ویرگول
ورودثبت نام
Nima Mohamadian
Nima Mohamadian
خواندن ۱۲ دقیقه·۵ سال پیش

تجربه تلخ من از هوش مصنوعی

این متن بر اساس تجربه شخصی و شواهد من نوشته شده، پس لطفا مثل یک تجربه باهاش برخورد کنید نه بیشتر!
تجربه من مربوط به سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷ هست و در سال ۱۳۹۸ این متن رو نوشتم. آخرین ویرایش هم مربوط به بهمن ۱۴۰۰ می‌باشد.

مقدمه

اولین باری که به صورت علمی به هوش مصنوعی نگاه کردم جذب دنیای دوست داشتنیش شدم.

هوش مصنوعی و رویای دوست داشتنی من
هوش مصنوعی و رویای دوست داشتنی من

شاخه های خوب و جذاب هوش مصنوعی مانند یادگیری ماشین (Machine Learning) ، بینایی ماشین (Machine Vision)، شبکه های عصبی (Neural Network) ، تجزیه زبان (Natural Language Process) و یادگیری عمیق (Deep Learning) باعث شدند که بیش از پیش مطمئن شم که این همون دنیای دوست داشتنی من هست.

همیشه ریاضیات رو دوست داشتم و استعداد و مهارت خوبی هم تو این زمینه داشتم. وقتی متوجه شدم که ریاضیات و آمار از مهمترین بخش های هوش مصنوعی هست، بیش از پیش علاقه مند و مشتاق شدم که ادامه بدم.

شروع کار

شروع آشنایی با هوش مصنوعی
شروع آشنایی با هوش مصنوعی

از اونجایی که چند سال پیش (سال ۱۳۹۵ خورشیدی)، مثل امروز این همه دوره خوب و جامع از هوش مصنوعی موجود نبود شروع کردم به گشتن تو دنیای وب و هر چیزی که پیدا میکردم رو یه جا ذخیره میکردم تا بعدا ببینم . از دوره معروف دکتر Andrew NG در coursera تا خیلی از دوره های کاملی که تو سایت های ایرانی مثل p30download برای دانلود گذاشته بودن (به همراه Data و تمرین).

همچنین چون ریاضیات قوی داشتم، از آمار شروع کردم. یه بار کامل و برای همیشه به صورت کاملا اصولی، آمار خوندم. این فرآیند تقریبا ۲ ماهی وقت گرفت تا به همه مفاهیمی که نیاز دارم مسلط شم. من قبلا از درس آمار فقط در حد ۳ تا فرمول: میانه - میانگین - مد و یک مقداری مفاهیم ساده و تئوری بلد بودم.

برنامه نویسی

شروع برنامه نویسی هوش مصنوعی
شروع برنامه نویسی هوش مصنوعی

از زبان های برنامه نویسی، پایتون بلد بودم اما برای پیش بردن دوره ها و تمرین ها به Library هایی مثل numpy & pandas احتیاج پیدا کردم. این کتابخونه ها هم خیلی وسیع بودند پس سعی کردم در حد نیازم یاد بگیرم. دوره دکتر اندرو ان جی هم که با octave بود پس سعی کردم یه مقدار متلب و جاواسکریپت یاد بگیرم تا بتونم خودم تمرین هارو انجام بدم.

مطالعه مفاهیم و اخبار

هر روز بین ۸ تا ۱۲ ساعت مطالعه و تمرین برای رسیدن به هدف تلاش خیلی خوبی به نظر می‌رسید. از مطالعه آزاد تا مطالعه تخصصی و ...

همچنین اخبار و رویداد های هوش مصنوعی رو دنبال میکردم. هر روز و هر شب کارم شده بود فکر و رویا پردازی برای کارهایی که به ذهنم می‌رسید. مثلا خونده بودم که فلانی تو آلمان رفته یه فروشگاه (مال) رو با استفاده از هوش مصنوعی متحول کرده. اولش هم صاحب اونجا مخالف بوده ولی یک سال اعتماد کرد و بعد ۳۰٪ سود بیشتر رو تجربه می‌کنه! (در اواخر نوشته، این مورد رو بیشتر توضیح میدم). منم برنامه ریزی می‌کردم که برم هایپر استار مرکزی / افق کوروش / شهروند / رفاه و ... تا همون سیستمی که خونده بودم رو پیاده کنم براشون.

از اونجا که به بینایی ماشین و پردازش تصویر ، کمتر از بقیه گرایش های هوش مصنوعی علاقه داشتم پس خداروشکر به فکر رفتن به ایران خودرو / سایپا نبودم تا پیشنهاد سامانه خودران رو برای پراید یا سمند به مدیران تقدیم کنم.

یک مثال دیگه، نتفلیکس!
داستان اینکه چه طور خیلی سالها قبل از مطرح (Trend) شدن هوش مصنوعی شروع کرده با توصیه فیلم های مشابه به کاربرها، یک سیستم خِرد جمعی (Collective Intelligence) رو پیاده سازی کنه و نتیجه های فوق العاده ای بگیره.

فکر می‌کنم این مثال هایی که گفتم برای خیلی از دوستان آشنا باشه یا حداقل مثل من بهش فکر کرده باشند.

تصمیم به کار

آمادگی شروع به کار
آمادگی شروع به کار

دنیای هوش مصنوعی خیلی خیلی بزرگ و پیچیده است و همش فکر میکردم که نکنه کم باشه مطالعه ام و بهتره که بازم مطالعه کنم و بعدا برم دنبال کار مناسب که این خودش یکی از اشتباهاتم بود (مطالعه مفاهیم تئوری بدون پیاده سازی در محیط واقعی و تحت شرایط کاری)

من که سابقه کار در این زمینه نداشتم پس به این فکر افتادم که یک سری نمونه کار آزمایشی برای خودم پیاده سازی کنم. مثلا با دیتاهای IMDB یه سیستم پیشنهاد فیلم ساختم. با داده های فروشگاهی تونستم سیستم فروش هوشمند طراحی کنم. با داده های قیمت مسکن لندن (که یکی از مثال های معروف به همراه داده های آماده است) سعی کردم یک سیستم ارزیابی قیمت ایرانی تهیه کنم. از این قسمت کارم خیلی راضی هستم همچنان و به بقیه دوستان هم توصیه می‌کنم که ازی این سبک کار ها انجام بدهند تا با مدل سازی و پیاده سازی های واقعی (Real World) آشنا شوند.

اولین مصاحبه

اولین مصاحبه هوش مصنوعی من
اولین مصاحبه هوش مصنوعی من

موقعیت های شغلی هوش مصنوعی کم بود (در مقایسه با Backend / Frontend Developer ) مجبور شدم خیلی صبر کنم تا اولین مصاحبه کاری دعوت شم. توسعه دهنده PHP رو در سایت های مربوطه کاریابی جستوجو میکردی ۸۰۰ تا موقعیت کاری از کارآموز تا حرفه ای براش وجود داشت اما برای هوش مصنوعی نهایتا ‍۱۰ تا آگهی کار بیشتر نبود و باید منتظر می‌موندی تا یه موقعیت شغلی قرار بگیره.

خلاصه با کلی انتظار، اولین و دومین و بیستمین مصاحبه هم دعوت شدم اما هیچکدوم منجر به استخدام نشد.

ازون جا که خیلی زحمت کشیده بودم و نمیخواستم به این راحتی ها کنار بکشم بازم تلاش کردم. سعی کردم تو پونیشا و سایت های بین المللی (دور کاری) کار پیدا کنم . تو لینکدین و سایر شبکه های اجتماعی فعالیت کردم.

اما در نهایت نشد.

دلایل شکستم

دلایل شکست من در رشته هوش مصنوعی
دلایل شکست من در رشته هوش مصنوعی

اول از همه اینکه من رشته تحصیلیم مهندسی کامپیوتر گرایش هوش مصنوعی و یا ریاضیات نبود و همین مثل یک خار تو چشم اکثر شرکت ها و مصاحبه کننده ها بود.

دوم اینکه من نمیتونستم همه استعدادم رو تو مصاحبه نشون بدم. باید بهم فرصت و میدون میدادن تا بتونم خودم رو نشون بدم اما هیچ مدیری این ریسک رو نکرد که حتی به عنوان کارآموز بخواد بهم فرصت بده. در صورتی که آخر هر مصاحبه ای میگفتم که حاضرم بدون پول فقط کار کنم براتون تا یه مدتی ( حتی ۶ ماه )

سوم این که رشته هوش مصنوعی خیلی خیلی سخته و مفاهیم عمیقی داره، همچنین کلی ریاضی و آمار داره پس قاعدتا هر کسی نمیره سمتش و یک سری افراد باهوش و پر استعداد میرن دنبالش و رقابت سختی براش وجود داره (همیشه اینجوری نیست و مثل هر موضوع دیگه ای، استثنا هم هست). مثلا کسی که دکترای ریاضی داره کافی هست که یه مقدار اندکی برنامه نویسی یاد بگیره ، خیلی راحت موقعیت های کاری رو به دست میاره.

چهارم اینکه شرکت های ایرانی معمولا با تحقیقات و R&D خیلی فاصله دارند (مقصر هم نیستند اکثرا) و همچنین صنعت خاصی تو این زمینه نداریم که بخواهیم حالا هوشمندش کنیم. نهایتا شرکت هایی که تو این زمینه کار میکردن و پیشرو محسوب می‌شدند بهم گفتن که ما مثلا ۵ نفر توی تیم توسعه خودمون داریم (Backend Developer & Python ) و اگر بخواهیم سرویس هوش مصنوعی رو راه بندازیم به ۲ نفرشون این وظیفه رو میدیم که برامون انجامش بدن. با کتابخونه هایی مثل TensorFlow از گوگل این کار خیلی ساده شده بود. منطقی هم بود شاید منم مدیر اون مجموعه بودم همین کار رو می‌کردم و درگیر فرآیند جذب نیروی متخصص و ... نمی‌شدم.

پنجم اینکه هوش مصنوعی یک کار خیلی تخصصی است پس به این راحتی ها با استخدام ۲ نفر و داشتن ابزار Tensorflow به جایی نمیرسه . شرکت های کمی هستن که به نیروی متخصص هوش مصنوعی نیاز دارن و برای همون افراد هم حاضرن که هزینه حسابی کنند. من کسی رو میشناختم که ماهی ۲۰ میلیون تومن درآمد داشت (سال ۱۳۹۶ خورشیدی). ولی همون روزا هیچ موقعیت شغلی برای من که میخواستم رایگان کار کنم پیدا نمیشد. برای شروعش توقع مالی نداشتم. فقط میخواستم کار کنم.

ششم، من خیلی پررو بودم که می‌خواستم از یک رشته دیگر (مهندسی مکانیک) بیام توی کاری که تمام غول های دنیای کامپیوتر رقیب من هستن. آرزو داشتن عیب نیست ، ولی باید واقع بینی هم باشه در کار آرزوها.

هفتم، من با کمترین مشورت پیش رفتم ، کمترین اطلاعات رو کسب کردم و فکر می‌کردم که همه چی همین دوره هایی هست که وجود داره و اخبار حوزه آی تی و ...
در صورتی که واقعیت موجود تو محیط کاری و شرکت ها رو اصلا نمی‌دونستم. یعنی بدون در نظر گرفتن بازار هدف، دنبال رسیدن به خواسته هام بودم. هیچ دوستی که توی این شاخه باشه و کار مرتبط داشته باشه رو نداشتم که ازش چهارتا سوال بپرسم (شاید اگر داشتم هم به حرفش گوش نمیدادم)
دسترسی ها اینقدر زیاد نبود، لینکدین رو همه نداشتند و ارتباط گرفتن خیلی سخت بود. مثل امروز اینقدر سمینار و کارگاه و شبکه سازی نبود و همون معدودهایی هم که برگذار می‌شد رو شرکت نمی‌کردم و از دست می‌دادم به دلایل مختلف (مهمترینش نداشتن پول بود - کرایه رفت و آمد نداشتم بعضی روزا )

هشتم، من زمان زیادی رو صرف مطالعه و گذراندن دوره های مربوطه کردم، برای شروع این رویکرد خوبه اما ادامه این فرآیند بعد از یک ماه یک مقداری متفاوت هست. شرایط زندگی، مسائل مالی، خانواده، دوستان و ... از جمله حواشی مهم و تاثیر گذارند اما تاثیر اصلی (حداقل برای من و خیلی از شما دوستان) این هست که شما می‌خواهید توی یک اقیانوس شنا کنید ولی نشستید دارید می‌خونید در موردش. فرض کنید تمام کتاب های اصول شنا رو هم از حفظ کردید. اولین باری که میخواهید شنا کنید به نظرتون چه معیارهای دیگه ای وجود داره که بهش توجه نکردید؟ آیا قدرت عضلات شما، آمادگی بدنی و جسمی، گنجایش شش ها برای تنفس بیشتر با خوندن مباحث تئوری افزایش پیدا می‌کند؟
به غیر از اینها، شنا در استخر با رود و دریا و اقیانوس متفاوت است. شما تا زمانی که توی خونه و تحت شرایط معمول نشستید دارید کار می‌کنید انگار که دارید توی استخر و تحت شرایط کنترل شده شنا یاد می‌گیرید در صورتی که محیط کار واقعی شباهت زیادی به دریا داره که هر لحظه ممکنه موج و باد بر خلاف و یا در جهت کمک به شما بیاد. برای شنا در دریا و اقیانوس اینکه توی استخر تمرین های زیادی کرده باشید خیلی خوبه ولی کافی نیست!

نهم، کمال گرایی به اضافه اصول گرایی باعث شده بود تا بخوام دونه دونه پله های ترقی رو با دقت و وسواس طی کنم و ریسک رو به حداقل برسونم. در این شرایط احتمال نتیجه گرفتن وجود دارد اما با درصد پایین. برای مثال اگر زودتر اقدام به مصاحبه کرده بودم ( با ۲٪ سوادی که نیاز بود) شاید خیلی چیزها دستگیرم می‌شد و اصلا ادامه نمی‌دادم و یا در نقطه مقابل، مواردی که مهم تر بودن رو بیشتر مد نظر میگذاشتم که مطالعه کنم و مثلا آمار و ریاضی رو کمتر وقت میذاشتم و یا برنامه نویسی رو بیشتر (مثلا)

دهم، سطحی و عمیق خوندن و کار کردن یک موضوع نسبی است و شما نیاز داری یه سری مطالب رو سطحی بخونی و ازش رد بشی تا صرفا یک دیدی داشته باشی از موضوع و یا برعکس، برای موضوعی شما باید حسابی وقت بگذاری و به عمق مطلب برسی. وقتی کسی مثل من بدون استفاده از مشاور و استاد و راهنما پیش میره نمیدونه که با چه اولویتی باید مطالعه داشته باشه. از دید یک نفر تازه کار، همه موارد پیش رو مهم و حیاتی هستند!

یازدهم، توقع بالا
وقتی شما داری توی یکی از به روزترین و بهترین رشته های دنیا تحصیل و کار می‌کنی قطعا به همون نسب هم توقع ها بالا میره. شاید این مساله آسیبی توی فرآیند کاریابی به من نزد چون حاضر بودم که هر جور شده رایگان هم شده کار کنم یه مدتی ولی مساله اینجاست که شما تا یک زمانی میتونی جلوی این توقعات به جای خودت رو بگیری و ازشون بگذری ولی در ادامه به مشکل می‌خوری. من به لحاظ روحی و اجتماعی این مورد رو خیلی درک کردم.

تیر خلاص

مهمترین عوامل شکست من در مسیر هوش مصنوعی
مهمترین عوامل شکست من در مسیر هوش مصنوعی

خیلی زحمت کشیده بودم و نمی‌خواستم همه چی رو فراموش کنم. خودم دست به کار شدم . یادمه یه سری اخبار و داستان خونده بودم از کارایی که با هوش مصنوعی انجام شده بود. یکی از بهترین هاش این بود که تو آلمان یه نفر میره یه فروشگاه مواد غذایی و بهشون پیشنهاد میده که ۱ سال براشون مجانی کار کنه . تو این یه سال دیتاهای خرید رو با الگوریتم های مختلف بررسی میکرده و اجناس مغازه رو با توجه به میزان فروش و ... کنار هم قرار میداد . در عرض یک سال تونست فروش اون فروشگاه رو ۳۰٪ بیشتر کنه.

منم با شور و اشتیاق اون دوست آلمانی، رفتم سراغ یکی از فروشگاه های بزرگ تهران ( اسمشو نمیگم ولی از معروف ترین های بازار ایران). با کلی داستان و بدبختی تونستم با یه نفر مسئول اون شرکت جلسه ای داشته باشم.

خلاصه جلسه ام این بود که بهم گفتن به هیچ وجه نمیتونن اعتماد کنن و آمارهای فروش رو در اختیار من قرار بدن ،‌حتی در ازای پرداخت سفته و چک و هر مدل ضمانت دیگر !
بهم گفت از کجا معلوم جاسوس فلان مرکز خرید نباشی ، یا اینکه بری دیتای مارو به رقیبمون بفروشی ؟‌


این همه ماجرا نبود. گفتن ما اصلا آمار خرید و فروش درستی نداریم. یه روز یکی تماس میگیره میگه من ۲ تن مرغ دارم برام بفروشین با این قیمت. پس اونجوری که تو فکر میکنی نیست!

اونجا بود فهمیدم که همون جنس تلفن ها و چند تن مرغ، کار ۳۰٪‌ سود اون فروشگاه آلمانی رو براشون انجام میده. پس دیگه چه توجیهی برای اون مدیر وجود داره که بخواد از هوش مصنوعی برای سیستم ریکام و فروش استفاده کنه؟‌ الان بهش حق میدم واقعا.

تازه با این روبرو شده بودم که یک بخش خیلی بزرگ کار ما تهیه داده و استفاده از اونهاست که به همین راحتی ها به دست نمیاد و حتی اگر هم موجود باشه، دسترسی راحتی بهش نخواهید داشت به هزار دلیل مختلف.

نتیجه

نتیجه گیری من از رشته هوش مصنوعی در ایران
نتیجه گیری من از رشته هوش مصنوعی در ایران

ازون جایی که تو کشور ما بحران های زیادی وجود دارد و بحران بیکاری و عدم تخصص گرایی هم یکی از اون هاست باعث شده که تعداد زیادی از دانشجوهای با استعداد رشته های دیگر و همچنین دوستداران کامپیوتر و هوش مصنوعی به سراغ آن بروند.

پس شاید بشه این نتیجه رو گرفت که خروجی فارغ التحصیل این رشته (چه رسمی و دانشگاهی و چه مثل من غیر رسمی) زیاد و ورودی بازار کارش به شدت کم هست و کلی رقیب گردن کلفت هم دارید.

متاسفانه ،‌ مهاجرت

مهاجرت برای ادامه تحصیل و کار در رشته هوش مصنوعی
مهاجرت برای ادامه تحصیل و کار در رشته هوش مصنوعی

به نظرم بهترین راه برای تحصیل و کسب موفقیت توی این رشته، مهاجرت هست. تو کشور ما خیلی سخته که بخواهید کاری برای خودتون دست و پا کنید و ازش راضی باشد.


این نوشته باعث شد متوجه شم خیلی از آدما مثل من فکر ‌می‌کنند و دنبال پیشرفت در این مسیر هستند (کلی پیام زیر همین متن، لینکدین، تلگرام و ... ).
در نوشته ای دیگر به دوران بعد از این شرایط و وضعیت فعلی میپردازم. امیدوارم تا انتهای سال ۱۴۰۰ این اتفاق بیوفته


Contact With me:
https://t.me/nimamohamadian
https://www.facebook.com/nimamohamadian89
https://twitter.com/Nima_Mohamadian
https://www.linkedin.com/in/nima-mohamadian-57ba63123/




هوش مصنوعیبرنامه نویسیماشین لرنینگmachine learningdeep learning
توسعه دهنده جاواسکریپت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید