
برندسازی شخصی شوخی نیست، البته خیلی هم جدی نیست. کافیه که برای موثر واقع شدنش وقت بگذارید و اصولی رو مد نظر داشته باشید.
اعتبار شما در دنیای واقعی جدا از برندسازی شخصی شماست. برندسازی دیجیتال زیر مجموعه برندسازی شخصیه که میتونه کل اعتبار شما رو زیر سوال ببره یا به یک اشارت اون رو به اوج برسونه.
در هر صورت دنیای امروز عقلش رو زرق و برق آدما در دنیای دیجیتال سپرده و اگر به دنبال برندسازی شخصی هستید بهتره نکاتی که به عنوان گام در ادامه آورده میشه رو رعایت کنید تا حداقل در مسیر جاگذاری شخصیت دیجیتالتون دچار وانهادگی نشید.
شاید باورکردنی نباشه، اما آدم حسابیها با ایمیلشون سنجیده می شن. اینکه اسم و فامیل شما درست و کامل باشه دو مطلب رو مثل سیلی می زنه تو صورت مخاطب.
- مطلب اول اینکه زمان ساخت ایمیلتون مشخص میشه، یعنی شما از اولین افرادی بودید که این ایمیل رو ساختید و از هم نامان خودتون پیشی گرفتید. بیست و پنج سال پیش برای استخدام درجایگاههای شغلی پیشگام و ادایی در ایران کافی بود ایمیل یاهو داشته باشید. پس یکی از سیلی ها سبقه حضور در دنیای دیجیتاله!
- مطلب دوم اینکه حالا اگر هم عقب افتادید، چون تکیه داشتید که هویت دیجیتال شما کامل باشه به اسامی مستعار و کوتاه شده پناه نبردید. البته اگر برندسازی شخصی شما در راستای معرفی یه نام جدید باشه، ایمیلی با این نام میتونه وزنه سنگینی باشه. اما ایمیلی با مشخصات کامل به شما پرستیژ میده. پرستیژ در برندسازی شخصی خیلی خیلی مهمه. سیلی دوم هم زده شد.
گام دوم: نشانهگذاری
حیوانات برای تعیین قلمرو، اقدامات زیادی انجام میدن، شناختهشدهترینش جیش کردنه که در سگها میبینید. خب انسان چطور دنیای دیجیتالش رو نشانهگذاری کنه؟
هر پلتفرم جدید و قدیمی که هست باید یه پروفایل داشته باشید. پس تمام دریچههای نفوذ جیشتون به دنیای دیجیتال رو شناسایی کنید. شناخته شدهترین موارد داشتن وب سایت با نام شخصی، داشتن پروفایل در تمام سوشال مدیاها و پلتفرمهاییه که مخاطبان زیادی دارند. از یوتیوب،گیت هاب، اینستاگرام، توییتر، پینترست گرفته تا هر چی که فکر میکنید لازمه.
گام سوم: یکپارچگی
بعد از ایجاد پروفایل، نوبت به چیدن سفره پر از خوراکی میشه که به مخاطب می خورونید. سعی کنید از تصاویر یکسان، اطلاعات یکسان و نحوه بیان یکپارچه استفاده کنید. حتی علائم و شکلک و فونت و رنگ هم خیلی مهم هستن.
البته باید بدونید که هر جا چه چیزی بگذارید. مثلا پنیر پیتزا رو نریزید تو آبگوشت، یعنی در هر پلتفرم یا جایی که پروفایل میسازید، دادههای کاملا مرتبط با کاربرد اون پلتفرم رو وارد کنید. اینکه هر پلتفرمی به چه دادههایی نیاز داره رو باید یا براش وقت بگذارید یا با یه حرفهای در موردش صحبت کنید. شخصا دیدم که آدمها سالها تلاش کردند اما اونجورکه باید دیده نشدن و فقط با یه پروفایل تکونی ریز اما حرفهای، تونستن راه خودشون رو به راحتی باز کنن. یعنی رهی که صد سال داشتن به ترکستان میرفتن رو یه شبه به مقصد برسونن.
گام چهارم: تداوم
آهسته و پیوسته رفتنه که رفتن رو ممکن میکنه. اگه به فکر برندسازی شخصی هستید باید پویایی شخصیتتون رو به مخاطبان و جویندگانتون نشون بدید. اینکه روی ترندها موج سواری کنید، نظر شخصی بدید یا ندید، ظاهرتون به روز باشه یا نباشه و هزار حرکت دیگه و دیگه؛ همش به خودتون بستگی داره. اما باید و باید پیوسته از خودتون ردپا بگذارید. اگر ماندگار باشه که چه بهتر اما اگر مقطعی و در حد ریختن خرده نون به سبک هانسل و گرتله هم باز خودش کارسازه.
کلی نکته ریز و درست هست که حرفهای حساب میشه و بسته به نوع برندسازی، ممکنه متفاوت باشن. اینایی که خوندید اطلاعات خودمونی شده از مبحث پرسونا در دیجیتال مارکتینگه. اگه سوالی بود بپرسید، حتما در حد توانم جواب میدم.