
اینکه بگویید “نظرات دیگران مهم نیست و کار خودم را میکنم” شاید در نگاه اول قابل تقدیر باشد، اما موفقیت شغلی به بهبود مستمر (کایزن) نیاز دارد. یک برند شخصی باهوش از نقدهای منصفانه و نظرات افراد دلسوز استفاده میکند. برند باید مدام خود را بازرسی کند تا بهترین نسخه را ارائه دهد.
اینکه بخواهید “اولین نفر” باشید چشمانداز خوبی است، اما واقعیت این است که حتی اگر جزو ۱۰ نفر برتر حوزه تخصصی خودتان هم باشید، کافیست. فضای کار باز است. بهتر است قبیله خود را بسازید و مخاطبین هدفِ علاقهمند به محصول یا خدمت خود را بیابید. همه مشتری شما نیستند؛ برای شروع، یک بخش خاص (Niche) را هدف قرار دهید.
نیازی نیست با رقیب بجنگید یا حذفش کنید. اتفاقاً یک رقیب خوب میتواند رفیق شما باشد. یک بال پرسنال برند، مهربانی و شخصیت والاست. رقیب را رصد کنید، یاد بگیرید و رقابت سالم داشته باشید. احترام به رقیب به شما اعتبار و قدرت میدهد.
صداقت اصل انسانیت است، اما برندسازی شخصی به این معنی نیست که همه کس، همه چیز شما را بدانند. مرزبندی و حریم بسیار مهم است تا آسیب کمتری ببینید. زندگی فردی و کاری شما شاید جدا باشد، اما شخصیت شما واحد است؛ با این حال، نیاز نیست تمام جزئیات زندگی شخصی را جار بزنید.
وقتی برند هستید، لازم نیست راجع به هر چیزی که ترند میشود نظر بدهید. اتفاقاً اگر بیشتر سکوت کنید جذابتر خواهید بود. برند شخصی معتبر یعنی فقط در حوزه تخصص خود نظر دادن. به قول قدیمیها: «همه چیز دان، نادان است.»
نشان دادن برجستگیهای شخصیتی یا تفاوت کسبوکارتان خوب است، اما بزرگنمایی زیاد مخاطبین را دلزده میکند و حس اغراق میدهد. اصالت (Authenticity) یعنی واقعی بودن. هویت بصری، لوگوی قشنگ و سایت فقط زیرساخت هستند؛ برند یک «احساس و تجربه» است که در طی زمان ساخته میشود.