
بازگشت به سوی هوچ
ترکیب هیچ و کوچ شده هوچ
مثل تابلوی تلفن عمومی پنج تومنی
نه دیگه تلفن عمومی هست و نه پنج تومنی سکه ای و نه حتی مغازه بازه
حکایت شغلی ریشه نداده ریشه زنی شد
خب برگشتم چون اینترنت بین المللی قطعه، شغل من تقریبا از بین رفته و معنایی نداره برای چند تا پلتفرم معلول وطنی استراتژی پیاده کنی چون خودشون راهشون رو بدون فعالیت حرفه ای هم پیدا می کنن.
دیگه اسم دیجیتال مارکتینگ می شنوم نمی دونم بخندم یا گریه کنم یا خودزنی.
هنوز بازار ایران نتونسته بود گستره این شغل رو درک کنه و شاخه هاش رو بشناسه که اسیدشویی شدیم.
هنوز نویسنده، کپی رایتر، فنی نویسی، تگ لاین، ادمین سوشال، ادمین وبسایت، طراح وب سایت، تولید محتوا، استراتژی، سئو، کمپین، خلاقیت، برندسازی، تبلیغ، پرفورمنس مارکتر، طراحی بصری و هزار تا کار و مفهوم دیگه در اذهان مدیران از هم قابل تفکیک نیست و فقط چندتا واژه دهن پرکنه.
و حالا کشتی ما به گل نشسته، پنج ماهه که رسما فعالیت نداریم یا فعالیتمون فایده ای نداره و نزدیک یک سال که جنگ های عجیب مقطعی و قطعی اینترنت پیاپی پایه و بدنه کج و معوج شغل ما رو دچار شکستگی های مفرط و فرتوتانه کرده.
تنها جایی که به ذهنم رسید تا لنگ لنگان سگالیدنم رو نگاره کنم اینجاست.
پس به این هیچ کوچ کردم و هوچ نویسی می کنم....