برای کتاب "تاریخ اجتماعی هنر"| پست دوم


https://virgool.io/@zahrataraneh/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-nqxezjtwn5do


همزمان با خوندن این کتاب، به نظر میرسه که یک هنرمند وجود داره که به تمدن ها و حکومت ها و جامعه های مختلف سفر میکنه و با وضعیت اجتماعی بازی میخوره و عملکردش تغییر میکنه. گاهی اوقات مقحور قدرت و ثروت میشه و گاهی مکملی برای ابزار قدرت یا تبلیغ یک عقیده ی خاص میشه.

یک واقعیت بدیهی توی مطالب کتاب اینه که جریان اصلی هنر، غالبا با وضعیت سیاسی و قدرت تغییر شکل میداده مگر این که وضعیت جامعه طوری پیش بره که قدرت پادشاه یا عقیده ی اقلیت حاکم کمتر بشه و این قدرت بین طبقات پایین تر تقسیم بشه. با این حال بازم توی دوران کلاسیک، سبک هنری ای رو نمیبینم که مستقل پیش رفته باشه. از همه ی آثار این دوره میشه جلوه ای از قدرت نمایی و ابراز فخر و بزرگی و ثروت رو دید.

نویسنده سعی میکنه روی خط زمان حرکت کنه و همزمان هنر در نواحی مختلف رو بررسی و مقایسه کنه. و زمانی که درباره ی تاریخ هنر و تمدن صحبت میشه، یونان و روم حرف های بیشتری برای گفتن دارن. بخش زیادی از کتاب تاریخ اجتماعی هنر هم به تاریخ یونان و روم باستان اختصاص داره.


این کتاب یا حداقل نسخه ای که من ازش دارم هیچ تصویرگری خاصی نداره. خیلی از شهر هایی که اسم میبره دیگه وجود ندارن و دقیقا نمیدونم کجای کره ی زمین قرار دارن. برای همین هر بار که اسم شهر جدیدی رو میبینم دنبال نقشه هاش میگردم و سعی میکنم یه تصویر خوب ازش نگه دارم. حین خوندن تاریخ در حال مسافرت هستیم. نقشه کمک میکنه که توی مسافرت گم نشیم و بدونیم که دقیقا کجا هستیم.