ویرگول
ورودثبت نام
کوشا مظفری
کوشا مظفریدانشجوی ادبیات دراماتیک /دانشگاه هنر ایران میخوام چیزهایی رو بنویسم ، که دوست داشتم یکی می نوشت و من می خوندم.
کوشا مظفری
کوشا مظفری
خواندن ۶ دقیقه·۱ ماه پیش

قورباغه ها : کمدی ای درباب اینکه چگونه تراژدی بنویسیم!

"قورباغه ها"  اثر آریستوفان ، کمدی ایست در باب تراژدی نویسی.

در این نمایشنامه خدای شراب و تئاتر، به هادس سفر می کند تا یک تراژدی نویس برجسته را به جهان زندگان بازگرداند ، چرا که تئاتر و فستیوال دیونیزیا در آن زمان رو به انحطاط بوده و دیگر آتن تراژدی نویس درخوری ندارد.

در اینجا ، مرز اسطوره و زندگی روزمره شکسته می شود؛ خدای تئاتر با شخصیت هایی گفتگو می کند که معاصر تماشاگران آن زمانند.

شخصیت ها پیوسته به اشخاص حقیقی و زنده اشاره می کنند(اکثرا سیاستمداران). این چنین تئاتر وارد زندگی حقیقی می شود اما خود هرگز چنین حقیقی نمی شود که تماشاگران فراموش کنند که در حال تماشای اثری دراماتیک هستند

در همان لحظات آغازین نمایشنامه ، شکستن مرز تماشاچی و بازیگر را داریم:

"Xanthias: Shall I say one of the usual things , master, that the audiences always laugh at?"

ارباب، می شود یکی از آن چیزهایی را بگویم که تماشاچیان همیشه به آن می خندند؟

 

دیونیزوس در لباس هرکول همراه نوکرش زانتیاس
دیونیزوس در لباس هرکول همراه نوکرش زانتیاس

این بخش بیشتر کارکرد کمیک دارد اما در ادامه از این یادآوری ها استفاده می شود برای بر انگیختن مخاطب از منظری سیاسی و اجتماعی. تماشاگر اینجا منفعل نیست ، بلکه حضور و قوه ی اندیشه اش به رسمیت شناخته می شود.

برای مثال همسرایان در پاراباسیس(بخشی از کمدی که در آن همسرایان مستقیما با تماشاگر سخن می گویند و از موقعیت نمایشی یا نیمه یا به صورت کامل خارج می شوند) می گویند:

"Commence the sacred dance ,O muse ,

And come hither, for the delightfulness of my song,

To behold the great throng of the people,

Where there sit ten thousand intellects

More honourable than Cleophon…"

ای میوز،رقص مقدس را آغاز کن،

و پیش آ، برای دل انگیزی سرود من ،

تا انبوه عظیم مردم را بنگری ،

آنجا که ده هزار خرد نشسته اند،

خردهایی شرافتمند تر از کلئوفون...

کلئوفون سیاستمداری است که چندین بار نامش در نمایشنامه آورده می شود و از او به صراحت انتقاد می شود.(حتی در جایی پلوتو برای او آرزوی مرگ می کند). می دانیم که سال نگاشته شدن "قورباغه ها" ، 405 ق.م است؛ در این سال آتن در وضعیت بغرنجی قرار گرفته. از یک سو ناوگان دریایی اش نابود شده ، از سوی دیگر جنگ های پلوپونزی به تازگی تمام شده و آتن از اسپارتا شکست خورده و همچنین دیگر حامی قدرتمندی ندارد(در حالی که اسپارت ها پارسیان را در کنار خود داشتند).در چنین شرایطی، کلئوفون سیاستمدار آتنی ، هرگونه صلح با اسپارتا را نفی می کرد و اصرار بر ادامه جنگ داشت درحالی که قحطی هر چه بیشتر در زندگی مردم آتن ، نمود پیدا می کرد.

در این زمان شرایط تئاتر هم چندان بهتر از سیاست نیست؛ تراژدی یونانی رو به انحطاط است. آتن به تازگی دو تن از برجسته ترین تراژدی نویس هایش(اوریپید و سوفوکل) را از دست داده. در چنین شرایطی است آریستوفان خود خدای تئاتر را به نجات تراژدی می فرستد!

"قورباغه ها" واکنشی است به این شرایط آتن، آریستوفان همچنین تنها به بازنمایی و کنایه زدن بسنده نمی کند و برای عبور از این تاریکی راه حل نیز عرضه می کند.

بخش کثیری از نمایشنامه، به مناظره اوریپید و آیسخلوس در هادس ، اختصاص داده می شود. دیونیزوس در انتها باید بین این دو تراژدی نویس بزرگ ، یکی را برای بازگرداندن به جهان زندگان و نجات آتن انتخاب کند.

اینجاست که آریستوفان، با انتخاب آیسخلوس به ارائه نوعی بیانیه ی سیاسی_اجتماعی  دست می زند.

اوریپید در اینجا نماینده ارزش های فرد گرایانه است؛ قهرمان های او علیه جامعه قیام کرده و بی اخلاقی های خود را با زبان توجیه می کنند و حتی حکمت خدایان را زیر سوال می برند. همچنین اوریپید در این مناظره ، به صورت یک شخصیت سفسطه گر و اهل مغالطه بازنمایی می شود.

آیسخلوس نقطه ی مقابل اوست؛ به سنت ها و خدایان پایبند است، اتحاد را مهمترین چیز می داند و جامعه را به فرد ترجیح می دهد، همچنین شجاعت و مردانگی را برتر از هوشمندی می خواند.

آریستوفان ، بهترین تراژدی نویس تاریخ را نه بر اساس هنر استفاده از زبان ، بلکه برای اثری که بر پولیس می گذارد بر می گزیند. به عقیده او، روحیه کهن دلاوری و اتحاد ، آن چیزیست که آتن عصر او محتاج آن است.

شخصیت دیونیزوس هم در ابتدا شیفته اوریپید است چرا که اشعار او برایش لذت بخش است اما در انتهای نمایش ، تحت تاثیر اخلاقیات آیسخلوس قرار می گیرد و تصمیم می گیرد کاری را انجام دهد که برای جامعه مفید است ، نه کاری که برای شخص او لذت بخش است.

سوای از کارکرد سیاسی اجتماعی، نمونه ایست از نقد ادبی در جوامع باستانی. عیان است که آریستوفان تراژدی را عمیقا می شناسد. نمایشنامه ، مملو است از ارجاعات ریز و درشت به آثار آیسخلوس و اوریپید. آریستوفان حتی تا جایی پیش می رود که زبان هر یک از اینها را تقلید می کند و به نوعی پولی فونی(چند صدایی) حقیقی می رسد. در ادامه لیستی از تفاوت آثار آیسخلوس و اوریپید را آورده ام که در متن نمایشنامه به آنها اشاره می شود:

آیسخلوس
آیسخلوس

آیسخلوس: سکوت های طولانی شخصیت ها، سرودهای طولانی همسرایان، قهرمانان مرد قدرتمند ، استفاده از هنر برای آموزش ارزش های اخلاقی، زبان فاخر و شاعرانه ، تکرار کلمات هم معنا در کنار هم

اوریپید
اوریپید

اوریپید: بازیگر پر حرف تر و کمرنگ شدن همسرایان ، توضیح پیش داستان در ابتدای نمایش، روحیه منطقی و انتقادی ، شخصیت های زن بی پروا، زبان دقیق ، بی اخلاقی

می دانیم که زبان کمدی در کل ساده تر از تراژدی است. این امر تنها به دلیل استفاده از واژگان عامیانه نیست ، بلکه به شکل کلی وزن اشعار هم مربوط می شود. کمدی در بسیاری جاها با شکستن وزن ایامبیک، به گویش روزمره مردم آتن نزدیک تر می شود ، در صورتی که در تراژدی وزن بسیار سفت و سخت تر رعایت می شود. حال آریستوفان با این ویژگی ها بازی می کند و به صورت هجو آمیز ، وزن تراژدی را نیز تقلید می کند اما با واژگان عامی و مبتذل.

تا اینجا به نام نمایشنامه اشاره ای نشد. "قورباغه ها" ، در واقع قورباغه هایی هستند در رودی که به هادس ختم می شوند. اینها تنها در یک صحنه به عنوان همسرایان ظاهر می شوند.

همسرایان قورباغه ، آوازهایی می خوانند موزون اما تقریبا بی محتوا. آریستوفان در این صحنه قدرت و خلاقیت خود را در استفاده از ریتم ، برای خلق موقعیت دراماتیک به نمایش می گذارد. قورباغه ها با سرعت آواز می خوانند و دیونیزوس باید سرعت پارو زدن و همچنین آواز خود را با آنها هماهنگ کند و تنشی بین اینها صورت پیدا می کند که البته در پایان صحنه ، دیونیزوس موفق می شود آواز قورباغه ها را کندتر و در نهایت آن را متوقف کند.

بسیاری از محققان این قورباغه ها را ، نمادی می گیرند از آوازهای مرده و بی ارزش اما موزونی که حالا فراموش شده اند. آوازهای همسرایان تراژدی هایی بی معنی که هیچ سودی برای جامعه ندارند و تنها قورباغه هایی هستند در برکه.

https://youtu.be/m54VYfe9MOU?si=JuerJbza-aoaF6ba

(این ویدیو کوتاه بامزه این صحنه رو به شکل عروسکی بازنمایی می کنه😁)

brekekekex koax koax!
brekekekex koax koax!

این کمدی ، نمایانگر دموکراسی آتنی است. به بزرگترین سیاستمداران کنایه می زند، بزرگان را به هجو می گیرد و حتی بر تن یک خدا ، لباس بردگان را می پوشاند.

 

ارسطو در فن شعر می گوید:

کمدی تقلیدی است از انسانهای فروتر

 

البته که آریستوفان اینجا از انسانهایی والا مانند آیسخلوس تقلید می کند اما در کل بسیاری از کارشناسان حوزه ادبیات نمایشی ، این "تقلید از انسانهای فروتر" ، را دستمایه ای ساخته اند برای پایین آوردن شان و جایگاه کمدی ،

اما آیا به راستی اثری مانند "قورباغه ها" ، با این ارجاعات عمیق و خیرخواهی سیاسی اثری پست است؟

(من این متن رو برای کلاس ادبیات کلاسیک اروپا نوشته بودم و تصمیم گرفتم آن را برای شما اینجا به اشتراک بگذارم تا شاید دیگر دانشجویان ادبیات نمایشی و در کل علاقه مندان به تئاتر بتوانند از این یادداشت استفاده کنند.)

پ.ن: فقط نمی دونم چرا دسته بندی فیلم و سینما شده اگر کسی راهنمایی داره که چجوری میشه درستش کرد خوشحال میشم بگه

 

منابع:

Frogs—translated by Alan H.Sommerstein

فن شعر ارسطو

تراژدیسیاسی اجتماعیکمدییونان باستانتئاتر
۱۷
۱
کوشا مظفری
کوشا مظفری
دانشجوی ادبیات دراماتیک /دانشگاه هنر ایران میخوام چیزهایی رو بنویسم ، که دوست داشتم یکی می نوشت و من می خوندم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید