آخ تو تَسکِ فردای منی...

خبببب من بعد از کلی وقت اومدم بنویسم باز. در مورد تجربه م با CRM قبلا نوشتم. الان میخام یکی از چیزایی که میبینم تو یه سری شرکتا مشکل سازه رو بگم. این که تخصیص و مدیریت وظیفه ها تو CRM شده وسیله ای برای افکندن کار امروز به فردا. یعنی تا میبینن یه کاری رو دوس ندارن انجام بدن، سریع به تعویق میندازنش. نتیجه ش این میشه که کارارو به صورت کتبی دقیقه 90 انجام میدن.

که قرار نیس اینجوری باشه. قراره CRM داشته باشیم که کارامون جمع نشه برا لحظه آخر. مشکل به نظر من (که فقط نظر شخصیه) انگیزه کارکنا و مشخص نبودن استراتژی مدیریت ارتباط با مشتریه. اگه کارمنداتون قانع نشن که این ابزار به چه دردی میخوره، روال قبلی رو با ابزار جدید ادامه میدن.

این سی آر امی که ما گرفتیم (و همونطور که میبینین خیلی ذوقشو دارم و هی راجع بهش حرف میزنم :دی ) تو زمینه ی تسک و فعالیت این مدلی کار میکنه: یه فعالیتی تعریف می کنی، تاریخ و ساعت میدی بهش (یا فقط تاریخ. بسته به نوع فعالیت) و دقیقا سر تایمی که گفتی یه پاپ آپ برات باز میشه که مثلا "تماس با فلانی".

قاعدتا تسک باید قابلیت اینو داشته باشه که عقب بندازیش تو سیستم. حالا اگه همون موقع تلفنت اشغال بود یا جلسه بودی، نمیتونی کارتو نصفه بذاری که با فلانی تماس بگیری. ما هر چند وقت یه بار پیش میاد به تعویق بندازیم کارارو (میشینه تو یه لیستی به اسم فعالیت های با تاخیر) که طبق اولویت سریع بهشون می رسیم که این لیستمون خالی باشه عموما.

حالا چرا این کارو میکنیم؟ چون قبل از انتخاب راجع به استراتژیا و اهمیت نرم افزار برامون، جلسه ها داشتیم. هممون میدونستیم میخوایم به چی برسیم.

نهایتش که اگه دارین از یه ابزاری (که مطمئنین درست انتخابش کردین) استفاده میکنین و کاراتون بازم مث قبل پیش میره، به خاطر اینه که مثل قبل انجامش میدین. اون لیست بلند بالای کارای با تاخیرو که نرم افزار براتون انجام نمیده! فقط با هر تعویق و "حالا بعدا انجامش میدم" طوماری تر و ترسناک تر میشه.

پس، مث تقریبا همه چی تو زندگی، اگه نتیجه کارتون خوب نیست، یه لحظه به این فکر کنین که شاید شما خوب انجامش نمیدین. :)