ویرگول
ورودثبت نام
نیلوفر صفری
نیلوفر صفریاینجا کمکت می کنم که به یه فروشنده حرفه ای تبدیل شی
نیلوفر صفری
نیلوفر صفری
خواندن ۳ دقیقه·۱۵ روز پیش

چرا توی ایران دلالی بیشتر از کارآفرینی جواب می‌ده؟

هر وقت حرف پول درآوردن و موفقیت مالی توی ایران می‌شه، معمولاً دو تا مسیر جلوی آدمه. یا باید بری سراغ تولید و کارآفرینی؛ یعنی یه ایده پیدا کنی، کسب‌وکار راه بندازی، مجوز بگیری، مالیات بدی، اجاره پرداخت کنی، نیرو استخدام کنی، با مشتری ناراضی کنار بیای و هر چند وقت یک‌بار هم با یه قانون یا بخشنامه جدید غافلگیر بشی. یا اینکه سرمایه‌ات رو برداری و وارد بازارهایی مثل طلا، ارز، خودرو یا مسکن بشی و از بالا و پایین شدن قیمت‌ها سود بگیری، بدون اینکه الزاماً چیزی به اقتصاد اضافه کرده باشی.

راستش رو بخواید، توی خیلی از مواقع مسیر دوم سود بیشتری داشته. این فقط یه حس شخصی نیست. کم نیستن آدم‌هایی که چند سال برای ساختن یه کسب‌وکار زحمت کشیدن و بعد با خودشون گفتن: «اگه همون پول رو چند سال پیش طلا یا ملک خریده بودم، الان وضعم بهتر بود.» همین تناقض، یکی از مشکلات جدی اقتصاد ماست.

یکی از مهم‌ترین دلایلش بی‌ثباتی اقتصاده. وقتی تورم بالاست و قیمت دلار، طلا و مسکن مدام بالا و پایین می‌شه، طبیعیه که فرصت‌های زیادی برای سود گرفتن از اختلاف قیمت‌ها به وجود بیاد. توی چنین شرایطی، کسی که می‌خواد تولید کنه یا یه کسب‌وکار راه بندازه، باید برای چند سال آینده برنامه داشته باشه. اما وقتی نمی‌دونه شش ماه دیگه قیمت مواد اولیه، هزینه‌ها یا حتی نرخ ارز چقدر می‌شه، تصمیم گرفتن خیلی سخت‌تر می‌شه.

موضوع دیگه، دردسرهای اداریه. راه‌اندازی و اداره یک کسب‌وکار توی ایران معمولاً با کلی مجوز، مالیات، بیمه، بازرسی و مسائل حقوقی همراهه. هر کدوم از این‌ها زمان، هزینه و انرژی می‌گیره. در مقابل، خرید و فروش دارایی‌ها معمولاً این همه اصطکاک و گرفتاری نداره. خب طبیعی هم هست که بخشی از سرمایه‌ها بره سمتی که دردسر کمتری داره.

بازدهی نامتوازن بازارها هم بی‌تأثیر نیست. فرض کنید دو نفر سرمایه تقریباً یکسانی دارن. یکی باهاش یه کارگاه کوچک راه می‌اندازه و باید هزینه تجهیزات، اجاره، حقوق کارمندها، تبلیغات و هزار خرج دیگه رو پرداخت کنه تا شاید چند سال بعد به سود قابل توجهی برسه. نفر دوم ممکنه توی همون مدت، فقط با خرید و فروش یه ملک، خودرو یا چند قطعه طلا سود بیشتری به دست بیاره. وقتی چنین اختلافی وجود داشته باشه، انگیزه برای تولید و کارآفرینی هم کمتر می‌شه.

از اون طرف، فرهنگ اقتصادی جامعه هم نقش خودش رو داره. ما سال‌هاست با تورم زندگی کردیم و همین باعث شده خیلی از خانواده‌ها حفظ ارزش پول رو مهم‌تر از سرمایه‌گذاری مولد بدونن. معمولاً توصیه‌هایی مثل «طلا بخر»، «ملک بخر» یا «پولت رو نقد نگه ندار» بیشتر شنیده می‌شه. کمتر کسی با خیال راحت به فرزندش می‌گه همه پس‌اندازت رو بذار پای یه استارتاپ یا کسب‌وکار تازه. چون شکست خوردن توی کسب‌وکار فقط ضرر مالی نیست؛ فشار روحی و اجتماعی هم با خودش میاره.

البته نباید فراموش کنیم که کارآفرینی ذاتاً کار سختیه. حتی توی کشورهای باثبات دنیا هم خیلی از کسب‌وکارها توی سال‌های اول شکست می‌خورن. تفاوت اینجاست که توی اون کشورها قوانین معمولاً شفاف‌تره، دسترسی به سرمایه راحت‌تره و حمایت‌های بیشتری از تولیدکننده‌ها وجود داره. برای همین کسی که ریسک راه‌اندازی یه کسب‌وکار رو قبول می‌کنه، احساس می‌کنه حداقل فرصت منصفانه‌ای برای موفق شدن داره.

توی ایران اما بعضی وقت‌ها این حس به وجود میاد که پاداش خلق ارزش و ریسک‌پذیری، کمتر از پاداش دلالی و سفته‌بازیه. این به این معنی نیست که همه دلال‌ها مقصرن یا همه کارآفرین‌ها حتماً موفق می‌شن. مسئله اصلی، ساختار اقتصادیه که توی بعضی دوره‌ها، فعالیت‌های غیرمولد رو سودآورتر از فعالیت‌های مولد کرده.

با این حال، همه چیز رو نمی‌شه فقط با سود و زیان سنجید. پول بیشتر همیشه مساوی رضایت بیشتر نیست. کارآفرینی، با همه استرس‌ها، بی‌خوابی‌ها و نگرانی‌هاش، یه حس متفاوت داره. اینکه یه ایده رو از صفر بسازی، بهش شکل بدی، چند نفر رو مشغول به کار کنی و بدونی حقوقی که پرداخت می‌کنی، چراغ خونه چند خانواده رو روشن نگه می‌داره، حسیه که توی معامله‌های کوتاه‌مدت و سودهای سریع کمتر پیدا می‌شه.

شاید دلالی توی خیلی از مقاطع بازده مالی بیشتری داشته باشه، اما ساختن، رشد دادن و خلق کردن، ارزش دیگه‌ای داره. بعضی آدم‌ها فقط دنبال پول درآوردن نیستن؛ دوست دارن چیزی از خودشون به جا بذارن. شاید همین تفاوت کوچیکه که باعث می‌شه با وجود همه سختی‌ها، هنوز هم عده‌ای کارآفرینی رو انتخاب کنن.

کارآفرینیسود زیانفروش ملکقیمت دلارمسائل حقوقی
۰
۰
نیلوفر صفری
نیلوفر صفری
اینجا کمکت می کنم که به یه فروشنده حرفه ای تبدیل شی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید