
بزرگترین اشتباهات در برندسازی شخصی چیست ؟
در دنیای شلوغ امروز، اشتیاق برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ (Personal Branding) جهان را فرا گرفته و گویی همه میخواهند «برند» و «برنده» باشند، دیده و پسندیده شوند و تائید بیشتری بگیرند.
شاید خیلیها فکر میکنند برندینگ شخصی ویژه افرادی خاص با درآمد یا موقعیتی خاص است؛ مثل بازیگران، وکلا، هنرمندان، پزشکان و غیره. در صورتی که برندسازی شخصی برای همه ممکن است، اگر خودشان بخواهند. گرچه این مسیر اهرمی فقط برای شهرت بیشتر، کسب مشتری و پول زیاد نیست، بلکه درباره ارزشهای شخصی و شخصیتی، و البته تخصص و عمق دانش آنها خواهد بود.
این خیلی مهم است که شما چه یک مدیر هستید، چه کارمند یا حتی یک فریلنسر، برای برندسازی شخصی نیاز به یک راهنما دارید تا انتخابهای بهتری کنید. جنس اقدامات شما باید بر اساس تعداد کارهایی باشد که انجام نمیدهید. یادتان باشد برندسازی از هر جنس و فرمی نیاز به دقت و زمان زیاد دارد. در واقع پرسونال برند شما مداوماً در حال بازنگری و بازتاب است؛ شما با یک موجود زنده طرف هستید و این یک کار همیشگی خواهد بود.
چرا باید جدی بگیریم؟
افرادی که برندسازی فردی خود را جدی میگیرند، در نهایت محبوبیت بیشتری بین مشتریان خود خواهند داشت.
قاعدتاً درآمد بیشتری نسبت به رقبا دارند (مردم حاضرند برای برند قویتر پول بیشتری بپردازند و چانهزنی نکنند).
اگر شما برند خود را نسازید، دیگران این کار را برای شما میکنند که شاید باب میلتان نباشد.
اینجا ده خطای اصلی در پرسونال برندینگ یا برندسازی شخصی را بررسی میکنیم :
حتماً نه. برند شما یعنی عیار و اعتبار شما در قلب و ذهن مشتریان هدف. برند شخصی از جنس اخلاق و تخصص است، نه صرفاً مخاطب یا پول زیاد. پرسونال برند یک مفهوم نامشهود، ناملموس و حسی است و خریدنی نیست. شاید لوگو را بشود خرید، اما اعتبارش را خیر.
کوتاه اگر بگوییم: کپی نباش، خودت باش. از بهترینهای حوزه و تخصص خود الگو بگیرید و آنها را رصد کنید، اما لباس خودتان را بر تن کنید. پرسونال برند اصیل، لهجه و امضای خود را دارد. این یعنی حقیقی بودن و اورجینال بودن برند شما.
از منظر روانشناسی برند و تخصص برندسازی، این سوال اشتباه است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، یک پرسنال برند بین افرادی که ما را میشناسند داریم. پس برند ما میتواند هم باعث شکست و تنهایی ما شود و هم باعث رشد شخصی و شغلی. اگر درست پیش برویم، بهصورت همزمان در زندگی شخصی و شغلی موفق عمل میکنیم.
خیر، این هم یک باور غلط است. فقط خِبره بودن دیگر کافی نیست. بخش مکمل، مهم و بالِ دیگر یک برند قوی، ترکیب «خُبره بودن» و «اخلاق نیکو» است؛ اینها در کنار هم کار میکنند.
این نگاه اشتباه است. برند بودن، ایدهآل بودن و بیاشتباه بودن نیست. انسان جایزالخطاست، اما باید هر روز سعی کند یک قدم نسبت به قبل بهتر شود. هرچه زودتر شروع کنید، صدای شما بعدها بلندتر خواهد بود.
اتفاقا برعکس است! در فضای برندینگ و برندسازی اشخاص، مهمترین استراتژی کارهایی هست که انجام نمیدهید. تصمیم بگیرید چه تصمیمهایی اشتباه است. برندسازی میزان پاسخهای «نه» شماست، نه «بله»هایی که میگویید.
«راب براون» در کتاب شهرت خود را بسازید میگوید برندینگ شخصی این نیست که همهکاره و هیچکاره باشید. تمرکز و عمق دانش حرفهای شماست که باید متمایز باشد.
این اشتباهِ اکثر افرادی است که میخواهند برندینگ کنند. شما باید مخاطب ارزشمند داشته باشید. کیفیت مهم است، نه فقط تولید زیاد محتوا یا تعداد دنبالکنندگان. بهتر است ابتدا وبسایت خود را داشته باشید و بعد به فکر سوشال مدیا باشید.
اینطور نیست. در استراتژی برند، شخصیت و هویت مهم است. مثل اقتصاد که «کمیابی» ارزشمند است، حضور شما هم باید مدیریت شده باشد. حضور مداوم در تمام جشنها و مراسمها ممکن است حس تکراری بودن به مخاطب بدهد. در دسترس بودن همیشگی، الزاماً نشانه فروتنی نیست. همچنین، شما با تبلیغات شاید معروف شوید، اما الزاماً «برند» نمیشوید.
این یک سوگیری اشتباه است. چرا همه باید شما را بشناسند یا دوست بدارند؟ بپذیریم حتی اگر رونالدو یا علی دایی هم باشید، افرادی شما را نفی میکنند.
برندها طیفها و جنسهای متفاوت و حجم طرفداران متفاوتی دارند.
بهتر است دنبال افرادی باشید که در حوزه شما مهماند.
برند شخصی قوی یعنی مخالفینی هم دارد؛ برندسازی این نیست که همه هوادار شما باشند.
ادامه مقالات در ombc,ir / نوشته امید ملائکه