[تبیین پست مدرنیسم]

از متن کتاب:

"... پست مدرنیست ها که ردای نسبی گراییشان را بر تن میکنند و میگویند که تمامی فرهنگ ها برابرند، همانند آفرینش باورهایی هستند که میگویند تنها چیزی که میخواهند مجال یکسان برای تکامل باوری و آفرینش باوری است. آفرینش باورها گاهی استدلال میکنند که آفرینش باوری و تکامل باوری به یک اندازه علمی یا به یک اندازه مذهبی اند، و از این رو باید به طور برابری با آن ها برخورد کرد و مجال برابری برای آن ها در نظر گرفت. آیا آفرینش باورها واقعا به چنین چیزی معتقدند؟ آیا تمام آنچه میخواهند مجال برابر است؟ البته که نه. آفرینش باورها اساسا با نظریه تکامل مخالفند _آنها معتقدند که نظریه تکامل اشتباه و شر است، و اگر بر سر قدرت بودند آن را سرکوب میکردند اما به منزله تاکتیکی کوتاه مدت، تا زمانی که طرف بازندهذبحث فکری هستند، برابری خواهی فکری را مطرح خواهند کرد و خواهند گفت که هیچ کس واقعا حقیقت مطلق را نمیداند. پست مدرنیست های ماکیاولی همین راهبرد را اتخاذ میکنند. _ آنها میگویند که خواهان احترام برابر نسبت به همه فرهنک ها هستند، اما آنچه واقعا در طولانی مدرت میخواهند سرکوب فرهنگ سرمایه داری لیبرالی است."
کتاب به شدت نقد پست مدرنیسم و سوسیالیسم است، نویسنده از عصر روشنگری و به حاشیه رفتن دین و مذهب شروع میکند و فلاسفه ای را مثال میزند که به این بحران لامذهبی اروپایی واکنش نشان دادند و با کانت شروع کردند، کانتی که برای اینکه دوباره به دین قوام ببخشد خرد و منطق را به زیر کشید، چیزی که به شدت بر ضد دین بود. پس از آن جنبش های سوسیالیسم و چپ که دشمنشان را سرمایه داری میدیدند، در مبارزه با آن شکست خوردند، هیچ یک از حکومت های چپ به چیزهایی که وعده میداد دست نیافت و به شکست هایی مذبوحانه نائل شدند، بار دیگر فلاسفه ای که هواخواه چپ بودند، همچون کانت که خرد و منطق را به زیر کشید، دلیل و مدرک را به زیر کشیدند که میگفت سوسیالیسم شکست خورده و سرمایه داری پیروز است، آن فلاسفه پست مدرنیست ها بودند.