دوری از تعصب، دوری از خشونت (درباره روز جهان عاری از خشونت و افراطی‌گری)

به هر میزانی که افراد به اندیشۀ هم‌زیستی مسالمت‌آمیز بین خود و دیگر اندیشه‌ها نزدیک شده‌اند، خشونت و افراطی‌گری به حد قابل توجهی کاهش داشته و به هر میزانی که افراد، تفکر خود را بر دیگری ارجح دانسته‌اند، سرآغازی برای خشونت و افراطی‌گری بوده است.

در سال 1393، یک سال پس از آن‌که سازمان ملل متحد پیشنهاد حسن روحانی، رئیس جمهور ایران را مبنی بر «جهان علیه خشونت و افراطی‌گری» تصویب و قطعنامه‌ای موسوم به WAVE (World Against violence and Extremism) صادر کرد، حسن روحانی در همایشی، پیشنهاد نامگذاری 18 دسامبر ( 27 آذر) را به عنوان روز جهان علیه خشونت و افراطی‌گری مطرح کرد. شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در همان سال این روز را در تقویم رسمی کشور با عنوان «روز جهانِ عاری از خشونت و افراطی‌گری» ثبت کرد.

پس از گذشت چهار سال از تصویب قطعنامه جهان علیه خشونت و افراطی‌گری، شرایط بین‌المللی شاهد تغییرات بسیاری نسبت به زمان تصویب این طرح بوده است. سقوط داعش در عراق، روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا، حمله‌های تروریستی در چند کشور اروپایی، درگیری‌های یمن و کشتار مسلمانان روهینگیایی تنها بخشی از وقایعی است که می‌توان ذیل موضوع خشونت و افراطی‌گری تعریف کرد. اگر بخواهیم فصل مشترک تمام موارد گفته شده را کشف کنیم، به وضوح با کم و کیفِ میزان درک و کاربست مدارا و هم‌زیستی بین فرهنگ‌ها، ادیان و تفکرات مختلف روبه‌رو می‌شویم؛ به این معنا که به هر میزانی که افراد به اندیشۀ هم‌زیستی مسالمت‌آمیز بین خود و دیگر اندیشه‌ها نزدیک شده‌اند، خشونت و افراطی‌گری به حد قابل توجهی کاهش داشته و به هر میزانی که افراد، تفکر خود را بر دیگری ارجح دانسته‌اند، سرآغازی برای خشونت و افراطی‌گری بوده است. این نکته را آشکارا می‌توان در دو نوع مواجهه متضاد نسبت به دین اسلام مشاهده کرد. پیروان تفکر داعش با قرائتی افراطی از اسلام، سعی در دیکته کردن تفکر خود نه تنها به دیگر ادیان و اندیشه‌ها بلکه به مسلمانان مخالف خود نیز داشته‌اند. از طرفی دیگر، دونالد ترامپ با اندیشه‌ای اسلام‌هراسانه دستوری مبنی بر ممنوعیت ورود شهروندان شش کشور مسلمان به خاک آمریکا صادر کرده است. این دو نوع رویارویی با اسلام نه تنها باطل و مردود است بلکه بستر را برای ظهور خشونت و افراطی‌گری فراهم می‌کند. چارۀ کار چیزی جز مدارا، شکیبایی و احترام به اندیشه‌های مختلف نیست و همان‌گونه که حسن روحانی می‌گوید: «بگذاریم اسلام با چهره رحمانی‌اش ... حماسه بیافریند»، به طور قطع صلح جهانی از مسیر رحمانیت می‌گذرد.

«تعصب» به عنوان دیکتاتوری درونی، در هر فرد به طور بالقوه وجود دارد و عوامل مختلفی از جمله اقتصادی، روانی و اجتماعی در پدیدار شدن تعصب به شکل خشونت موثر است.

اگرچه خشونت و افراطی‌گری در پدیده‌هایی مانند داعش و بوکوحرام تجلی پیدا کرده اما خشونت‌ورزی تنها به کشتار و حملات تروریستی محدود نمی‌شود. «تعصب» به عنوان دیکتاتوری درونی، در هر فرد به طور بالقوه وجود دارد و عوامل مختلفی از جمله اقتصادی، روانی و اجتماعی در پدیدار شدن تعصب به شکل خشونت موثر است. این خشونت به شکل‌های گوناگونی بروز می‌کند که گسترۀ وسیعی از پرخاشگری و خشونت روانی تا دست زدن به جرم‌های کیفری را شامل می‌شود. در این میان خشونتی که چند سالی از عمر آن نمی‌گذرد خشونت مجازی است. موارد گوناگونی از فحاشی کاربران شبکه‌های اجتماعی به شخصیت‌های داخلی و خارجی در خبرها منعکس شده است. نکته‌ای که در این‌جا نباید از آن غافل بود این است که ظهور خشونت‌های کلامی در شبکه‌های اجتماعی نشانه‌ای است از پتانسیلی که در برخی از افراد جامعه برای ابراز خشونت وجود دارد و اکنون در شبکه‌های اجتماعی تنها محلی برای ظهور و بروز پیدا کرده است. با این نگاه، می‌توان این هشدار را داد که توسل به خشونت برای پرکردن کمبودهای اقتصادی، روانی و اجتماعی در کمین بخشی از افراد جامعه است. حال که حرف از جهانِ عاری از خشونت است باید گفت سهم هر فرد در تحقق این امر، شناخت کافی از تعصبات درونی و کمبودهایی است که می‌توانند منجر به خشونت شوند و این خودآگاهی مسلما در زندگی فردی و اجتماعی نیز گره‌گشا خواهد بود.

  • منتشر شده در شمارۀ 5569 روزنامۀ نسل فردا به تاریخ 27 آذر 1396