ویرگول
ورودثبت نام
زهرا نیکو
زهرا نیکودانش آموخته ارشد باستان شناسی دوره تاریخی ایران، دانشگاه تهران👩‍🎓
زهرا نیکو
زهرا نیکو
خواندن ۲ دقیقه·۷ ماه پیش

شیطنت‌های تیغ دار با ماشین‌ها

عنوان این خاطرات، من را به یاد شیطنت‌های کودکانه‌ام با ماشین‌های واقعی می‌اندازد. اما نه شیطنت‌های بزرگ مثل خلاف رانندگی کردن، زباله ریختن در خیابان، پنچر کردن ماشین همسایه بغلی، خط کشیدن با سکه روی بدنه ماشین مردم و ... بلکه خاطره آن لحظات شیرین و لطیف که همچنان در گوشه و کنار ذهنم زنده‌اند. می‌خواهم شما را به دنیای کودکانه‌ام ببرم، جایی که تلخی لحظه در شیرینی یاد کودکی رنگ می بازد

کهن‌ترین خاطره‌ام با ماشین به زمان‌های دور برمی‌گردد؛ زمانی که درست یادم نیست چند ساله بودم، به کجا می‌رفتیم و در کدام جاده بودیم. تنها چیزی که به یاد دارم این است که روی پای بابام در صندلی جلو نشسته بودم، سوار بر ماشین شوهر عمه‌ام. آن روز کشف نور دکمه‌های ضبط ماشین برای من تازه و جذاب بود. با هیجان، دستم را به سوی دکمه‌های ضبط ماشین دراز می‌کردم و با کنجکاوی خیال تلاش می کردم آن دکمه‌های نورانی را در تاریکی شب لمس کنم. در آن لحظات، دختر عمه‌ام با چهره‌ای ناراحت صندلی عقب ماشین نشسته بود و مدام می‌گفت: «بچه، بشین! شیطونی نکن!»  آخرش هم او نگذاشت تا من در دنیای کودکی‌ام جادوی دکمه‌های ماشین را درک کنم!

خاطره‌ی دومی نیز دارم که به شش سالگی‌ام مربوط می‌شود. در یک سفری که با مینی‌بوس از مشهد به سمت نیشابور حرکت می‌کردیم. پنجره را باز کردم و دست‌هایم را از آن بیرون بردم. بادی خنک و دلچسب می‌وزید. در همین حین، با تشر زنی که صندلی عقب نشسته بود به خودم آمدم. او از روی دلسوزی و خیرخواهی گفت: «بچه بگیر بشین سر جات! می دونی چقدر اینکار خطرناکه ! ممکنه دستات قطع بشه!»

خاطره سوم یک شیطنتی بود که من در دوره دبستان به دوستانم یاد دادم. اسم این شیطنت را «شوخی تیغی» گذاشته بودم. این شیطنت به این ترتیب بود که ابتدا با دوستانم به صحرا می‌رفتیم و تیغ‌های بزرگ علفی  را از تو صحرا جمع می‌کردیم. قبل از اینکه ماشینی از جاده خلوت روستایی عبور کند. آن‌ها را وسط جاده رها می‌کردیم. بعضی خودرو‌های عبوری از کنار تیغ‌های علفی رد می شدند اما بعضی خودرو‌ها از روی آن‌ها رد می شدند یا تیغ به آن‌ها می‌چسبید و صدای جالبی تولید می‌کرد. بعضی مواقع تیغ‌های علفی که به انتهای ماشین‌ها می‌چسبیدند توسط ماشین‌ها حمل می‌شدند که باعث می‌شد ما بچه‌ها مست و خوشحال از ذوق و شادی شیطنت کودکانه، به این صحنه مضحک بخندیم. خلاصه این ته خلاف‌ها و شوخی ‌های بچگی ما با ماشین‌ها بود

دنده عقب با اتو ابزار
۵
۰
زهرا نیکو
زهرا نیکو
دانش آموخته ارشد باستان شناسی دوره تاریخی ایران، دانشگاه تهران👩‍🎓
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید