ویرگول
ورودثبت نام
تا انتهای افق
تا انتهای افقمشاهدات، تجارب و یادداشت های یک دانشجوی ایرانی در فرانسه
تا انتهای افق
تا انتهای افق
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ ساعت پیش

کتاب و کتابخوانی

اول دبیرستان بودم که فهمیدم باید خیلی کتاب بخوانم تا رشد کنم. اما واقعا برام سخت بود کتاب خواندن. دست و پا شکسته به سختی کتاب می‌خواندم تا اینکه دوم دبیرستان با این کتاب مواجه شدم.

۸۰۰ تومان بود. پولش را نداشتم! از دو نفر از دوستانم درخواست کردم نفری ۲۰۰ تومان بدهند، من ۴۰۰. نتیجه هم این باشد که کتاب را به آن‌ها هم می‌دهم بخوانند اما در نهایت کتاب برای من باشد😅 قبول کردند...

این کتاب دست من ماند. چه بود؟ جمع‌آوری بیانات رهبر فرزانه درباره کتاب و کتابخوانی...

چرا خریده بودم؟ بلکه انگیزه بدهد به من که اهل مطالعه شوم.

همین شد... باور نمی‌کردم ایشان چقدر اهل کتاب و مطالعه می‌توانستند باشند... خجالت کشیدم... نکاتی که از اهمیت و ضرورت اهل مطالعه بودن گفتند، اینکه تاریخ باید بخوانیم، کتب شهدا را باید بخوانیم...

این شد که الحمدلله مطالعه شد جزئی جداناپذیر از برنامه روزانه

حالا دیشب بین کتابهایم در اینجا با این کتاب قدیمی‌ام مواجه شدم... کمی ورق زدم و یاد خاطرات کردم... و از همه شیرین‌تر کاغذی بود که بین برگه‌ها پیدا کردم: «بُرد مدرسه را بگیرم و درباره دوران پهلوی بنویسم...»

ادامه دارد...

✍🏻 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 از فرانسه، هلند و ایران

@ninfrance

کتابمطالعهتاریخبرنامه
۳
۱
تا انتهای افق
تا انتهای افق
مشاهدات، تجارب و یادداشت های یک دانشجوی ایرانی در فرانسه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید