
در جهانی که زود رسیدن فضیلت شمرده شده است، مدرسهها به ایستگاههای قطار بدل شدهاند؛ جایی که تأخیر، گناه است و تعجیل، تقدیس.
فرزندان ما نه برای جستوجوی معنا، که برای گریز از توبیخ میدوند؛ گویی هدفِ آموزش، رسیدن به زنگ اول است نه بیداری ذهنِ خفته.
زنگ صبح دیگر ندای آگاهی نیست، صدای نفَسبُر اضطراب است. پشت درِ بستهی مدرسه، کودکانی ایستادهاند که هنوز رؤیای خویش را کامل ندیدهاند، هنوز ذهنشان در هوای خیال پرواز میکند — اما ناظم، با فهرست حضور و غیاب، هر ثانیه تخیل را به جرمِ تأخیر میکشد.
علت اضطراب در کجا جست و جو می کنیم؟
به نظر من همین جاست، اولین نقطه.
سیستم آموزشی بیماره؟ یکی از بیماری های اصلیش همینه.