دنبال یه راهی میگردن که هم حالشون خوب باشه، هم جیبشون پر پول.
اگه فکر کردین برای پول درآوردن تنها راهتون اینه که برید سراغ ارز دیجیتال یا واردات ماشین، سخت در اشتباهین. من میخوام از تجربه خودم بگم، از روزی که با دو تا گلدون نیموجبی، شروع به کار کردم و الان کل خونهم شده معدن طلا، اونم طلای سبز!

داستان از کجا شروع شد؟
راستش منم مثل خیلی از شماها، یه روز نشسته بودم تو خونه و داشتم به در و دیوار نگاه میکردم. موجودی حسابم هم جوری بود که اگه یه پیتزا میخریدم، باید تا آخر ماه نون و پنیر میخوردم. یه گلدون «پتوس» گوشه اتاقم داشتم که همینجوری داشت واسه خودش قد میکشید. یهو یه فکری به سرم زد؛ گفتم پسر، این که انقدر راحت رشد میکنه، چرا ازش قلمه نگیرم؟
رفتم توی اینترنت سرچ کردم، ویدیوهای یوتیوب رو دیدم و فهمیدم بابا، این گیاه طفل معصوم رو اگه از بندِ ساقه ببُری بذاری تو آب، ریشه میده و میشه گذاشت توی یه گلدون جدید! همین شد جرقه کار من.
حالا چرا گل و گیاه؟
ببینید، الان دوره آپارتماننشینیه. همه گیر کردیم توی چهاردیواریهای سیمانی. مردم دلشون واسه طبیعت تنگ میشه. از طرفی، قیمت گل و گیاه توی گلخونههای لوکسِ شمال شهر، سر به فلک میکشه. اگر بخواین یه «سانسوریا شمشیری» بخرین، باید اندازه حقوق یه هفتهتون رو بذارین کنار. خب، این وقتها آدم زبر و زرنگ کیه؟ اونی که توی خونه خودش، با هزینه خیلی کم، همون گل رو پرورش میده و با قیمت منصفانه میفروشه.
چطوری شروع کنیم؟ بدون اینکه خونه رو به گند بکشیم!
خیلیها میگن: «من دستم شوره، هر چی میکارم خشک میشه!» یا «خونهم نور نداره.» ببین عزیز من، بهونه نیار. تازه من خونهم طبقه اول بود و کلاً دو ساعت نور داشت.
۱- انتخاب گیاه سختجون: اول کار نرید سراغ گیاههای حساس مثل «بنجامین» یا «ارکیده». با گلهایی مثل «پتوس» و «سانسوریا» شروع کنین. پتوس رو اگه با دمپایی هم بزنین، باز چیزیش نمیشه و رشدش رو میکنه! سانسوریا هم که انگار از سنگ ساخته شده. نه آب زیادی میخواد، نه نور چندانی.
۲- خاک و گلدون: لازم نیست برید گرونترین گلدون سفالی رو بخرین. اولش از همین گلدونهای پلاستیکی مشکی (سطل زبالهای) استفاده کنین. خاک هم از این کیسهایهای آماده بگیرین که استریل باشه و کرم نداشته باشه تا گرفتار نشین.
۳- قلمه زدن: پتوس رو از زیر بند جدا کنین، بذارین تو یه لیوان آب. بعد دو هفته ریشههاش بلند میشن. سانسوریا رو هم میتونین با برگ تکثیر کنین. یعنی یه برگ رو چند تیکه کنین و بزنین توی خاک. دیدین چه سادهست؟ به همین راحتی دارین کار «تولیدی» میکنین.
بخش سخت کار: چطور مشتری پیدا کنیم؟
نکته طلایی اینجاست. من اولش به فامیل و آشنا فروختم. مثلاً خالهم اومد خونمون، گفت: «واای چه گل قشنگی!» گفتم: «خاله قابل نداره، ولی اگه بخوای یکی مثل همین رو برات تو گلدون زدم، قیمتشم از بیرون خیلی کمتره.»
بعدش رفتم سراغ سایتهای «دیوار» و «باسلام». عکسهای خوشگل گرفتم. حواستون باشه، عکس خیلی مهمه! گلدون رو بذارین جلوی یه پرده سفید یا یه جای نورانی، یه جوری عکس بگیرین که طرف دلش بره براش. توی کپشن هم ننویسین «فروش گیاه». بنویسین مثلا «یه تیکه از طبیعت برای گوشه اتاقت». مردم حس رو میخرن، نه فقط ساقه و برگ رو.
ریسک کار کجاست؟
صادقانه بگم، تنها ریسک فروش گل و گیاه اینه که گیاه، مریضیهایی مثل شپشک آردآلود بگیره. اینجور وقتا، اگه هفتهای یه بار گلها رو چک کنین و بهشون برسین، مشکل حل میشه. ریسک مالی هم که نداره؛ چون پولی ندادین که بخواین ضرر کنین. فوقش اینه که گلتون خشک میشه، اونم تجربهست واسه دفعه بعد.
حرف آخر این بخش:
بچهها، پول درآوردن از گیاه، صبر میخواد. گیاه، لوبیای سحرآمیز نیست یه روزه بره بالا و قد بکشه! ولی وقتی راه بیفتین، میبینین که چقدر لذتبخشه. صبح بیدار شین ببینین اون قلمهای که زدین یه برگ جدید داده... هم روحیهتون عوض میشه، هم یه درآمد جانبی دارین که کمکم میتونه جای درآمد اصلی زندگیتون رو بگیره.