داشتم لینکدین رو بالا و پایین میکردم که اتفاقی به یک پست از یکی از موسسات مرتبط با سازمان ملل برخورد کردم. در این پست نوشته شده بود که حقوق زنان ایرانی در این روزها باید حفظ بشه- که کاملا درست و بجاست. نگاهی به کامنتهای زیر پست انداختم. سه دسته کامنت رو میشد مشاهده کرد: اول از سمت مردمان کشورهای غیر مسلمان، عمدتا غربی، که نحوه برخورد با زنان در ایران رو محکوم کرده بودن. دوم از سمت مردمان کشورهای عمدتا اسلامی که گفته بودن پس حقوق زنان فلسطینی، سودانی، افغان و کردهای سوریه چی؟ و اینکه وضعیت زنان ایرانی به نسبت بهتره. و سوم از سمت هموطنان که متن پست رو تایید کرده بودن و یا جوابی به کامنت گروه دوم داده بودن.
با خودم فکر کردم که چقدر یک پیام یا یک کامنت ساده میتونه معانی بیشتری از خود متن رو در خودش داشته باشه. مثلا اگر دوستان ایرانی میدونستن که درک نویسندگان اون پست از وضعیت ایران به مراتب از اونچه در واقعیت وجود داره، بدتر و آخر الزمانی تر هست شاید در کامنت گذاشتن زیر اون پست کمی تردید میکردن. نویسندگان چنین پستهایی لزوما با ما همدردی نمیکنن بلکه همدردی اونها ممکنه شکلی از دلسوزی که معادل تحقیر شدن هست پیدا بکنه. ما به هیچ عنوان نباید این رو بپذیریم، چون تحقیر راه توسعه و رشد رو میبنده. علاوه بر این، مردسالاری در تمامی جهان درد مشترکی رو برای زنان به وجود آورده، اما همه حتی در همین کشورهای غربی هم لزوما به ظلمی که به صورت روزمره باهاش مواجه هستن آگاهی ندارن. کسی که زبانی برای اعتراض داره و آگاهه که یک سیستمی- در اینجا به اسم مردسالاری- هست که داره بهش ظلم میکنه به نظر من نصف مسیر رو که همون آگاهی درونی هست طی کرده. همه زنان در تمامی دنیا این شانس رو ندارن.
از سوی دیگه وضعیت جامعه ایرانی (حداقل بخشی که من و بسیاری از ماهایی که در این پلتفرمها شرکت داریم ازش میایم) مشابه یا بالاتر از متوسط اکثر جوامع خاورمیانه هست. و به نظرم بیش از حد و با استیصال از نقض حقوق زنان در ایران در پلتفرم ها و فضاهای بین المللی صحبت کردن هم از شان جنبش پیشروی که چند سال پیش تجربه کردیم کم میکنه و هم اینکه توجههای بعضا ناپسندی رو از سمت بخشهای دیگه جهان که زن ستیزی درش شدید هست- به عنوان مثال در خاورمیانه و جنوب آسیا- به ما جلب میکنه (نمونه ش رو در ایجاد مزاحمت توسط بعضی از دانشجویان عراقی (و قطعا نه همه!) برای دختران ایرانی یا مزاحمتهایی که اخیرا بعضی از شهروندان این کشورها برای زنان ایرانی در شبکههای اجتماعی ایجاد میکنن میشه مشاهده کرد- یعنی درواقع برداشت اونها از رنج ما چیزی شبیه به سرگرمی یا جلب توجه به ویژگیهای ظاهری بوده).
دیروز اتفاقی یک ویدئو از کتک خوردن دو زن محجبه مهاجر توسط پلیس هلند رو میدیدم. من دلیل دعوا رو متوجه نشدم چون اصلا در ویدئو مشخص نبود. اما کامنتهایی که زیر پست بود حیرت انگیز بود. یک نفر نوشته بود که اینها بهرحال به کتک خوردن عادت دارن! همین کامنت 1.4k لایک خورده بود و کلی ایموجی خنده و ایول، دمت گرم در جوابش پست شده بود. خلاصه که حواسمون باید خیلی جمع باشه. بعضی تغییرات از جایی به بعد باید به آرامی و از درون صورت بگیره تا سوء تفاهمی رو در ذهن خودمون و دیگران ایجاد نکنه و همیشه تصویری که به جهان از خودمون ارائه میدیم اهمیت داره و میزان احترام اونها نسبت به ما رو در اکنون و آینده مشخص میکنه. آدمها به صورت روانی از دیدن رنج منزجر میشن و اگر نتونن که با فرد رنج کشیده همدردی داشته باشن یا کمکی بهش بکنن به صورت ناخودآگاه حس انزجار و تحقیر رو متوجه خود اون فرد میکنن (و در واقع بر رنجش اضافه میکنن).
این نظر من بود.