♥️نام رمان:
#دژخیم
♥️به قلم:
#نیلوفر_رستمی
#پارت_۹
سیاوش نیمنگاهی به او انداخت و بعد آرام گفت:
- خدا قوت مرد! میبینم که شاخ مهرافروز رو هم شکستی! درود بر تو پهلوان.
فرهاد کلافه جزوه را روی دستهی صندلی گذاشت و همانطور که درِ خودکار را به انتهایش متصل میکرد، در پاسخ سیاوش گفت:
- آدم باید پیشونیش خوب نوشته بشه. قد و قیافه و این شاخشکنیها که میگی، پشیزی تو تقدیر سیاه ارزش نداره!
سیاوش با لبخند یک تای ابرویش را بالا انداخت.
- اِ؟ باریکالله! میبینم که پیشرفت کردی دکتر کامرانی! از هوشبری داری به روانکاوی و فالگیری میرسی...
ردیف دانشجویی که جلوی آنها نشسته بودند، بی اینکه بخواهند صدای سیاوش را شنیدند و خندهشان مساوی شد با اخم کمرنگ مهرافروز وقتی رو به او برگشت و کنترل پروژکتور را توی دستش فشرد و گفت:
- باز داری آتیش میسوزونی آقای بزرگنیا؟
سیاوش بی اینکه ذرهای به تذکر او اهمیت دهد، یک تای ابرویش را بالا انداخت و گفت:
- آتیش؟!
بعد به عمد نگاهی به اطرافش انداخت و رو به مهرافروز شانههایش را بالا انداخت:
- نه اینجا بنزین خیرات میکنن، نه من فندک تو جیبم پیدا میشه! یحتمل بوی سوختگی رو از جای دیگه شنیدی دکتر!
با این حرف سیاوش، کل کلاس زدند زیر خنده و مهرافروز با اخم کنترل را روی میز کوبید:
- نظم رو رعایت کنید عزیزان. کلاس جای معرکه گرفتن نیست آقای بزرگنیا!
-معرکه داریم تا معرکه دکتر! دل و زبون یکی بودن، بد دردیِ که باعث میشه هرجا میشینم معرکه ببینم، ولی سکوت اختیار کنم بلکه پایههای دنیا لرزید از این همه تبعیض.
مهرافروز قدری چشمهایش را ریز کرد. دانشجوها همه از خنده لبهایشان را به هم فشرده بودند که ناگاه نخندند و وضع را از آن بدتر نکنند. سیاوش رسما در هنگام کَل کَل شمشیر را از رو میبست و حریف حرفهای او شدن، اصلا کار مهرافروز نبود!
- منظورت از این حرف چی بود؟
- منظوری نداشتم! اونکه باید میفهمید، فهمیده. شما خودت رو ناراحتش نکن.
فرهاد آرنجش را به پهلوی او کوبید و سیاوش با خنده گفت:
_دیدی گفتم فهمید استاد. نفر دوم هم فهمیده باشه، اوضاع ردیفِ ردیفه.
با این حرفش، شلیک خنده به هوا رفت و مهرافروز برای آینکه بیشتر از آن وقت کلاس گرفته نشود و حرفهای بیپردهی دانشجوی سرتقش خندهی دانشجوها را بلند نکند، کنترل را روی میز کوبید و با عوض کردن اسلاید، مشغول ادامهی مبحث شد.
❌شات و کپی پیگرد قانونی دارد❌
@Nilufar_Rostami✍
http://Instagram.com/_nilufar_rostami_♥️