آدما همیشه خودشون هستند


از سری «جستارهایی در باب ذهن یک زن» می‌خوام در مورد زیر بنویسم:

«۲۶. به نظرت توهمه که آدمها خودشون باشن؟!

مجموعه‌ای از رفتارهای بد و مزخرف در کنار رفتارهای خوب و pure؟!»

این نوشته‌ام بیشتر دلیه و می‌نویسم که ببینم به کجا میرسه.



میل

آدما همیشه خودشون هستند.

اصلا مگه کسی میشه خودش نباشه؟ خنده‌دار به نظر میاد. ما به هر چیزی که هست میگیم «خودش». نه؟

در نتیجه، فلسفیD: نگاه کنیم و بخواییم گیر بدیم، هیچ کسی نمی‌تونه «خودش» نباشه.

اما، اما در خیلی از مواقع میشه انسانی رفتاری که میلش می‌کشه رو انجام نمیده.

مواقعی که دروغ نمی‌گه یا دورویی نمی‌کنه. صرفا عین همون چیزی که میلش می‌کشه رو انجام نمیه.


مثلا یه پسری دوست داره یه ساعت بعد اولین قرار زنگ بزنه به دختره بگه که چقدر خوشگل بود و چقدر خوش گذشت، اما حساب‌کتاب می‌کنه می‌بینه شاید دختره فکر کنه این needyئه و زیادی حساس و رمانتیک و اوضاع خراب نشه.

یا یه دختری فکر می‌کنه اگه پسره پیام بده و این دیر سین کنه، کمتر در دسترسه و برا پسره جذاب‌تر میشه. در حالیکه دلش می‌خواد سریع‌تر پیام رو ببینه و بیشتر باهم صحبت کنند.

یا زنی دلش می‌خواد با پارتنرش هر روز صحبت کنه، اما فکر می‌کنه شاید باعث بشه مرده حس بدی پیدا کنه.


اینا فقط تو حوزه‌ی روابط عاطفی نیست.

ممکنه تو شرکت بشنوین واحد کناری به یه مشکلی خورده که شما خیلی زود می‌تونین حلش کنین، اما می‌ترسین که اگه یه‌هویی بپرین وسط حرفاشون بگن «اینم خودشو نخود هر آشی می‌کنه» و بعد مدیرتون بیاد بگه «تو رو که نیاوردم آچار فرانسه باشی. به کار خودت برس». و می‌شنین سر میز خودتون.



دروغ

صحنه‌ای از فرندز که جویی به دروغ گفته بود رقص بلده
صحنه‌ای از فرندز که جویی به دروغ گفته بود رقص بلده

البته شدیدترش هم هست.

بعض وقتا آدما دروغ می‌گن.

میرن ماشین اجاره می‌کنند و باهاش میان سر قرار که بگن پولدارن. یا به دروغ می‌گن خونه‌شون فلان‌جاست تا بتونند بیان سر قرار. ماشین دوستشون رو قرض می‌گیرن و میگن مال خودمه.

دروغ می‌گن که چند تا کتاب خوندن.

تو رزومه‌شون چیزایی می‌نویسند که در حد باز کردن صفحه انجام دادن و می‌نویسند ۸۰٪ تسلط.

در مورد اینا نمی‌خوام بنویسم.



انتخاب و واقعیت

آدما وقتی چیزی میلشون می‌کشه و انجامش نمیدن‌، براش دلیل دارن. وقتی دلشون می‌خواد کاری انجام بدن و حتی فکر می‌کنند مفیده و انجام نمی‌دن، آگاهانه‌ است. عواقبش رو نمی‌خوان.

مردی رو تصور کنین که میخواد خودش باشه. مردی که یه کفش راحت اسکچرز داره و یه شلوار پارچه‌ای که دوستش داره. با پیرهنی که اصلا خوشش نمیاد بندازه زیر شلوار، چون هی خم‌وراست که میشه میزنه بیرون. وقتی هم همبرگر می‌خوره، سس زیاد می‌زنه و اوکیه که دست و صورتش سسی بشه. چون بعدش میره میشوره دیگه. جزو ۶۰ نفر اول ماشین لرنینگ ایرانه و ۵ سال پیش هر سال ۴۰ کتاب بیشتر خونده.

این مرد اگه بخواد خودش باشه، شانس خیلی کمتری برای دیت و پارتنر پیدا کردن داره نسبت به کسی که شلوار و تیشرت تنگ می‌پوشه و کفش جذابی که باهاش دو ساعت هم نمیشه پیاده‌روی کرد.

احتمالا خیلی از زنان به عنوان یه دوست خوب بهش نگاه کنند، ولی برا اکثریت میره تو Friend zone.

در نتیجه بسیار طبیعیه که همچنین مردی مطابق چیزی که باهاش راحته عمل نکنه. شلوار پارچه‌ای با کفش اسپورت هرچقدر هم راحت باشه، به کم شدن احتمال پیدا کردن پارتنر برای این مرد نمی‌ارزه. کاملا هم یه انتخاب آگاهانه‌س.

رادیو گیک شماره ۶۸ – جوراب شلواری ۲ – نگاهی به تاریخچه اصلاح بدن زنان
رادیو گیک شماره ۶۸ – جوراب شلواری ۲ – نگاهی به تاریخچه اصلاح بدن زنان


یا یه زنی رو تصور بکنین که به نظرش بشینه ۵۰ صفحه بیشتر کتاب بخونه یا طرح‌های چوبیش رو نجاری کنه و بزاره اینستا بهتره تا هر چند روز یه بار موهای دست و بازو و بدنش رو بزنه. یا ترجیح میده نیم ساعت بیشتر بخوابه و سرحال‌تر باشه و بهره‌وری بیشتری داشته باشه تا زودتر پاشه و مثلا یه «رنگ و لعابی به صورتش» بده.

مخصوصا که می‌دونه زدن موی بدن مضره و می‌تونه باعث حساسیت‌های پوستی بشه. هیچ هم کثیف و مشکل‌دار نیست. آگاهه که زدن موی بدن صرفا یه مد و چیز فرهنگیه تا بهداشتی پزشکی.

[اگه براتون جالب شد، جادی تو این مطلبش قشنگ در مورد موی بدن و زنان نوشته]

حالا فکر می‌کنین همچنین زنی اگه نخواد موهای بدنش رو بزنه و به خودش در حد عرف برسه(با این که میدونه زندگیش رو می‌تونست مفیدتر صرف کنه) چقدر شانس پارتنر پیدا کردنش میاد پایین؟ اصلا شانسی داره؟ :/



با بازیگری آدما کنار بیاییم

اگر زنی به مردی که شلوارپارچه‌ای رو با کفش اسپورت می‌پوشه و پیرهنش رو میندازه رو شلوار و تو رستوران همبرگر پر سس سفارش میده حس جنسی نداره، نباید خجالت بکشه. عادیه. طبیعیه.

همچنین تمام مردایی که به زنان باهوش اهل کتاب فعالی که موهای بدنشون رو نمیزنن و آرایش نمی‌کنند میل جنسی ندارند، نباید خجالت بکشند. عادیه.

میل و حس جنسی چیزی نیست که ازش خجالت بکشیم. تمام این مردا و زنایی که گفتم قابل احترامند، ولی شاید من و خیلیای دیگه به عنوان پارتنر قبولشون نکنیم.

و خب اینو اغلب آدما می‌دونند.

برا همینه که به اصطلاح بیشتر آدما «خودشون» نیستند. چون شما و من و دوست من و شما، خود آدما برامون جذاب نیست.

ماها دوست داریم یه مردی با بدن رونالدو و شفافیت ذهن لیکاف و پول جف بزوس پارتنرمون باشه. اگر اینا نشد، حداقل ترکیب لباس پوشیدنش مثل اونا باشه. غذا خوردنش مثل اون خارجی‌هایی باشه که بیف سفارش می‌دن یا پتیزا می‌خورند.

ماها دوست داریم پارتنرهامون به تصاویر ذهنیی که از یه پارتنر جذاب داریم نزدیک باشه. تصویری که بعید نیست فیلما و سریالا و کلا رسانه‌ها بیشترش رو ساخته باشند.

همچینین دوست داریم پارتنرمون زنی باشه با بدنی به شکل ساعت شنی و چربی بدن ۱۸٪ که میشه باهاش ساعت‌ها صحبت کرد و همیشه‌ی خدا به خودش می‌رسه. فعالیت‌های ngoیی داره و همیشه تو کیفش یه کتاب هم هست.


در نتیجه، بهتر نیست بزاریم آدما با حساب کتاب خودشون رفتار کنند؟ یواش یواش که ارتباطمون باهاشون بیشتر شد و بیشتر بر طبق میل خودشون رفتار کردند، ما هم بیشتر می‌شناسیمشون.

ولی عادیه که همون اول به خاطر ایجاد ارتباط، سعی بکنند کلیشه‌هایی رو تکرار بکنند. گرچه نباید دروغ بگن، اما اذیتشون نکنیم. بزاریم اگه همبرگر پر سس دوست دارند، وقتی با ما اومدن دیت اول، سالاد و بیف سفارش بدنD:


این مطلبی که نوشتم، جزوی از «جستارهایی در باب ذهن یک زن(بخش روابط عاطفی)» بود. بقیه‌ش رو می‌تونین تو لیست مطالب همین مطلبی که لینک دادم بخونین.