ویرگول
ورودثبت نام
Global Invest
Global Invest
Global Invest
Global Invest
خواندن ۵ دقیقه·۶ ماه پیش

چرا همه ما مجبور به سرمایه‌گذاری شده‌ایم؟

سرمایه‌گذاری
سرمایه‌گذاری

مقدمه: بازی بی‌رحمانه بقا در دنیای امروز

یک تراژدی پنهان در زندگی مدرن ما وجود دارد: تقریباً همه ما ناچاریم که تبدیل به سرمایه‌گذار شویم. معلم مدرسه، مکانیک، پرستار، مغازه‌دار شهر کوچک؛ همه آن‌ها حالا باید یاد بگیرند که پولشان را "به کار بیندازند" وگرنه شاهد آب رفتن ارزش واقعی آن خواهند بود. آن‌ها شب‌ها نمودار سهام را بررسی می‌کنند، کیف پول‌های رمزارزی را باز می‌کنند که به سختی به آن‌ها اعتماد دارند و نگران قیمت مسکن هستند. این انتخاب آن‌ها از روی طمع یا حماقت نیست، بلکه از روی اجبار است.

در دنیایی که پول به صورت سیستماتیک ارزش خود را از دست می‌دهد، "پس‌انداز کردن" غیرمنطقی می‌شود. و زمانی که پس‌انداز غیرمنطقی شود، سرمایه‌گذاری نه برای کسب سود، بلکه برای بقا به یک ضرورت تبدیل می‌شود.

وقتی پول می‌شکند، زمان می‌شکند... انسان قمارباز می‌شود.

این وضعیتی نیست که باید باشد. ما برای سرمایه‌گذاری متولد نشده‌ایم. ما زاده شده‌ایم تا تولید کنیم، کار کنیم، به دیگران خدمت کنیم و در ازای تبادل داوطلبانه ارزش، از دیگران خدمت بگیریم. بازار، زمانی که رها باشد، این اعمال را با یک چیز پاداش می‌دهد که گذشته را به آینده پیوند می‌زند: پول سالم (Sound Money). پول سالم به ما اجازه می‌دهد تا ثمره زحماتمان را ذخیره کنیم و آن را در طول زمان مدیریت کنیم.

اما وقتی پول "خراب" می‌شود، زمان نیز از هم می‌پاشد. بازار قطب‌نمای خود را گم می‌کند. و انسان تبدیل به یک قمارباز می‌شود.

ریشه اختلال: دستکاری نرخ بهره

این بی‌نظمی، نتیجه دستکاری نرخ بهره است؛ مهم‌ترین و در عین حال، سوءبرداشت‌ترین قیمت در کل اقتصاد. در یک دنیای صادقانه، این قیمت آزادانه و به عنوان نتیجه بی‌شمار تصمیمات ذهنی تعیین می‌شود. نرخ بهره، اولویت‌های زمانی واقعی ما را منعکس می‌کند. به ما می‌گوید که آیا مردم مایلند مصرف امروز خود را به تعویق بیندازند یا خیر، و آیا دیگران استفاده‌های مولدی برای آن سرمایه دارند یا نه. زمانی که این تعادل از طریق عمل داوطلبانه برقرار می‌شود، جامعه شکوفا می‌گردد. سرمایه به ایده‌های ارزشمند جریان می‌یابد. پس‌اندازکنندگان بدون ریسک بازده واقعی کسب می‌کنند. کارگران می‌توانند آسوده خاطر باشند که ارزش زحماتشان از بین نرفته است.

دنیایی که در آن قیمت پول دیکته می‌شود، نه کشف

اما ما در یک دنیای صادقانه زندگی نمی‌کنیم. ما تحت سلطه بانک‌های مرکزی هستیم، جایی که قیمت پول کشف نمی‌شود، بلکه دیکته می‌شود. نرخ بهره، که زمانی واضح‌ترین سیگنال در اقتصاد بود، اکنون ابزاری برای سیاست‌گذاری است. اهرمی که به نام تحریک رشد، اشتغال یا توسعه، کشیده می‌شود. اما آنچه واقعاً تولید می‌کند، تحریف است.

نرخ‌های مصنوعی پایین، پس‌اندازها را از سرمایه‌گذاری واقعی جدا می‌کنند. آن‌ها سیگنال‌های کاذب به کارآفرینان می‌فرستند. آن‌ها به اهرم‌های مالی پاداش می‌دهند، احتیاط را مجازات می‌کنند و در هر جایی که سرمایه به دنبال پناهگاه است، حباب‌های دارایی را شعله‌ور می‌سازند.

از بهره‌وری تا نزدیکی به اعتبار: تحریف بازارها

تصادفی نیست که در چنین جهانی، بازارهای مالی دیگر منعکس‌کننده بهره‌وری یا نوآوری نیستند. آن‌ها نزدیکی به "اعتبار" (Credit) را منعکس می‌کنند. سرمایه‌های خطرپذیر باد می‌کنند. سهام‌های میم (Meme stocks) منفجر می‌شوند. رمزارزها نوسانات شدید را تجربه می‌کنند (پامپ و دامپ می‌شوند). و در جایی در سایه‌ها، یک بازنشسته کانال یوتیوب باز می‌کند، سعی می‌کند یاد بگیرد چگونه در ساعت ۳ صبح ارز معامله کند. نه به این دلیل که می‌خواهد. به این دلیل که مجبور است.

این فقط یک تخصیص نادرست پول نیست. این یک تخصیص نادرست زندگی است. مردم باید بتوانند کار کنند، پس‌انداز کنند و اعتماد کنند که تلاششان از بین نمی‌رود. این پولی که امروز به دست می‌آورند، فردا هم قدرت خرید خواهد داشت. اما رژیم‌های پول فیات (Fiat Regimes) این وعده را نابود می‌کنند. آن‌ها با تورم‌زایی، به آرامی از پس‌اندازکنندگان سلب مالکیت می‌کنند. و بدین ترتیب، در دفاع از خود، همه تبدیل به سفته‌باز می‌شوند.

تناقض ظالمانه: ثبات‌سازی یا بی‌ثبات‌سازی؟

طنز ماجرا بسیار بی‌رحمانه است. بانک‌های مرکزی ادعا می‌کنند که اقتصاد را تثبیت می‌کنند. در حالی که اقدامات خود آن‌ها، عملکرد بنیادین پول را -یعنی ذخیره ارزش در طول زمان- بی‌ثبات می‌کند. اگر نتوانید پس‌انداز کنید، باید سرمایه‌گذاری کنید. اگر مجبور به سرمایه‌گذاری باشید، مجبور به مواجهه با ریسک هستید. و زمانی که ریسک قابل قیمت‌گذاری نباشد، زیرا هزینه سرمایه ساختگی است، آنگاه سفته‌بازی، نه قضاوت عاقلانه، به اصل حاکم بر زندگی اقتصادی تبدیل می‌شود.

تعجبی ندارد که بیش از ۹۰ درصد معامله‌گران فارکس ضرر می‌کنند. بازار ذاتاً قمارخانه نیست، آن را به قمارخانه تبدیل کرده‌اند. مردم از روی طمع سفته‌بازی نمی‌کنند. آن‌ها سفته‌بازی می‌کنند زیرا سیستم، منطق و سلامت روانی را غیرممکن کرده است. دیگر کافی نیست که درآمد کسب کنید، تولید کنید، یا چیزی بسازید. حالا باید حدس بزنید که بانک مرکزی بعدی چه کاری انجام خواهد داد، گزارش تورم چه عددی را نشان خواهد داد، منحنی بازدهی چه سیگنالی را مخابره خواهد کرد. ارزشمندترین فعالیت انسانی، برنامه‌ریزی برای آینده، توسط دستکاری‌های پولی ربوده شده است.

پایان جنون: بازگشت به نرخ بهره واقعی

اگر به نرخ‌های بهره واقعی، نرخ‌های بهره بازار برگردیم، این جنون به پایان می‌رسد. سرمایه دوباره به دنبال کاربرد مولد خود می‌رود، نه بازدهی مصنوعی. بانک‌ها به عنوان واسطه‌های صادق عمل خواهند کرد، پس‌اندازهای واقعی را به کارآفرینان واقعی وام می‌دهند. سرمایه‌گذاری‌ها دوباره منفعل می‌شوند، زیرا سفته‌بازی دیگر اجباری نخواهد بود. شما می‌توانستید کار کنید و پس‌انداز کنید، و همین کافی بود.

بازارهای مسکن خنک می‌شدند. بیت کوین انتخابی می‌شد، نه یک ضرورت هستی‌بخش (Existential). سواد مالی نه درباره غلبه بر تورم، بلکه درباره درک ارزش می‌بود. و جامعه می‌توانست هوش و انرژی خود را از آربیتراژ کوتاه‌مدت، به سوی خلق ارزش بلندمدت هدایت کند.

آنچه واقعاً نیاز داریم: پول سالم، نه پورتفوی همگانی

ما نیازی به "پورتفوی جهانی" (Universal Portfolios) نداریم. ما به پول سالم نیاز داریم. نیازی نیست همه دارایی داشته باشند. ما به ارزی نیاز داریم که به تلاش انسانی احترام بگذارد. ما نیازی به مهندسی مالی بیشتر نداریم. ما به نرخ‌های بهره‌ای نیاز داریم که از واقعیت نشأت می‌گیرند، نه از جلسات کمیته‌ها. وقتی قیمت پول حقیقت داشته باشد، سرمایه‌گذاری معنای خود را باز می‌یابد و مردم عادی آزادی خود را برای زندگی بدون تبدیل شدن به قمارباز به دست می‌آورند.

تا آن زمان، دنیا وارونه خواهد ماند. افراد مولد، سفته‌بازان را سوبسید خواهند داد. افراد صادق توسط تورم مجازات خواهند شد. و اکثریت به تلاش برای پیشی گرفتن از یک سیستم پولی ادامه خواهند داد که برای شکست آن‌ها طراحی شده است. این اقتصاد نیست. این سرقت است. و هرچه بیشتر طول بکشد، جامعه فقیرتر می‌شود – نه تنها در ثروت، بلکه در کرامت انسانی.

بگذارید پول دوباره صادق شود. بگذارید سرمایه آزادانه جریان یابد. و بگذارید مردم به آنچه برای آن خلق شده بودند بازگردند: نه دنبال بازدهی مصنوعی، بلکه خلق ارزش. نه سرمایه‌گذاری برای بقا، بلکه تولید برای شکوفایی.

زندگی مدرنسرمایه‌گذاری
۳
۰
Global Invest
Global Invest
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید