شوریده ام

1.
گرییان گشودی

سیلاب دریا ریخت

بردامنم

بوی ماهی گرفتم

شوریده ام ....

پاییز95
:::::...::::....:::::
2.
زیرگلویم
یک نهر جاری مي شود
از سم اسبان ِرم کرده
عشق را بر دار دیدند

زیر پوستم
موج به صخره می کوبد
درسوگ ِباغ سوخته
ابرها را سر بریدند

می خزد ِغروب نفسگیر
در قرن ِتاریک ِامروز
و صدایی که گره می خورد
با سکوت

سایه های شرمگین
قدم های سست
جز غرق شدن
در گستره ی خون
جایی برای پنهان شدن
نیست .

نیلوفرثانی
تیر97